برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

‌فرکی: استقلال با بازیکنان من مذاکره غیر‌حرفه‌ای کرد

پنجشنبه، ۱۶ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۱۴ — خبرآنلاین

حسین فرکی در مورد تیم ملی فعلی و تیمی که برانکو سرمربی آن بود صحبت می‌کند.

فراز فاطمی و حسین فرکی

حسین فرکی یکی از مربیان قدیمی و باسابقه فوتبال کشورمان است که در دوران بازیگری، حضور در جام‌جهانی را تجربه کرده و به عنوان مربی نیز قهرمانی آسیا، سومی جام‌ملت‌ها و حضور در جام‌جهانی ۲۰۰۶ را لمس کرده است.
فرکی پس از جدایی از تیم‌ملی، کار خود را به عنوان سرمربی آغاز کرد و ۲ فصل بسیار خوب را با نفت تهران گذراند و حالا هم با فولاد، فراتر از حد انتظارات نتیجه گرفته و تیمش سوم جدول است. او جدا از اینکه از نظر فنی توانسته خود را به اثبات برساند، از نظر اخلاقی هم جزو مربیان برتر لیگ به‌حساب می‌آید و مصاحبه‌ای جهت تخریب یا تضعیف روحیه تیم مقابل یا داوران انجام نمی‌دهد. حسین فرکی حرف‌های واقعاً جالب و خواندنی‌ای به‌زبان آورد، به خصوص در مورد تیم‌ملی و کارلوس کروش.
تعطیلی‌های لیگ، برنامه‌هایمان را به‌هم می‌زند
به نظر من هر ۳ تیم فولاد، ملوان و راه‌آهن که الان نزدیک هم هستیم، ظرفیت این را دارند که در نیم‌فصل دوم هم مثل نیم‌فصل اول امتیاز بگیرند. البته فکر می‌کنم شانس ملوان از راه‌آهن بیشتر باشد زیرا فولاد و ملوان، هوادار و حمایت‌های استانی دارند و همین فاکتور هوادار، کمک بسیار بزرگی برای ما و ملوان محسوب می‌شود. اگر برنامه لیگ منظم باشد، مشکلی نداریم اما تعطیلی‌های لیگ، برنامه‌های ما را به‌هم می‌زند و نمی‌توانیم به‌طور دقیق روی یک برنامه چند ماهه حساب کنیم و طبیعی است که بازیکنان هم از این مسئله آسیب‌ می‌بینند.
بلندشدن ۳ دست برای پنالتی یعنی بی‌نظمی
مهدی نوری پنالتی‌زن ما بود و در بازی‌های قبلی خیلی خوب برای ما پنالتی می‌زد. در دیدار با پرسپولیس، ایوب کلانتری برایمان پنالتی زد که خراب کرد اما مهدی نوری پنالتی‌زن اول ما است. در بازی با استقلال ۳ - ۲ بازیکن ما به‌طور همزمان دست بلند کردند که پنالتی بزنند و این مسئله را نوشته‌ام. قبل از اینکه برویم داخل زمین و در جلسه، روی تابلو پنالتی‌زن را مشخص می‌کنیم. پنالتی‌زن اول ما مهدی نوری است و وقتی ۳ بازیکن دستشان را بالا می‌برند، یک نوع بی‌نظمی اتفاق می‌افتد. در رختکن هم به‌طور خصوصی به بازیکنان گفتم نباید چنین مسئله‌ای تکرار شود زیرا پنالتی‌زن‌ ما مشخص است و دست بالا رفتن ۳ نفر معنی ندارد. قرار نیست در همان لحظه بخواهیم پنالتی‌زن را مشخص کنیم که دست بالا می‌رود. اگر یک‌بار این کار را انجام دهیم، دفعه بعد هم تکرار می‌شود، اگر به هرکدام از این ۳ بازیکن اجازه‌دهی پنالتی بزند، صدای ۲ نفر دیگر بلند می‌شود و سرمربی دیگر نمی‌تواند با تیمش حتی حرف بزند زیرا همه می‌گویند با یک اشاره، حرفش را تغییر داد.
نیم‌فصل دوم، بازی‌ها هوایی می‌شود
طبیعی است که در نیم‌فصل دوم، برف و باران داریم و زمین‌ها هم گل‌آلود می‌شوند. در چنین شرایطی هم تیم‌ها روبه بازی هوایی می‌آورند و زمین خود ما هم ما را نگران کرده. بازیکنان ما تکنیکی هستند و روی زمین بازی می‌کنند و این زمین به ضرر آنهاست. یک زمین داریم و آن را در اختیار همه تیم‌ها قرار می‌دهند. زمین پر از چاله است و توپ روی زمین می‌پرد. گل سوم ما هم توپ از روی زمین بلند شد و روی پایش جفت شد اما در نیم‌فصل دوم، معمولاً بازیکنان تکنیکی به مشکل می‌خورند و ناچاریم توپ را ببریم روی هوا. اگر زمین خوب و مناسب باشد، فوتبال روان‌تری ارائه می‌دهیم.
استقلال با بازیکنان فولاد مذاکره کرد
متأسفانه قبل از پایان نیم‌فصل و در حالی که چند هفته به پایان مسابقات مانده بود، با بازیکنان فولاد وارد مذاکره شدند. من هنوز به خودم اجازه نداده‌ام با بازیکنی وارد مذاکره شوم و اسامی نفرات مورد نیاز را به باشگاه داده‌ام تا آنها با باشگاهشان وارد مذاکره شوند و صحبت کنند. مدیران باشگاه ما، پیگیر کار‌های نقل‌وانتقالاتی‌‌مان هستند اما متأسفانه با بازیکنان ما صحبت کرده‌اند و من هم به‌طور کامل در جریان هستم و بازیکنانم به من گفته‌اند. این کار درست و حرفه‌ای نیست و نباید انجام شود. نمی‌دانم به‌طور دقیق سرمربی فلان تیم با بازیکن من صحبت کرده یا شخصی از طرف باشگاه اما هرچه بوده، این مذاکره انجام شده و از حالا برای فصل بعد، با بازیکنان من صحبت کرده‌اند. تیم‌های بزرگ هم با بازیکنان من صحبت کرده‌اند، مثل استقلال، نمی‌دانم چرا اینطوری وارد موضوع می‌شوند و این فعالیت‌های نقل‌وانتقالاتی هم مثل سایر قسمت‌های فوتبالمان است و راه را درست نمی‌رویم.
در مورد میداودی خیلی حرف و حدیث‌ مطرح شد
اینکه قبل از شروع فصل نقل‌وانتقالات این همه حرف ‌و صحبت و پیغام مطرح می‌شود، اصلاً خوب نیست؛ به عنوان مثال در موضوع میلاد میداودی. در مورد میداودی خیلی بحث مطرح شد که به فولاد می‌آید یا با آرش افشین معاوضه می‌شود، اگر قرار باشد چنین مسئله‌ای حقیقت داشته باشد، اولین کاری که باید انجام شود، این است که باشگاه استقلال به باشگاه فولاد نامه بنویسد. کاری که ما خودمان در قبال بازیکنان مدنظرمان انجام دادیم. این همه در مورد میداودی بحث شد که در نتیجه مرا مقابل میلاد قرار می‌دهد و ممکن است طوری وانمود شود که در نهایت بین مربیان و بازیکنان فاصله ایجاد شود.
۹ هفته است نباخته‌ایم
چیزی که مدنظر ما قرار دارد، این است که بیشتر از نیم‌فصل اول امتیاز بگیریم و بدمان هم نمی‌آید قهرمان شویم. زمانی که تلاش می‌کنی و برای رسیدن به هدفت باور داشته باشی، می‌توانی موفق شوی و به همین دلیل ما به قهرمانی هم امیدواریم. من در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی آخر هم در مورد غرور گفتم و خیلی سعی کردم غرور را از تیمم دور کنم. احساس می‌کنم موفق هم بودم زیرا خوب بودیم اما در مقایسه با بازی قبلی، فوتبال بهتری ارائه ندادیم، علتش هم تا بخشی به زمین مربوط می‌شود و بخش دیگر هم انگیزه برای رسیدن به رتبه سوم جدول بود. مطمئنم تیم ما دیگر غرور نداشت. هدف من در نیم‌فصل اول، این بود که در جدول رتبه یک‌رقمی داشته باشیم. الان هم حکایت نفت تهران است، نفت سال گذشته خیلی مسائل را در فوتبال اثبات کرد، مسائلی مثل تلاش، زحمت، میدان‌دادن به جوان‌ها، تخصص و مدیریت. تیم نفت که تجربه پایینی داشت اما با تیم‌های بزرگ مثل استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتورسازی وارد کورس رقابت شد و در پایان هم با یک امتیاز سهمیه حضور در آسیا را از دست داد؛ با آن همه فشار و استرس، نفت در جدول پنجم شد، بنابراین هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد و با توجه به تلاش و زحمتی که می‌کشی، نتیجه هم می‌گیری. صحبت‌هایی که با رسانه‌ها داریم، نسبت به آنچه در مجموعه خودمان داریم، متفاوت است. ما باید بپذیریم که نمی‌توانم به عنوان سرمربی بگویم ما نمی‌توانیم بیاییم بالای جدول و هدفمان فقط ماندن در لیگ است زیرا اگر من به عنوان سرمربی چنین ذهنیتی داشته باشم، به تیمم هم منتقل می‌شود و بازیکنان فکر می‌کنند فقط ماندن در جدول برایشان کافی است. روز بازی با مس کرمان که باختیم، بختیار رحمانی به عنوان کاپیتان تیم به من پیام کوتاه فرستاد که تیم ما خیلی عالی است و حتماً در جدول صعود می‌کنیم. این نشان می‌دهد که بازیکن ما میل به پیشرفت و امید به موفقیت دارد و نمی‌توانم به چنین بازیکنی بگویم ما در لیگ نمی‌توانیم قهرمان شویم. همان‌طور که کسی فکر نمی‌کرد در پایان نیم‌فصل اول، سوم شویم اما شدیم، قهرمان شدن فولاد هم دور از دسترس نیست. حالا هم بهترین خط حمله لیگ را داریم. از حمایت‌های استانی سود می‌بریم و هوادارانمان هم به ورزشگاه می‌آیند و اینها کمک بزرگی است. الان هم ۹هفته است که نباخته‌ایم. همه تلاش ما این است که همین روند را ادامه دهیم و بازیکنان هم چنین ذهنیتی دارند.
در فولاد مشکل مالی نداریم
مسائل مالی در نتیجه‌گیری تیم خیلی تأثیر دارد زیرا وقتی بازیکن از باشگاه پول نگیرد یا چک بگیرد و نقد نشود، طبیعی است که ذهنیت بازیکن خراب می‌شود و تمرکزش را از دست می‌دهد؛ در نتیجه عملکردش تحت تأثیر‌قرار می‌گیرد و همین مسئله کار مربی را سخت می‌کند. وقتی در نفت تهران بودیم، هرقدر هم که پول و پاداش کم بود، اما همه‌چیز به موقع بود. الان هم در فولاد مسائل مالی به‌طور کامل حل شده و بازیکنی که به تمرین می‌آید، همه فکر و ذکرش تمرین است. تیم‌هایی که مشکل مالی داشتند هم در نهایت اتفاق خوبی برایشان نیفتاد، مثل شاهین بوشهر.
اتفاقات غیرفوتبالی در پایان لیگ می‌افتد
در هفته‌های پایانی لیگ‌برتر، اتفاقات غیرفوتبال اگر بیفتد، اصلاً خوب نیست و پاکی فوتبال را زیر سؤال می‌برد. فوتبال ما هم الان به طور کامل پاک نیست و شک نکنید که در هفته‌های پایانی لیگ‌های گذشته، اتفاقات غیرفوتبالی و بیرون از زمین روی نتیجه تیم‌ها تأثیر گذاشته و خود من هم شاهد این مسائل بودم و تکذیب هم نمی‌کنم. تیمی که می‌خواهد سهمیه بگیرد یا قهرمان شود، باید خودش را قوی‌تر کند و تحت‌تأثیر مسائل بیرونی و غیرفوتبالی قرار نگیرد. در مقابل چنین اقداماتی هم نمی‌شود کار سختی انجام داد. وقتی ۵ هفته مانده به پایان نیم‌فصل اول با بازیکنان ما صحبت می‌کنند، طبیعی است که در نیم‌فصل دوم خیلی بیشتر از این کارها می‌کنند. در نیم‌فصل اول که تازه اتفاقی نمی‌افتد و جام و سقوطی در کار نیست و بدون شک در هفته‌های پایانی لیگ، اتفاقات بدتری می‌افتد.
آن داور گفت به خاطر مصاحبه شما خداحافظی می‌کنم
بعد از دیدار با ذوب‌آهن، داور بازی در فرودگاه مرا دید و گفت می‌خواهم از داوری خداحافظی کنم. به او گفتم این کار را نکن اما گفت حرفی که شما زدی و از زبان شما بیرون آمد، ‌برای من خیلی مهم بود و دیگر نمی‌توانم در جامعه فوتبال داوری کنم. دفعه اول هم بود که در کنفرانس مطبوعاتی، این‌طور در مورد یک داور صحبت می‌کردم.
دستیاری کروش را نمی‌پذیرفتم
اگر زمانی که کارلوس کروش به عنوان سرمربی تیم‌ملی معرفی شد، با من برای دستیار اولی او صحبت می‌کردند، نمی‌پذیرفتم، به این دلیل که فضای فوتبال را فضای مناسبی برای موفقیت نمی‌بینم و خودم دوست دارم اگر کاری انجام می‌دهم یا زحمتی می‌کشم، به هدفی که دارم، برسم اما وقتی می‌بینم فوتبال ما با این همه ضعف، مشکلات مدیریتی، عدم برنامه‌ریزی درست و اشکالاتی که دارد و در نهایت به تیم‌ملی می‌رسد، نتیجه گرفتن و کارکردن در آن سخت است. من ۷ سال به عنوان نفر دوم در تیم‌ملی حضور داشتم و جام‌جهانی را هم تجربه کردم اما دورنمای خوبی نسبت به تیم‌ملی برای من وجود نداشت. البته افتخار حضور به عنوان مربی روی نیمکت تیم‌ملی به کنار، زیرا ارزش‌های خود را دارد. من ۷ سال در تیم‌ملی مربی بودم و احساس می کنم در آن ۷ سال، فوتبال راه خودش را به‌درستی طی می‌کرد. مشکلات هم بود، اما نه به اندازه امروز. در راهی بود که از سال ۱۳۷۷ در آن قدم گذاشته بودم و دوست داشتم به عنوان مربی، هر کمکی که از دستم برمی‌آید انجام دهم؛ هم برای آقای پورحیدری، هم برای آقای طالبی، هم آقای شاهرخی و هم آقای برانکو. با این مربیان، موفقیت‌های خوبی به‌دست آوردیم و با برانکو هم یک پروسه ۴ ساله را طی کردیم که در نهایت به جام‌جهانی منجر شد. با آقای پورحیدری قهرمان آسیا شدیم و با برانکو به سومی جام‌ملت‌ها هم رسیدیم. بعد از پایان جام‌جهانی هم تصمیم گرفتم راهم را جدا کنم. احساس کردم در فوتبالی که خیلی از مربیان بدون فوتبال بازی‌کردن، سرمربی شده‌اند، من هم یک گوشه‌ای در این فوتبال سرمربی باشم و این مهم که نفر دوم بودم را تغییر دهم. خدا را شکر هم که تا الان بد کار نکرده‌ام و همواره سعی می‌کنم بهتر شوم.
دیگر نمی‌توانستم نفر دوم باشم
بعد از جام‌جهانی، مشکلات زیادی بود و ما به نوعی کنار گذاشته شدیم. اما از لیگ یک و با کاوه هم شروع کردم. می‌شود گفت مجانی هم کار کردم زیرا قراردادم ۳۰میلیون تومانی بود. دوست داشتم از یک‌جایی شروع کنم که خوشبختانه کاوه شرایط خوبی داشت و بعد هم به نفت آمدم و طی مدتی که در نفت بودم، توانستم نگاه‌ها را به خودم و عملکردم تغییر دهم؛ خصوصاً در بخش فرهنگی فوتبال. می‌خواستم هم نتیجه بگیرم، هم کارم را به درستی و با سلامت انجام دهم. یک نمونه‌اش هم این بود که سال گذشته به عنوان مرد اخلاق گزینش شدم و این برای من باعث غرور و خوشحالی بود و همین‌طور لطفی که مردم در برنامه ۹۰ به من داشتند. بعد از آن برنامه ۹۰، فهمیدم ارتباط مردم با من خیلی خوب است زیرا تا پیش از آن فکر نمی‌کردم چنین ارتباط خوبی میان من و مردم وجود داشته باشد اما با رأی بالای ۶۰ درصدی آنها، به خودم افتخار کردم و از مردم هم تشکر کردم زیرا همه‌چیز را خیلی خوب می‌بینند و تشخیص می‌دهند و در فوتبال ناپاک و ناهنجار ما، روی مسائل به‌طور دقیق اشراف دارند. در مسائل داوری هم سعی کردم همواره احترام این قشر زحمتکش را حفظ کنم. در ۲ سالی هم که در نفت بودم، با وجود سختی‌ها و مشکلات بسیاری که داشتیم، همواره از داوران به نیکی یاد کردم زیرا آنها افراد زحمتکشی هستند. وقتی مربیان ما پیشرفت خاصی نداشتند، نباید از داوران هم انتظار خاصی داشت. در جامعه داوری هم می‌دانم آنها چه نوع نگاهی به من دارند و این مسئله را به من گفته‌اند که بین خود داوران در مورد من، چه مسائلی مطرح می‌شود. اگر برخی مربیان، زمان نتیجه گرفتن همه مسائل را در نظر بگیرند و منصف‌تر شوند، داوران ما هم سعی می‌کنند اشتباهاتشان را کمتر کنند اما متأسفانه برخی‌ها فوتبال را فقط در نتیجه‌گرفتن می‌بینند و ۳ امتیاز را می‌بینند. من دوست داشتم چنین نگاهی را در فوتبال تغییر دهم. برگردم به صحبت درخصوص کروش. من احساس کردم نمی‌توانم به ایشان کمک کنم زیرا شناختی از همدیگر نداشتیم و ایشان هم می‌خواست با افراد موردنظر خودش کار کند. ضمن اینکه فکر می‌کردم به عنوان نفر دوم هم تأثیرگذار باشم. من با نسلی کار کرده بودم که بازیکن جام‌جهانی بودند و زمانی که علی دایی، استیلی، گل‌محمدی، بختیای‌زاده، مهدوی‌کیا و... بازیکنانی بودند که می‌دانستند من خودم این راه را طی کرده و در جام‌جهانی بوده‌ام، بنابراین احترامی هم که به من می‌گذاشتند، کمک زیادی بود برایم تا بتوانیم راحت با هم کار کنیم و سعی می‌کردیم به عنوان کادرفنی، در مسائل حاشیه‌ای به هیچ‌وجه برانکو را دخالت ندهیم. در بخش مدیریتی هم دکتر دادکان را داشتیم که خودش فوتبالی بود و تصمیماتی که می‌گرفت، در جهت منافع ملی بود و به عنوان شخصی که همواره نسبت به کشورش تعصب خاصی دارد، به کادرفنی کمک می‌کرد. من هنوز در همان مسیری هستم که از دوران کودکی طی کرده‌ام و هنوز هم خودم را عوض نکرده‌ام.
در جام‌جهانی بازیکنان ساز خودشان را می‌زدند
خوشبختانه در دوره دکتر دادکان و حضور برانکو، ما در کادرفنی و تیم‌ملی مشکل و حاشیه‌ای نداشتیم که ناراحتمان کند و کار را سخت کند. یکی از بی‌حاشیه‌ترین دوران فوتبال من همان زمان بود. اتفاقی هم که در بازی با عمان افتاد میان دو بازیکن، علنی بود و ما هم کنترلی روی آن نداشتیم. اقدام خوبی هم که انجام دادیم، این بود که خودمان زودتر ازAFC دست به‌کار شدیم و آن دو بازیکن را جریمه و محروم کردیم و بعد هم کنفدراسیون آن محرومیت را در نظر گرفت که انجام دادیم. در برنامه اخیر ۹۰ هم یکی از بازیکنان سال‌های گذشته تیم‌ملی، حرف‌هایی زد که من اصلاً ندیده بودم. چیزهایی نبود که بخواهم بعد سال‌ها در موردش صحبت کنم، اگر هم چیزی بوده، اتفاق خوب بوده نه بد، مثل آن موضوع که حمید استیلی بازوبند کاپیتانی تیم‌ملی را به علی دایی داد و با دلش این کار را انجام داد. ما خاطرات خیلی خوبی با بچه‌های تیم‌ملی داشتیم و فقط در آخرین گام، ‌فضای تیم‌ملی فضای خوبی نبود. منظورم مسابقات جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان است. آمدن رئیس وقت سازمان تربیت‌بدنی به اردوی تیم‌ملی، یا ذهنیتی که در رابطه با آقای دادکان وجود داشت یا رفتن برانکو بعد از جام‌جهانی باعث شد بازیکنان از حریم خودشان خارج شوند. این اتفاق هرجایی هم که بیفتد، به خاطر ضعف فرهنگی بازیکنان ما، فضا مسموم می‌شود و اتفاقات بدی در آن می‌افتد. زمانی که یک بازیکن احساس کند مربی‌اش به زودی می‌رود، طبیعی است به حرف او گوش نمی‌کند و حرف خودش را می‌زند. در جام‌جهانی هم این اتفاقات افتاد و همه می‌دانستند برانکو و دادکان بعد از جام‌جهانی رفتنی هستند.
کریمی به اواخر فوتبالش رسیده
علی کریمی اولین‌بار که به تیم‌ملی دعوت شد، زمان پورحیدری بود؛ سال ۱۳۷۷ و در بازی‌های آسیایی. او یک جوان بود که آمد و دفاع راست بازی کرد، گل هم زد. علی در آن بازی‌ها شناخته شده نبود. بعد از آن علی همراه تیم‌ملی امید رفت بازی‌های ویتنام که یک موضوع حاشیه‌ای برایش پیش‌آمد. در بازیکنان ظرفیت‌ها، روحیه‌ها و خصوصیات مختلفی هست. هیچ‌کس نمی‌تواند ارزش‌های فنی علی کریمی را رد کند و شاید دیگر بازیکنی مثل او در فوتبالمان نیاید، همانطور که شاید بازیکنی مثل مهدوی‌کیا، هاشمیان، دایی یا... نیاید، یا خیلی از بازیکنان دهه‌های ۵۰ و ۶۰. شاید خیلی از کارهایی که علی می‌کرد، دست خودش نبود. به عنوان مثال در جام‌جهانی او مصدوم شد و همین مصدومیت نمی‌گذاشت علی به طور کامل تمرین کند. من احساس کردم او خیلی دوست دارد برای تیم‌ملی کاری انجام دهد اما به علت آسیب‌دیدگی نمی‌تواند. زمانی هم که خوب تمرین نمی‌کرد، عصبی می‌شد و این عصبی بودن هم منجر می‌شد به برخی واکنش‌ها که البته چیز خوبی نیست و به خود بازیکن لطمه می‌زند. در مجموع باید بگویم من علی کریمی را دوست دارم زیرا بازیکن بسیار خوب و زحمتکشی است اما الان علی رسیده به اواخر فوتبالش.
بازیکنان تیم‌ملی گفتند کروش دیگر تمام شده
از اول شروع مسابقات مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۱۴، هم در دور اول و هم در دور دوم حرف‌هایم را زدم. در دور اول که پیش‌بینی می‌شد راحت صعود کنیم اما همان زمان هم در مصاحبه‌هایم می‌گفتم باید بابت خودمان نگران باشیم، یعنی باید به خاطر تیم‌ملی خودمان ابراز نگرانی کنیم نه رقبا. در مرحله دوم هم قرعه‌کشی خیلی خوبی انجام شد و همه می‌گفتند کارمان راحت است. اگر به تیم خودمان اعتقاد و اعتماد داشتم، اصلاً نگران نمی‌شدم، حتی اگر در آن یکی گروه قرار می‌گرفتیم اما برای من مثل روز روشن بود که مشکلات فوتبال و تیم‌ملی ما، بیشتر از رقبایمان به ما لطمه می‌زند. من کاری به رقبا ندارم و تیم خودمان را دارای شرایط خوبی نمی‌دیدم و الان هم نمی‌بینم. الان هم کار به جایی رسیده که بیشتر مردم شانس کمی را برای صعود تیم‌ملی قائل هستند، شاید حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد. من از زبان خود بازیکنان تیم‌ملی شنیدم که گفتند کروش تمام شده و دیگر چیزی ندارد. این حرف را خود بازیکنان تیم‌ملی زدند و معتقد بودند کروش دیگر چیزی برای یاد‌دادن ندارد. ما انتظار داشتیم کروش تغییراتی در تیم‌ملی ایجاد کند اما اتفاق خاصی نیفتاده است. بازیکنان ما در زمین اصلاً نمی‌دوند! من احساس می‌کنم ارتباط مناسبی بین بازیکنان و سرمربی برقرار نیست و هرکس فوتبال خودش را بازی می‌کند.
کروش در کمپ دوربین کار گذاشته!
مسئولان کمپ تیم‌های ملی از کروش می‌ترسند! یکی از آنها می‌گفت کروش داخل کمپ دوربین کار گذاشته تا وقتی اینجا نیست، زمین را مراقب باشد که کسی داخل آن نشود! مگر برانکو در تیم‌ملی چه‌کار کرد؟ ما برای بازی‌های بوسان بازیکن انتخاب کردیم و ۴ سال پس از آن هم رفتیم جام‌جهانی. بین این دو رویداد هم در جام ملت‌ها به رتبه سوم رسیدیم.
چشم ناصرخان ورم کرد
یک خاطره دارم از بازی‌های چند سال قبل. ناصرخان حجازی فقید، درون دروازه تیم‌ملی ایستاده بود که بعد از یک تکل، پای بازیکن حریف به چشم ناصرخان خورد و چشم او ورم کرد و دیگر نمی‌دید. ما هم یک بر صفر عقب بودیم و گل دوم را هم از همان طرف خوردیم و شدیم ۲ - صفر. البته ناصرخان از نظر فنی خیلی خوب بود و جدا از اینکه گلر بود، در شهباز به عنوان مهاجم هم بازی می‌کرد. شرایط آن زمان فوتبال بسیار عالی بود و اصلاً مسائل و مشکلات الان را نداشت. یادم می‌آید در ماه مبارک رمضان، مردم سفره می‌آوردند ورزشگاه امجدیه و آنها افطار می‌کردند.
برای پرسپولیس هم بازی کردم
من ۹ ماه بازیکن پرسپولیس بودم و دیدم اصلاً با روحیه من سازگار نیست. یک روز بعد از یک بازی، یکی از بازیکنان به من گفت می‌آیی برویم بازار؟ که من گفتم نه، می‌روم خانه. فردای آن روز دیدم سر تمرین صحبت می‌کنند و یکی می‌گفت رفتیم پیش فلانی، برنج و از این چیزها گرفتیم. بعدها فهمیدم برخی بازیکنان می‌روند بازار و از بعضی‌ها برنج و سایر مواد غذایی می‌گیرند. البته خدا به من مثل همیشه لطف داشت و رفتم امارات.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391