برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

بهترین فدراسیون و این همه ناکامی؟!اجازه هست قانع نشویم؟

شنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۵۵ — گل

آیا با این کارنامه‌ای شما در اختیار دارید انتظاری غیر از این دارید که به مسائل پشت پرده متهم شوید؟ آیا اصلا راهی جز این برای افکار عمومی باقی گذاشته‌اید؟

علی کفاشیان

گاهی اوقات زمینه برای اتهام زدن بس ناجوانمردانه فراهم است. تنور اتهام‌زنی داغ است و چه بهتر از این تا کینه‌ها، عقده‌های فروخورده و بغض‌های نترکیدهٔ خود را با زدن نان متهم به تنور، کمی التیام بخشیم. کینهٔ ما از فرو رفتن تیم ملی فوتبال در باتلاق ناکامی‌های سریالی حتی با وجود مربی بزرگی همچون کی‌روش است. عقده‌های فروخوردهٔ ما از کینه‌ورزی‌ها و کج‌سلیقگی‌هائی است که تیم ملی فوتسال ما را به قهقرا برد، بغض‌های نترکیدهٔ ما تمام آن زمان‌هائی شکل گرفت که ناکامی را با گوشت و استخوان احساس کردیم، عامل ناکامی‌ها را از بیرون گود شناختیم و فریاد زدیم، اما دریغ و افسوس که فریادهای ما شنیده نشد و با یک لبخند پاسخ داده شد. اشتباهات مدیریتی به اشتباهات فنی گره خورد تا به یک‌باره عقب‌ماندگی که شاید نزدیک به یک دهه بود، در طول یک دورهٔ مدیریتی به چندین دهه عقب‌ماندگی از استانداردهای روز دنیا تبدیل شد.

لیگ بر‌تر، ناکامی که فدراسیون هر هفته تکرارش می‌کند!

فدراسیون کفاشیان یا بهتر بگوییم، فدراسیون سال آسیا، توجه به زیرساخت‌ها را چندین برابر کرده است، تا حد بسیاری نظم را چاشنی برگزاری لیگ کرده است، به باشگاه‌ها جهت منطبق کردن خود با استانداردهای روز فشار می‌آورد، به تجهیز مسائل سخت‌افزاری توجه ویژه داشته است و... اما با تمام این گفته‌ها لیگ بر‌تر افت کرده است آن‌هم افت چشمگیر و دور از انتظار.

کسی انتظار نداشت به یک‌باره لیگ ما بر‌ترین لیگ آسیا شود و با جی‌لیگ رقابت کند، اما حداقل انتظار ما این بود که انقلابی در مسیر فنی لیگ ما رخ بدهد تا روز به روز سطح فنی لیگ رشد کند تا شاید روزی برسد که بتوانیم با رقبا رقابت کنیم. اما افسوس که از عرش به فرش آمده‌ایم. تفکر حرفه‌ای و مدرن در میان مربیان لیگ به کیمیا بدل شده است و حتی بزرگانی همچون اولیویرا، کرانچار و دنیزلی نیز وقتی پای به فوتبال ما می‌گذارند پس از مدتی ترجیح می‌دهند همچون ما شوند! وقتی سبک بازی تیم‌های قلعه‌نویی را در کنار موفقیت‌های او قرار می‌دهیم بی‌تردید ترجیح می‌دهیم سنتی بازی کنیم و جام ببریم تا این‌که مدرن بازی کنیم و در یک مقطعی که از قضا ما در آن حضور داریم، ناکام بمانیم و بی‌جام! چون اعتقاد ما این است که آیندگان بیشتر از آن‌که فیلم بازی تیم‌های تحت رهبری ما را بررسی کنند، به صفحهٔ ویکی‌پدیا ما سر می‌زنند و افتخارات و ناکامی‌های ما را بررسی می‌کنند.

لیگ ما سال‌هاست که خروجی قابل توجهی نداشته است، همان‌طور که به لطف بسیاری از مسائل ورودی خوبی نیز نداشته است. سال‌ها است که در انتظار یک انتقال قابل توجه به اروپا نشسته‌ایم و دل‌خوش به نکونام و شجاعی بوده‌ایم که در یک تیم درجه دوم لالیگا توپ می‌زدند، تیمی که حالا در غیاب شجاعی و با رفتن نکونام قعرنشین نیز شده است. نکته‌ای که شاید غم‌انگیز‌تر نیز باشد، آن است که لیگ ما پدیده‌های جوان نیز ندارد و شاید کم دارد، پدیده‌هائی که اگر اروپا نمی‌روند حداقل از باشگاه‌های کم‌نام و نشان‌تر ظهور می‌کنند و به باشگاه‌های بزرگ و مدعی می‌رسند تا حداقل آیندهٔ تیم ملی را تضمین کنند. جوان‌هائی به مانند رضا حقیقی، بختیار رحمانی، آرش افشین و.... هرچند همین جوان‌های مدعی و پرانگیزهٔ امروز قربانی سیاست‌های غلطی شده‌اند که درهای تیم ملی را به روی آن بسته است و حتی کی‌روشی که خالق نسل طلائی فوتبال پرتغال بوده است نیز در ایران قصد جوان‌گرایی ندارد چون زمینه را برای ریسک فراهم نمی‌بیند و در لحظه‌ای که به خلاقیت و انگیزهٔ جوانی نیاز داریم در کمال بی‌سلیقگی کسی را راهی میدان می‌کنیم، که در جوانی نیز لیاقت ملی‌پوش شدن را نداشته است! افسوس باید خورد که در تیمی همچون پرسپولیس، مهدوی‌کیا همچنان ستاره است و پدیده!

حداقل انتظار ما از فدراسیون بر‌تر آسیا این بود که در لیگ آن‌چه گفته شد نباشیم.

تیم‌های ملی، ناکامی از سر تا پا!

تیم ملی فوتبال ما حتی اگر تحت هر شرایطی به جام جهانی صعود کند، یک ناکام است. تیمی که هدایت آن را کی‌روش بر عهده دارد، تیمی که لیگ برای موفقیت آن در یک اقدام عجیب و غیرحرفه‌ای بار‌ها برای هفته‌های متوالی تعطیل می‌شود، تیمی که فرصت و ابزار جوان شدن و تحول را حداقل بطور مقطعی و کوتاه داشت، تیمی که در اوج دل‌شکستگی هوادارانش، حمایت آ‌ن‌ها را نیز داشت، اما آن‌چه که باید بود، نبود و انتظاری که داشتیم را برآورده نساخت تا امروز معادلهٔ سادهٔ تک‌مجهولی را به معادلهٔ چندمجهولی تبدیل کرده باشد که شاید ریاضی‌دان بزرگ همچون کی‌روش نیز قادر به حل آن نباشد!

تیم ملی امید این‌بار با یک جریان غیرفنی از رسیدن به المپیک باز می‌ماند و جالب‌تر آن‌که این جریان گویا خودجوش شناخته می‌شود و بدون مقصر و متهم! اما فقط یک سوال از مرد اول فدراسیون سال آسیا، آقای کفاشیان چگونه یک فدراسیون بر‌تر از رعایت کوچک‌ترین قوانین عاجز است و ناکام؟ تیم ملی جوانان نیز که با یک انتخاب غلط که همه هشدار به آن داده بودند و آقای رئیس نیز حرف خود را زده بود، پیش به سوی ناکامی رفت و ما را نیز ناامید کرد، حتی از فوتبال اروپائی مدرن. شاید تنها نکتهٔ قابل توجه در کارنامهٔ این فدراسیون تیم ملی نوجوانان است که به حق باید آن را ستود.

عنوان‌های پوشالی و باز هم توجیه

بر‌ترین بودن فدراسیون ما در آسیا شاید یک اتفاق خجسته برای کادر مدیریتی آن باشد، اما برای کسانی‌که بیرون از این مجموعه قرار دارند و با ناکامی‌های این فدراسیون ناگزیر به زندگی هستند، یک اتفاق شوم است. در پی این عنوان‌های پوشالی بازهم توجیه‌ها و خنده‌های شما را خواهیم دید که حقیقت را کتمان می‌کنند و رای به ناکامی دوباره می‌دهند.

در پایان به کادر مدیریتی بر‌تر آسیا در سال ۲۰۱۲ باید گفت آیا با این کارنامه‌ای شما در اختیار دارید انتظاری غیر از این دارید که به مسائل پشت پرده متهم شوید؟ آیا اصلا راهی جز این برای افکار عمومی باقی گذاشته‌اید؟ کسب این عنوان در پی آن همه ناکامی شائبه دست‌های پشت پرده را بیشتر از همیشه به اذهان متبادر می‌کند. شما غیر از این می‌اندیشید؟

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391