برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

دلمان برای ویسی سوخت!

پنجشنبه، ۱۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۳۳ — گل

احتمالا ویسی از پیکان خواهد رفت و جای او را یکی از همین مربیان که همیشه نام شان در روزنامه هاست می گیرد و این یکی از همان اتفاقات بد لیگ دوازدهم خواهد بود

عبدالله ویسی

پرسپولیس پشت سر هم گل می زد و همه هوادران آن تیم که در تمام ۱۳هفته گذشته خون دل خورده بودند با هت تریک انصاری فرد و برد پر گل تیم محبوب شان بالا و پایین می پریدند.شاید خیلی هایشان دوست داشتند به جای نشستن پای تلویزیون جایی میان آن ۸ هزار نفر داشتند که بالاخره بعد از مدت‌ها ورزشگاه رفتن شبی خاطره انگیز برایشان رقم خورده بود و بعد از بازی کسی پرچم تکان دادنشان را مسخره نمی کرد. حتی کار به جایی رسیده بود که پیرمرد بعداز ۱۳ هفته اخم و ناراحتی که برایمان به ارمغان آورده بود لبخندی ریز گوشه لبانش داشت و دوربین به جای ثبت تصویر کلوز دست های لرزان او روی لب های نیمه خندانش زوم کرده بود. پرسپولیس مدام گل می زد و انگار که واقعا تکانی خورده باشد یک تیم خوب به نظر می رسید که هم زیبا بازی می کندهم قشنگ گل می زند. همه اتفاقات مربوط به پرسپولیس خوب بود اما چند متر آنطرفتر از نیمکت فاتح، مردی دست‌ها را روی سر گذاشته و سرش راپایین گرفته بود.شرم داشت که ببیند تیمش در ۴ هفته بیست گل خورده وتسلیم حریف شده .شرم از این همه ناکامی و ضعف در کیفیت فوتبال مردانی که خودش قبل از فصل انتخاب شان کرده بود. عبدالله ویسی دیشب سرخورده شده بود آنقدر که نمی توانست باکنار دستی هایش حرف بزند.آنگاه که او لب خط را رها کرد وفریاد زدن بر سر بازیکنان ناتوانش را به هوشنگ لوینیان سپرد می‌شد پایان کار او را تصور کرد اما حتی دردناک تر از این اتفاق یا تصویری که عبدالله سرها را در میان دست هایش گرفته بود،حلقه های اشکی بود که در چشمان او جمع شده اما شرم داشت تا روی گونه هایش رهایشان کند. دقایقی بعد ویسی با همان اشک های توی چشم سراغ پیرمرد رفت.مانوئل خیلی زود او را دیده بود که به سویش می آید و با بادی لنگوییج خاص مربیان خارجی وحرکت دست هایش به ویسی گفت متاسف است که اینطور اسباب سرخوردگی اش را فراهم کرده .ویسی اما پیرمرد وحرکتش را درک کرده بود وتبریک بهمربی حریف در این شرایط دشوار را از یاد نبرده بود. عبدالله استعفا داده بود و به سالن کنفرانس رفت تا با همان بغض توی گلو حرف هایش را بزند و خودش را خالی کند.دوباره حرف هایش ساده و صریح بود و با وجود شکست شش گله اش به دل می نشست آنجا که قبل از هرسوالی دستها را بالا برد و گفت تسلیمم! حرف های ویسی تکان دهنده و شنیدنی بود اما قبل از شنیدن حرف هایش دلمان برای او سوخت؛نه برای اینکه شش گل خورده بود بلکه به خاطر اینکه لیگ مان یک مربی صادق و البته خوب به لحاظ فنی را از دست می داد.بی شک ویسی یکی از دوست داشتنی ترین مربیانی است که لیگمان به خودش دیده است احتمالا ویسی از پیکان خواهد رفت و جای او را یکی از همین مربیان که همیشه نام شان در روزنامه هاست می گیرد و این یکی از همان اتفاقات بد لیگ دوازدهم خواهد بود.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391