برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

به بهانه وضعیت ابومسلم؛ خورشید باز هم از شرق طلوع خواهد کرد

پنجشنبه، ۲۹ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۵۲ — گل

خطّه‌ی آقای گل‌ها و چارچوب‌شناس‌ترین‌های ادوار مختلف لیگ. از عبدالجلیل گل‌چشمه و رضا صاحبی گرفته تا غلامرضا عنایتی و فریدون فضلی. مشهدی‌ها همیشه در جدول گلزنان حضوری پررنگ دارند

به شروع لیگ دوازدهم نزدیک می‌شویم. لیگی که از نظر وسعت می‌توان گفت فوتبال را به بیشتر نقاط میهن پهناورمان کشیده است. این بار حتی غرب کشور با گهر دارای تیم است. اما نمی‌توان گفت این لیگ نقشه جغرافیایی کاملی دارد. به اسامی شهرهای دارای تیم که نگاهی بیاندازیم جای مشهدی‌ها و در کُل شرق کشور خالی است.

مشهد که به عنوان یک موش آزمایشگاهی پس از قربانی شدن در راه خصوصی‌سازی عجولانه و غیرکارشناسی و همچنین واگذاری‌های صوری در این سال‌ها مدام پسرفت داشته است، امسال نیز تیمی در لیگ برتر فوتبال نخواهد داشت. جالب آنکه مردم فوتبال دوست خراسانی با ۳ ساله شدن غیبت‌شان در لیگ برتر هم حاضر به رضایت دادن برای انتقال امتیاز تیمی لیگ برتری به این منطقه نشدند و ترجیح دادند پولی که قرار است صرف خرید امتیاز شود را برای پرداخت بدهی‌ها و بستن تیم هایی قدرتمند به کار برند.
هرچه باشد خراسان دیار مردان خوش نام فوتبالی کشور بوده و از دیرباز جایگاه قابل احترامی در بین اهالی فوتبال دارد. از حشمت مهاجرانی و اکبر میثاقیان گرفته تا خداداد و حنطه و برگی زرها و بقیه. مردان عموماً بی شیله پیله ی دوست داشتنی مستطیل سبز که همواره از جمله فوتبالیست‌های خوش‌استیل و خوش‌نفس کشورمان بوده‌اند و اغلب در لیگ کشور بین بهترین‌ها، که البته کمتر در تیم ملی حاضر بودند.

خطّه‌ی آقای گل‌ها و چارچوب‌شناس‌ترین‌های ادوار مختلف لیگ. از عبدالجلیل گل‌چشمه و رضا صاحبی گرفته تا غلامرضا عنایتی (نخستین کسی که توانسته صد گل در لیگ برتر به ثمر رساند) و فریدون فضلی. مشهدی‌ها همیشه در جدول گلزنان حضوری پررنگ داشته‌اند. حتی وقتی به لیست کوتاه آقای گل‌های خارجی تاریخ لیگ برتر نیز نگاهی می اندازیم، بازهم نام اولروم، مهاجم سابق سیاه جامگانِ ابومسلم به چشم می خورد.

فوتبال خراسان خیلی وقت است که اصلاً حال و روز خوشی ندارد و هیچ پاسخی هم از همان هایی که فوتبال را در این استان تا نابودی کامل کشانده اند شنیده نمی شود. فوتبالی که کمی پیشتر محل برو بیا و سر زبان افتادن خیلی‌ها بود. خیلی هایی که البته هیچ کدام بومی منطقه نبودند. و حالا این خود خراسانی‌ها هستند که در این شرایط دشوار زمام امور را به دست گرفته اند. اکنون در استان خراسان و به خصوص شهر مشهد مقدس، در حال حاضر به اندازه تعداد انگشتان یک دست، تیم فوتبال حیات ندارند. از این نظر نیز فوتبال خراسان افت محسوس و قابل ملاحظه ای داشته است که بی شک جای نگرانی دارد، اگر برای مسئولان رده بالای فوتبال کشور مهم باشد. البته همگی تیم های خراسانی در فصل ۹۲-۹۱ در دسته های پایین حضور خواهند داشت. سیاه جامگان، شهرداری قوچان، پیام مشهد...

پیام مشهد. نامی که افسوس و حسرت بر دل هر فوتبال دوستی می گذارد. همان تیم با سابقه ای که با قدمتی ۳۶ ساله وضعیت فاجعه بار و واقعاً اسفباری دچار شده و از لیگ برتر تا دسته سه، سقوط آزاد داشته است. تیمی که علی رغم آنکه به اندازه کافی با انواع و اقسام مشکلات پیچیده دست و پنجه نرم می کرد، پس از سقوط از لیگ برتر و دسته اول (به دلیل بدهی) در آزمونی خطا، هرچند کوتاه مدت، انتقالی مقطعی به نیشابور داشت که همان طور که انتظار هم می رفت دردی را دوا نکرد.

به همه اینها اتفاقات عجیب و غریب هفته پایانی مسابقات دسته دو کشور را نیز اضافه نمایید که سبزپوشان را به دسته سه هم فرستاد. (سقوط پیام مشهد در شرایطی رقم خورد که پرسپولیس برازجان رقیب پیامی‌ها در انتهای جدول لیگ دو، تا دقایق پایانی از سایپا مهر کرج دو بر یک عقب بود که به یک باره و در عرض فقط چند دقیقه سه گل در آن مسابقه رد و بدل شد تا نماینده برازجان با حساب ۴ بر دو از سد سایپا بگذرد و با این نتیجه ضمن بقا در لیگ دو حکم سقوط پیامی‌ها به لیگ دسته سه را امضا کند. این اتفاق بحث تبانی را هم به میان آورد اما در نهایت به دلیل آنکه هیچ فیلمی از این مسابقه یافت نشد! و اصولاً در خراسان کسی نبود که از تیم‌ها حمایت کافی به عمل آورد این موضوع در حدّ یک اتهام باقی ماند.) سبزپوشان مشهدی در فصلی که سپری شد تا جایی پیش رفتند که گاهی حتی لباس برای بازی کردن در اختیار نداشتند. قابل توجه خوانندگان محترم که در اینجا از یک تیم محلی سخن نمی گوییم. بلکه از تیمی می گوییم که ستارگانی نظیر داریوش یزدانی، نیما نکیسا، ستار همدانی و چندین و چند نفر دیگر را به فوتبال کشور معرفی نمود. همان تیمی که آبی پوشان پایتخت، آخرین قهرمانیشان در لیگ برتر را با برد پر زحمت مقابل این تیم مشهدی به دست آورده اند. عمق فاجعه در مورد این تیم آن است که همه این اتفاقات ناگوار برای پیامی‌ها در طول تنها ۳ سال روی داد. این یعنی سقوط بی وقفه. کاش کسی دلش به حال تیم های ریشه دار فوتبالمان می سوخت. شاید برای رفع معضلات پیام‌ها فردا هم دیر باشد و در صورت وقت تلف کردن و این دست، آن دست کردن و دست به دست کردن ها! دیگر چیزی جز خاطرات پیام باقی نماند.

اما در بین تمام تیم های فعلی شرق کشور، ابومسلم خراسان جایگاه ویژه ای دارد. تیم غول کُش و گربه سیاه بزرگان. با آن طرفداران دو آتشه و متعصبش که در زمین های فوتبال مهمان نوازی را به کُل از یاد می برند و اینگونه برای رقیب جهنم می سازند و برای خود قلعه ای تسخیر ناپذیر. (کلاغ، نماد فانتزی ابومسلم است. پرنده‌ای که هیچ گاه شکار نمی‌شود و عمری طولانی دارد. همچنین رسواگری ماهر است!) از ابومسلم می‌گوییم. تیمی که تا قبل از آنکه تاوان آزمون و خطاهای خصوصی‌سازی را در فوتبال‌مان بدهد کارخانه پرورش بازیکن (چه بومی و چه غیر بومی) بود. در همین لیگ دوازدهم اگر به اسامی نفرات ۱۸ تیم لیگ برتری نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد این تیم ریشه دار در تولید و پرورش بازیکن چه‌ها کرده است. شهاب گردان، ارشاد یوسفی، سید محمد حسینی، محمدرضا خلعتبری، مجتبی جباری، خسرو حیدری، حسین بادامکی، ناصحی و نام های پر شمار دیگری که همگی در این تیم توانستند نامی برای خود دست و پا کنند. غیبت این تیم دوست داشتنی نه تنها مردم شرق کشور را از داشتن تیمی لیگ برتری محروم نموده بلکه موجب گشته تا کشور نیز از داشتن نماینده ای پر طرفدار در لیگ دوازدهم بی بهره باشد.

در این رابطه به جرات می‌توان گفت هیچ کدام از نمایندگان فوتبال استان خراسان که از آنها نام بردیم به اندازه ابومسلم پر طرفدار نیستند که به دلیل ریشه و قدمت آن و به خصوص رنگ خاص لباس این تیم است که موجب شده در جای جای کشور نیز طرفدارانی داشته باشد. علاقه مشهدی‌ها به این تیم تا آن حدی است که در این شهر بزرگ هر تیمی که می خواهد تشکیل شود در بین نام‌های انتخابی گزینه‌هایی مانند سیاه‌جامگان، مشکی‌پوشان و اسامی از این دست که مربوط به القاب ابومسلم است، به چشم می خورد. «غافل از آنکه رنگ مشکی لباس ابومسلم اقتباسی است از رنگ لباس سیاه جامگان خراسانی و افزودن رنگ قرمز به خاطر نشان لکه‌های خون بر پیراهن سربازان وفادار اوست و ریشه ای تاریخی دارد .همچنین در نماد باشگاه با رنگ مشکی، در وسط و چهار خط قوس اطراف آن نشان یازده مرد میدان مسابقه است و خط وسط نماد هشت سردار وفادار و فرمانده ابومسلم در نبرد می باشد.» حتی خطوط مشکی آرم ابومسلمی‌ها خاص این تیم و منحصر به فرد است.

در سال های اخیر و با سقوط های سریالی تیم های فوتبال خراسانی، تحول اساسی در مدیریت و نگرشی جدید در این رشته اجتناب ناپذیر می نمود. انتخابات ریاست هیات فوتبال خراسان رضوی فرصتی بود برای ایجاد این تغییر. رای قاطع اعضا به عباس چمنیان تحصیل کرده، فوتبالی و آشنا به مسائل ریز و درشت فوتبال استان، نور امیدی در دل طرفداران فوتبال خراسانی کاشت، در جهت برخاستن دوباره فوتبال استان و بازگشت به روزهای خوش گذشته. جایی که استادیوم پیر تختی در قلب شهر و ثامن تازه تاسیس پر می‌شد از هیجان و شور و نشاط.

در این شرایط نابسمان، مربی سابق پیام مشهد بهترین فردی بود که با تجربیات فراوان فوتبالی می تواند سر و سامانی به اوضاع بخشد. بدون شک او به مشکلات گذشته و پیش رو کاملاً آگاه است. استراتژی ها، اهداف و افکار رئیس جدید بیانگر این موضوع است. او رسماً اعلام نموده در هر رشته‌ای صد درصد مخالف تیم‌داری هیات فوتبال خراسان رضوی است و اگر صاحبان صنایع، تیم‌داری نکنند بهتر است که هیات در زمینه‌های استعدادیابی و پایه عمل کند. او به فوتبال پایه اهمیت بسیاری داده و این کار را از ساماندهی مدارس فوتبال و بازگرداندن طرح آسیا ویژن آغاز نموده است. ضمن آنکه عدم پوشش مناسب مسابقات نمایندگان این استان توسط رسانه در گذشته و رفع این مورد نیز از دغدغه های اصلی او به شمار آمده اند.

اما چیزی که در فوتبال خراسان تا دلتان بخواهد وجود دارد مشکلات است. کلاف سر در گم و موضوع پیچیده و گره خورده ی بحث مالکیت تیم های مشهدی، بدهی های کلان و دردسر ساز و مشکل آفرین این باشگاه‌ها (یا شاید افراد منتسب به آنها!)، جلب نظر سرمایه های گسترده درون استانی برای تامین منابع تیم داری، توسعه ی زیر ساخت های فوتبال در تمام شهرهای استان و نه فقط مشهد بزرگ، ایجاد هماهنگی بین دستگاه های مرتبط و ارگان های اثر گذار و نظارت بر عملکرد مدیران در حمایت از تیم های استان خراسان رضوی و امور تیم داری از جمله آنهاست که برطرف کردنشان عزمی جزم می خواهد و اراده ای پولادین. البته تحقق این امر یقیناً نیازمند همکاری، کمک و حمایت همه جانبه است.

شاید با وجود کوهی از مشکلات در فوتبال خراسان، خیلی‌ها دیگر امیدی به بازگشت قدرتمندانه فوتبال این استان نداشته باشند اما حالا و با حضور چمنیان در هیات فوتبال استان خراسان رضوی و همچنین حشمت مهاجرانی (بهترین مربی ایرانی تاریخ تیم ملی فوتبال کشورمان) در آکادمی فوتبال ابومسلم، می توان با دلخوشی، آینده ای روشن برای فوتبال این استان شرقی متصور شویم که البته بی شک بدون حمایت های مادی و معنوی درون استانی و همچنین فدراسیون فوتبال امکان پذیر نیست. چیزی که فوتبال خراسان به شدت از نبود آن رنج برده و بسیار ضرر کرده است. انتظار از مسئولان در این برهه در حالی است که لااقل دردسر هایی که خود برای نمایندگان فوتبال خراسان به وجود آورده اند را به هر نحوی رفع نمایند و بعد از آن همه چیز را به بومی‌ها بسپارند. در خراسان تمام ظرفیت های لازم به وفور وجود دارد اما مشکلات انباشته شده پیشین (مهمترین معضل فعلی فوتبال خراسان) اجازه پیش روی نمی دهد و مانع بزرگی برای علاقمندان و سرمایه گذاران بخش ورزشی شده است.

باید منتظر ماند و دید از چه زمانی خورشید فوتبال ایران زمین ابتدا از مشهد بالا می آید و آیا اصلاً دوباره این امر محقق می گردد و فوتبال خراسان ناکامی‌ها را پشت سر خواهد گذشت یا خیر. با این وجود لازم به ذکر است که شاید تمام تیم های دیگر لیگ برتر و همچنین طرفدارانشان نیز بیشتر از هرجایی دوست داشته باشند تا تیمی از مشهد در سطح اول فوتبال کشور حضور داشته باشد که به بهانه آن بتوانند در طول سال و در کوران مسابقات حداقل یک بار به زیارت امام رضا (ع) هم بیایند. نظر شما چیست؟!

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391