برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

وقتی کی رش با دغدغه‌هایش رفت

پنجشنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۰۵ — جوان‌آنلاین

آنچه از بازی استقلال به جای ماند، نه فقط گلی بود که براساس دو تعویض امیر قلعه‌نویی به ثمر رسید که در اصل خروج زودهنگام و عجیب سرمربی تیم ملی از ورزشگاه بود.

کارلوس کی‌روش و تیم تیم ملی ایران

کارلوس کرش که همواره عادت داشت در فاصله ۵ دقیقه به پایان بازی، ورزشگاه را ترک کند، این بار وقتی به دقیقه هفتادم بازی رسید، بلند شد و از ورزشگاه بیرون رفت تا ادامه بازی را نبیند. این در حقیقت، نه از سر بی‌حوصلگی و خواب‌آلودگی آقای سرمربی که در اصل نوعی اعتراض ویژه مردی بود که می‌خواست با این بازیکنان، با این تیم‌ها، با این نمایش، با این لیگ و این فوتبال، تیمش را به جام جهانی برساند. کرش دقیقه ۷۰ ورزشگاه را ترک کرد، چون دلیلی نداشت که بنشیند و ادامه بازی را تماشا کند. آن ۷۰ دقیقه چه چیزی برایش داشت که آن ۲۰ دقیقه پایانی را با وسوسه و حریصانه نگاه کند.

پرستاره‌ترین تیم‌های لیگ، تیم‌هایی که شالوده تیم ملی را می‌سازند، ناامیدکننده‌ترین نتایج ممکن را گرفته‌اند. نتیجه، نه فقط براساس آنچه روی تابلوی نتایج رقم می‌خورد که در اصل آن مشمول همان اتفاقی می‌شود که هوادار را روی سکوها به سکوت وامی‌دارد؛ سکوتی سنگین و ۸۰ دقیقه‌ای! کارلوس کرش ورزشگاه را ترک کرد تا بیشتر از بابت دیدن فوتبالی که نه بار مثبتی دارد، نه ارزش و مقامی به همراه می‌آورد، نه نتیجه‌ای درخشان طی ۳۰ سال اخیر گرفته، نه سازندگی دارد و فقط و فقط ادعایش به عرش آسمان رفته، عذاب نکشد. عذاب آور بود. . . فوتبالی که سه‌شنبه شب استقلال و شب سه‌شنبه پرسپولیس به نمایش گذاشتند، آن قدر کسالت‌بار و ناامیدکننده بود که سرمربی تیم ملی را از بابت راهی که در پیش دارد بیش از پیش به هراس بیندازد.

یک بار دیگر به موجودیت فوتبال ایران نگاهی گذرا بیندازیم؛ فوتبالی که پولش را به صورت وحشیانه‌ای خرج بازیکنانی می‌کند که حتی نیمی از نام و ادعای خود را در زمین بازی هم نمی‌توانند به اجرا درآورند؛ بازیکنانی که کرش البته اگر بهتر از آنها سراغ داشت، حتماً به سراغ‌شان می‌رفت.

فوتبالی را نگاه کنیم که آن قدر سازندگی را فراموش کرده که کرش در اوج ناامیدی، به سراغ بازیکان شاغل در لیگ‌های خارجی می‌رود. اشکان دژاگه را به زور و زحمت می‌آورد و امید نظری را از سوئد پیدا می‌کند. خبر رسیده به هلند و سوئیس هم سفر کرده و دنبال ناشناخته‌های دیگر است. چرا؟ چون این فوتبال در هفته سوم (که قاعدتاً باید لبریز از نکته‌های جدید و پدیده‌های نو باشد) آن قدر خسته‌کننده است که زیپ دهن هوادار را می‌کشد و مشوق را روی سکوهای داغ مرداد به سرمای زیر صفر درجه می‌برد و کرش را دقیقه ۷۰ راهی خانه می‌کند.

عذاب روحی کرش باید دغدغه امروز ما باشد؛ مایی که شهریور ماه باید در بیروت مقابل لبنان قرار بگیریم و هیچ نتیجه‌ای جز پیروزی به صعود امیدوارمان نمی‌کند. همین معادله ساده کرش را آن قدر عصبی می‌کند که دیدن باقی بازی‌ها را رها کند و زودتر از تصمیم داور بازی را تمام شده بداند!

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391