برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

مازیار زارع: اگر کره را نمی‌بردیم فوتبال ایران نابود می‌شد، دنیزلی رفته اما دلم برایش تنگ شده

پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۳۳ — خبرآنلاین

مازیار زارع می‌گوید بدبختی فوتبال ما، خط و خط بازی روی سکوهاست.

مازیار زارع عشق دوست و تیم پرسپولیس

مازیار زارع با یک کوله پشتی پر از دلتنگی از پرسپولیس به شهرش برگشت و حالا شده هافبک ملوان. جایی که همیشه آرزویش بود دوباره در آن پست بازی کند. مازیار پارسال، فصل کابوس واری را پشت سر گذاشت و شرایط حساسی داشت. هر روز حاشیه، هر روز دردسر و هر روز شایعه. خودش به این لیست، تهمت زنی را هم اضافه کرد و گفت گاهی اوقات از این تهمت ها، کنترل اعصابش را از دست می داد! خودتان این مصاحبه را بخوانید و متوجه همه اتفاقات فصل قبل در پرسپولیس شوید.
*تبریک می گوییم، شنیده ایم ازدواج کرده ای!
بله حدود یکسال، یا بهتر بگویم هشت ماهی می شود که ازدواج کرده ام اما نمی دانم چرا به تازگی خبر ازدواجم رسانه ای شده است!
*به نظر می رسد از زمانی که به بندر برگشته ای، آرامش بیشتری داری؟
بله، صد در صد همین طور است اما منظورتان چیست؟
*فصل قبل در پرسپولیس انواع و اقسام حاشیه‌ها را داشتی و خیلی مسائل و حرف و حدیث‌ها پشت سرت بود.
مثلا ؟!
*اینکه می گفتند کم کاری می کنی یا شرایط فنی خوبی نداری و ...؟
ببینید من به روزهای خوب گذشته ام برگشته ام و اینجا در بندرانزلی به طور کامل آرامش دارم. چیزی نیست که بخواهد مرا آزار دهد. کارم را می کنم و بدون سر و صدا و جنجال پیراهن ملوان را می پوشم.
*فکر نمی کنیم پرسپولیس برای بندرانزلی‌ها مهم باشد!
بله اینجا همه مردم شهر، یکدل و یکصدا ملوان را تشویق می کنند و نه تنها پرسپولیس بلکه هیچ تیمی اهمیتی ندارد.
*برای تو چی؟
من هم هرجا بودم قلبم برای شهرم می تپید و از زمانی که به دنیا آمدم دنیا را با اسم ملوان و شهرم بندر انزلی دوست داشتم تا زمانی که بمیرم. البته این را هم بگویم که روزهای خوبم در پرسپولیس را هرگز فراموش نمی کنم و نمی توانم لطفی که هواداران پرسپولیس به من داشته اند را از یاد ببرم اما ملوان برای من چیز دیگری است.
*اوضاع و احوال ملوان چطور است؟
تیم ما بعد از سالها خوب بسته شده و حضور هدایتی مسبب تغییراتی خوبی در تیم بود. فصل را هم خوب شروع کردیم و همه چیز طبیعی پیش می رود.
*ما انتظارمان از ملوان چه باید باشد؟
ما ادعایی نداریم اما می خواهیم بالای جدول باشیم. اولین باری است که همه قدیمی‌ها در کنار هم جمع شده ایم و دوست داریم بهترین تیم را کنار یکدیگر بسازیم. نه اینکه بگوییم با پیروزی در یک بازی قهرمان می شویم اما باید همه بازی های مان را ببریم و این کار سختی است. دوست داریم کارهای سخت انجام دهیم و در نهایت مردم را خوشحال کنیم، باید دید در ادامه چه می شود.
*مهم ترین اتفاق در ملوان، تغییرات در کادر فنی بود. نظرت در مورد این قضیه چیست؟
این نظری است که مسئولان باشگاه داده اند و ما چون بازیکن هستیم، هیچ حرفی نزدیم زیرا اصلا نباید حرفی می زدیم. این مسائل به ما ارتباطی ندارد. در ملوان، اصل بر آرامش است و می بینید که نداشتن حاشیه، سبب پیشرفت های ملوان است.
*بعد از مدت ها، کنار پژمان نوری هم بازی می کنی!
بله ما سالها کنار هم بودیم. در پرسپولیس، تیم ملی و ملوان اما امسال هر دو برگشته ایم تا به تیم شهرمان کمک کنیم. ما امسال به قدری قدرتمند هستیم که تیم های مقابل مان، باید به خوبی ملوان را آنالیز کنند و نقاط قوت و ضعف ما را ببینند. دیگر بازی کردن مقابل ملوان، برای تیم های دیگر ساده و آسان نیست.
*گفته می‌شد در ابتدای فصل، هدایتی برای بستن ملوان کمک زیادی از تو گرفت و تو پایه گذار حضور پژمان، مهرداد اولادی، حسین بادامکی و البته ماندن چند بازیکن دیگر بودی؟
این مسائل اصلا در حیطه کاری من نبود که بخواهم نظری بدهم. البته من و پژمان کمک کردیم که هدایتی به بحث مشکلات مدیریتی ملوان وارد شود و از سوی دیگر من و مهرداد و پژمان می خواستیم به ملوان برگردیم. مدیریت باشگاه، از همان اول هم برای آوردن بازیکن تحت فشار بود اما شاید در تمام این مدت، یکسری مشاوره هایی به مدیریت داده ایم، همه در همین حد بوده نه بیشتر.
*جالب است که تو در پرسپولیس، پنالتی زن اول تیم بودی اما حالا در ملوان، این نقش را نداری و جلال رافخایی پنالتی می زند!
جلال پنالتی زن خوبی است و تا به حال همه ضرباتش را گل کرده است. شاید در تیم های دیگر، این مسائل مهم باشد اما در ملوان هیچ اهمیتی ندارد که چه بازیکنی پنالتی می زند و چه بازیکنی باید پنالتی بزند. همه باید به موفقیت ملوان کمک کنیم چون هواداران این را نمی بینند که چه کسی گل می زند، آنها از ملوان گل می خواهند.
*خودت هم گل زیبایی برای ملوان مقابل مس کرمان زدی.
شانسی بود! شوت زدم، شانسی رفت و خورد به طاق دروازه.
*برسیم به پرسپولیس. نوع جدایی تان از پرسپولیس و ماجرای حذف نام تان از لیست تیم در سایت باشگاه به نظرت کار خوبی بود یا نه؟
کار خیلی زشتی بود. ما در پرسپولیس بازی می کردیم اما از تیم های دیگر برای مان پیشنهاد صادر می‌شد ولی گفتیم بمانیم و به پرسپولیس کمک کنیم. به ما پیشنهاد می دادند در حالی که پرسپولیس بدترین نتایج خود را می گرفت. همه تان هم دیدید هچ کدام از بازیکنان فصل قبل پرسپولیس، بدون تیم نماندند. ما فصل بسیار بدی را پشت سر گذاشتیم که این فصل بد، دلایل زیادی داشت.
*چه دلایلی، چرا نمی گویی؟
فشار بیش از اندازه روی بازیکن، مهم ترین دلیل بود. فشار بر روی تیم مان به قدری زیاد بود که انگیزه‌ها را کشت. برخی بازی ها، یادمان می رفت فوتبال بازی کنیم. هیچ انگیزه ای وجود نداشت. فوتبال همه مان داشت تمام می شد. وحشتناک بود! قبل از بازی می رفتیم و داخل رختکن همقسم می شدیم که تحت تاثیر فشارها و شعارها قرار نگیریم اما وقتی وارد زمین می شدیم، انگار دست و پای مان را بسته اند. راه رفتن هم ممکن نبود. هیچ تمرکزی روی فوتبال نداشتیم. الان به تازگی دارم به مازیار قبلی برمی گردم و می توانید از آمارهایم متوجه شوید ولی واقعا کار خیلی سخت بود.
*چرا تا این حد فشارها روی تیم شدت داشت؟
من نمی دانم. گاهی اوقات می نشینم و ساعت‌ها به اتفاقات فصل قبل فکر می کنم ولی به هیچ نتیجه ای نمی رسم. نمی توانم خوبی هواداران پرسپولیس را از یاد ببرم اما باور کنید خاطرات بدی هم از پرسپولیس در یادم مانده که با سختی فراموشش کردم. این همه تهمت، این همه حاشیه، این همه شایعه، این همه درگیری، این همه فشار. آخر، این همه فشار از کجا آمده بود؟! نمی دانستیم جواب سوال های مان چیست. از سوی دیگر برخی مدیران باشگاه هم اصلا روابط خوبی با ما نداشتند و این مساله، کار را خراب تر می کرد. گاهی اوقات می‌شد که می دیدیم از هیچ کجا، حمایت نمی شویم. نه باشگاه، نه تیم، نه مردم و هواداران و نه حتی رسانه ها.
*ولی قبول کن حاشیه های بازیکنان هم زیاد بود.
من قبول ندارم. حاشیه به دنبال ما می آمد. مثلا من قبل از اینکه به پرسپولیس بیایم، بازیکن حاشیه سازی بودم؟ از زمانی که یک بازیکن به پرسپولیس می رود، باید با حاشیه‌ها مبارزه کند. همین امسال، ببینید چه بلایی بر سر "ستاره هایی که به پرسپولیس آمده اند" وارد آمد. البته حاشیه در همه تیم‌ها وجود دارد اما در پرسپولیس صد برابر است، نمی توانم بگویم چه برسرمان آمد اما بدانید که بازی کردن در پرسپولیس با همه تیم‌ها حتی تیم ملی فرق دارد.
*تو که بازیکن باتجربه ای بودی، حاشیه‌ها نباید بر روی تو تاثیر می گذاشت، قبول داری؟
ببینید من سال اولی که به پرسپولیس آمدم با افشین قطبی فصل خوبی را سپری کردم و فهمیدم کار کردن در پرسپولیس چگونه است. بار دوم هم با علی دایی بهترین فصل فوتبالم را در پرسپولیس گذراندم. اما در فصل گذشته به خاطر تهمت‌ها و وصله هایی که به من زدند، حتی نمی توانستم فوتبال بازی کنم. البته با این حال، خیلی از کارشناسان و منتقدان که مرا می دیدند، می گفتند باز هم خوب کار می کنم!
*در مورد تهمت‌ها صحبت کن. چه کسی به تو تهمت زد؟
نمی دانم چه کسی بود اما به من این وصله را چسباندند که در بازی مقابل ملوان، پنالتی ام را به تیر دروازه زدم. بعد از آن، ماجراها علیه من شروع شد.
*شاید خط و خط بازی از روی سکوها توسط برخی بوقچی‌ها هم در امر فشار وارد آوردن به بازیکنان تاثیر داشت؟
صد در صد. نگاه نکنید که شاید در این فصل وضعیت بهتر شده باشد، فصل قبل واقعا بازی در پرسپولیس خیلی سخت بود. بازیکنان قبل از اینکه وارد زمین شوند، صد در صد آماده بودند اما بعد از چند دقیقه که از بازی می گذشت، آمادگی مان به ۴۰ درصد می رسید. این یکی از بدبختی های فوتبال است و هیچ کس هم نگاهی به آن ندارد. در بازی اول فصل قبل مقابل ملوان، از دقیقه ۲۰ روی تیم فشار وارد آمد که واقعا فاجعه بود. من علیه هواداران پرسپولیس حرف نمی زنم بلکه می گویم فشار در پرسپولیس بی خود و بی جهت زیاد بود.
*بعضی‌ها می خواستند این طور بگویند که حضور مصطفی دنیزلی باعث افت پرسپولیس بود. نظر تو چیست؟
نه من کاملا مخالفم. فکر نمی کنم این طور بود. حالا که به گذشته فکر می کنم، متوجه می شوم که برخی از دوستانم درست می گفتند. دنیزلی از آن دست مربیانی بود که وقتی رفت، دلمان برایش تنگ شد. او واقعا برای تیم دل می سوزاند و حالا هم دلم برای کار کردن با چنین مربی واقعا تنگ شده است. او در بدترین وضعیت، تیم را تحویل گرفت اما فکرش را نمی کرد این طور وارد بحران شود. تیم با حضور او کمی بهتر شد و می توانستیم باز هم بهترین باشیم که فشارها و تهمت‌ها این اجازه را به ما نداد.
*مساله بعدی، حضور تو در بین شایعات بود. می گفتند تو یکی از دلایل درگیری کریمی و باشگاه پرسپولیس بودی. حقیقت داشت؟
من این مساله را در روزنامه‌ها خواندم و نمی دانم در مذاکرات علی کریمی و رویانیان چه گذشت. شرایط برای همه مان سخت بود. در اواسط فصل قبل گفتند نیمی از بازیکنان در لیست فروش قرار دارند. بحث کریمی با باشگاه هم این بود که چرا می گویید بازیکنی که قراردادش در پایان فصل به اتمام می رسد و از سوی دیگر مدام به تیم ملی دعوت می شود را نمی خواهید. من از پرسپولیس جدا شدم اما نمی دانم بعد از جدایی من، چه اتفاقاتی رخ داد. چطور می توانم بفهمم بعد از خروج من از تیم چه اتفاقی رخ داد.
*فکر می کنی رفتاری که با تو شد، حقت بود؟
من آدمی هستم که گذشته را خیلی زود فراموش می کنم. هیچ عقده و کینه ای از پرسپولیس ندارم. البته هضم بعضی حرف‌ها برایم واقعا مشکل بود. تهمت هایی که به من به صورت ناجوانمردانه زده می شد، اعصابم را به هم می ریخت ولی همه را سعی کردم فراموش کنم. هر چه بود گذشته و الان خوشحالم به شهرم برگشتم و برای ملوان بازی می کنم.
*پس چرا گفته بودی نفرینت پست سر پرسپولیس است و پرسپولیس را نفرین کرده ای؟
من از همین جا می گویم هرگز چنین حرفی به زبان نیاورده ام. امکان ندارد بگویم پرسپولیس را نفرین کرده ام. حرفم این بود که نفرین هایی پشت سر پرسپولیس است که نمی گذارد این تیم نتیجه بگیرد. پرسپولیس میلیون‌ها طرفدار دارد و من هم آدمی نیستم که عقده کنم و بگویم حالا که از تیم بیرون آمده ام، پرسپولیس را نفرین می کنم.
*اگر یک بازیکنی به تو بگوید مازیار می خواهم به پرسپولیس بروم، تو چه پیشنهادی به او می کنی؟
اولا به او می گویم، به تیم فوق العاده بزرگ و دوست داشتنی پا می گذاری که جدا از شهرت و پول، برایت مزایای خوبی نیز در بر دارد. شاید از نظر فوتبالی هم برخی مسائل به ضررت باشد ولی اگر بازی‌ها را ببرید، شرایط خیلی خوب می شود. به چنین بازیکنی می گویم خدا آن روز را نیاورد که در یک بازی، بازنده باشی، در آن صورت دنیا بر سرت خراب می شود!
*تهمتی بود که در پرسپولیس به تو زده شود و آن را نتوانی هضم کنی یا برای هضم کردن این تهمت، کنترل خود را از دست بدهی؟
بله، همان مساله پنالتی که مقابل ملوان نتوانستم به گل تبدیل کنم. آن ضربه من، به تیر دروازه برخورد کرد اما پس از بازی، به شکل ناجوانمردانه ای گفتند مازیار روی قصد و غرضی که داشته توپ را گل نکرده است. همه چیز از اینجا شروع شد که من را وارد حاشیه و جنجال کردند. گفتند من با مربی و بازیکنان ملوان توافق کرده ام که پنالتی را خراب کنم و در زمین بازی همیشگی ام را انجام ندهم. همه اینها، حملات ناجوانمردانه ای بود که به من وارد می شد. خیلی برایم سخت بود که مردم مرا این طور بشناسند. مدام با خودم حرف می زدم و هیچ کنترلی روی اعصابم نداشتم. کاملا به هم ریخته بودم و هیچ کس هم نمی توانست آرامم کند. باورم نمی شد گل نکردن آن توپ، تا این حد مرا زیر منگنه قرار دهد. حالا دیگر همه چیز تمام شده است.
*امکان دارد روزی به پرسپولیس برگردی؟
هرگز! اصلا برنمی گردم حتی به بازگشت فکر هم نمی کنم. من آمده ام که به ملوان کمک کنم و تمام فکر و تمرکزم به آسیایی شدن ملوان و کسب بهترین رتبه در جدول است. مردم بندرانزلی خوشحال شوند، من هم نفس می کشم. به نظرم ملوان در این فصل با حمایت هواداران می تواند جام هایی را زنده کند و به رتبه خوبی در جدول برسد. آن قدر در ملوان سرمان شلوغ است که به برگشتن به تیم دیگری فکر هم نمی کنیم.
*این هفته هم با راه آهن بازی دارید. تیمی که سرمربی آن علی دایی، رفیقت است!
بله بازی سختی است ولی باید بازی را ببریم و سه امتیاز را بگیریم.
*اگر موقعیت داشته باشی گل می زنی یا ... !
گل می زنم، صد در صد. شک نکنید که موقعیتش پیش بیاید گلزنی می کنم حتی به تیم علی دایی.
*یادت می آید فصل قبل می گفتند تو با دایی رابطه داری و می خواهی پرسپولیس را خراب کنی؟
بله ولی از این مدل تهمت‌ها زیاد بود. آنهایی که چنین حرف هایی را می زدند را به خدا واگذار کردم چون تهمت زدن، مساله کوچکی نیست. باید پاسخگوی اعمال مان باشیم.
*حالا با علی دایی ارتباط داری یا نه؟
ندارم و نداشته ام. علی دایی برای من آدم بسیار بزرگ و مربی بسیار مهربان و خوبی است ولی با او پس از جدایی اش از پرسپولیس هرگز برخورد نداشتم و حتی با او تلفنی هم حرف نزدم که خدای ناکرده بحثی پیش نیاید. البته مطمئن باشید اگر برایم مشکلی پیش بیاید، حتما به علی آقا زنگ می زنم و تلفنی هم شده با او مشورت می کنم ولی الان یکی، دوسالی می شود که با او ارتباطی نداشتم.
*کمی هم در مورد تیم ملی و بازی با کره جنوبی صحبت کنیم. بازی با کره جنوبی را چطور دیدی؟
بازی خوبی بود. سال‌ها بود که چنین جوی را در استادیوم آزادی ندیده بودم. کره جنوبی را در شرایطی بردیم که هواداران و رسانه‌ها حمایت فوق العاده ای از ما داشتند و در نهایت بردیم. به شما این را می گویم که پیروزی بر کره جنوبی خواست خدا بود. حالا آنهایی که از فوتبال زده شده بودند، به این رشته برگشتند چون با آن پیروزی، هیجان به فوتبال ایران برگشت. همگی مان حس خوبی از آن برد داریم و می دانیم اگر اتفاق دیگری رخ می داد، فوتبال ایران نابود می شد. می توانم بگویم با این برد، فوتبال مان دوباره جان گرفت و از مرگ حتمی نجات پیدا کرد.
*به نظر می رسید همه به خاطر سربلندی کارلوس کروش بیشتر خوشحال شدند!
او آمده تا به تیم ملی کمک کند و ما را به جام جهانی ببرد.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391