برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

نگذارید مردم دوباره قهر کنند!

پنجشنبه، ۲۷ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۲۱ — جوان‌آنلاین

ورزشگاه آزادی، سه‌شنبه‌شب، بار دیگر پر بود از غرور و افتخار. پر بود از شور و نشاط. پر بود از امید و هیجان. ورزشگاهی که سال‌هاست آزادانه احساسات مردم را در آغوش می‌گیرد و هیجانات، غرور، افتخارات و گاه هم اشک‌ها و آه‌ها و حسرت آنها را به تماشا می‌نشیند.

ادی اما سه‌شنبه شب شاهد شادی بی‌وصف مردمی بود که بار دیگر امیدوارانه خود را در دل ورزشگاه پیر جای داده بودند و رؤیاپردازی می‌کردند برای حفظ رکورد آزادی و افزایش شانس کشورشان برای کسب جواز حضور در جام‌جهانی.

باز هم آزادی جای سوزن انداختن نبود و سر از پا نمی‌شناخت. دور تا دور ورزشگاه را اگر سر می‌چرخاندی، مردم بودند و مردم. مردمی که از اولین ساعات صبح و به محض بازشدن درهای ورزشگاه، خود را به سکوها رسانده و آماده حمایت بودند. حمایت از تیمی که امیدواریم قدر این همه احساسات و حمایت‌ها را بداند.

آزادی سه‌شنبه شب پر شد و غرور ملی بار دیگر فوتبال را شرمنده کرد اما سکوها را توصیه‌های دوستان پر نکرد. نه توصیه آنهایی که دوست واقعی هستند و دلسوز، نه بیانیه‌ها و فراخوان‌ها و نه خواسته آنهایی که از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا خود را لابه‌لای بزرگان و صاحبنظران جای دهند. آزادی را سه‌شنبه شب عشق مردم به کشورشان و به موفقیت فوتبال بود که پر کرد. عشقی که نیاز به توصیه و فراخوان ندارد و اگر هیچ تقاضایی هم نمی‌شد برای حضور در ورزشگاه، باز هم همین تعداد تماشاگر را روی سکوهای آزادی می‌نشاند و هزاران نفر را بیرون درها نگه می‌داشت و میلیون‌ها نفر را در خانه‌هایشان پای لنزهای تلویزیون می‌نشاند.

از امروز اما باز هم شروع می‌شود. شعارهای همیشگی و تکراری که تمام آنها را از بر‌ هستیم. آشتی مردم با فوتبال. آشتی هواداران با فوتبال و جملات کلیشه‌ای از این قبیل که هیچ کدام دلیل پر شدن آزادی در شب بازی با کره‌جنوبی نبود.
آشتی یا قهر مردم و هواداران با فوتبال هیچ ارتباطی با آدم‌هایی که سه‌شنبه شب برای تماشای بازی با کره‌جنوبی در آزادی حضور داشتند و موفقیت تیم ملی را یک صدا فریاد می‌زدند ندارد و نمی‌تواند به معنای آشتی با فوتبال هم باشد. مردم خودشان می‌دانند چه زمانی باید باشند و چه زمانی نباشند بهتر است برای اینکه یکسری چیزهایی را یادمان بیاید و حس کنیم.

این مردم به خواست ما نبود که آمدند که حال ما بخواهیم رمزگشایی کنیم این حضور پرشور را. آنها خودشان آمدند، چون حس می‌کردند باید از تیم‌ملی کشورشان حمایت کنند. از تیم‌ملی کشورشان، نه یکسری آدم‌های پرمدعایی که به عنوان بازیکن و مربی و مدیر و... درخواست حضور آنها را داشتند. مردم و هواداران فوتبال، همواره در مواقع لزوم حضور دارند. حضوری پر شور که هر بار نیز مایه غرور و افتخارمان می‌شود این حضورشان.

اما خیلی زود هم فراموشمان می‌شود. فراموشمان می‌شود از چه ساعتی روی سکوهای ورزشگاه به انتظار حمایت نشسته بودند و چه دقایقی را با فریادهای ‌ خود سپری کردند. فراموشمان می‌شود که چه‌ها کردند و چه کشیدند روی سکوهای ورزشگاه زیر ‌ آفتاب یا سوز سرمای پاییز و زمستان. فراموشمان می‌شود که آمدند و حمایت کردند و حال باید سر خم کنیم به این همه حمایت و این همه فریادی که برایمان از اعماق وجود کشیده شد.

آنها هستند اما... خیلی زود فراموش می‌شود و باز هم چند روز دیگر می‌شوند همان‌هایی که برای قطع کردن صدای فریادهایشان، دست به دامن نیروی انتظامی می‌شویم و گارد ویژه. خیلی زود فراموشمان می‌شود همه چیز و با قیافه‌هایی حق به جانب می‌ایستیم برابرشان و دست به کمر، گردن می‌کشیم که آهای! که هستید و چه می‌خواهید و منظورتان چیست از این فریادها و شعار‌ها و بیرونشان می‌اندازیم از محدوده‌هایمان و می‌شوند باز هم مشتی تماشاگرنما و حاشیه ساز و...
آزادی مملو از جمعیت و حمایتی که از ساعت ۱۰ صبح سه‌شنبه آغاز شد و تا ساعت ۱۰، ۱۱ شب ادامه داشت، غرورمان را تحریک کرد اما بیشتر از آن شرمنده‌مان کرد برابر هواداری که هر زمان نیازمان به او می‌افتد، فراخوان می‌دهیم و درخواست می‌کنیم برای حضورشان بی‌آنکه بدانیم هیچ نیازی به این کاغذ بازی‌ها نیست برای آنکه حضورشان احساس شود در صحنه و همین که کارمان تمام شد و به خواسته‌هایمان رسیدیم، پرونده‌شان را بسته و بایگانی می‌کنیم تا نیاز بعدی و باز هم می‌شوند همان حاشیه‌سازی که گوش‌هایمان را می‌گیریم برای نشنیدن صدایشان.

پیروزی تیم ملی در بازی با کره را ‌ هوادارانی رقم زدند که ساعت‌های متمادی روی سکوهای خشک آزادی به انتظار نشسته بودند و با تمام توانشان فریاد می‌زدند برای این پیروزی و دست از حمایت نکشیدند. هواداری که نه اشک‌های ساختگی بعد از اخراج را می‌خواهد و نه لبخند‌های تصنعی بعد از برد و گل را. هواداری که گاه حتی فراموش می‌کند احترام متقابل حق اوست و فقط به موفقیت می‌اندیشد و برای آن فریاد حمایت می‌زند. هواداری تغییر نسل آن نیز تغییری در شدت و حدت حمایت‌هایش وجود ندارد.

هواداری که حمایتش به زانویمان در می‌آورد اما حیف که خیلی زود همه چیز را به دست فراموشی می‌سپاریم و به پای خودمان می‌زنیم همه موفقیت‌ها را. تنها به پای خودمان. حال آنکه نقش فریادهایی که از روی سکوها کشیده می‌شود خیلی بیشتر است و نمی‌خواهیم این مهم را باور کنیم.

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391