برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

اخلاق، گوهر گمشده فوتبال ایران

شنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۳ — ایسنا

روزگاری در ایران زمین همه از اخلاق ورزشکاری و روحیه پهلوانی حرف می‌زدند. آن روزها «حرمت‌ها» حفظ می‌شد و ورزش اصالت داشت. امروز اما اخلاق‌مداران روزگار پیشین از فوتبال و اخلاقی که دیگر در آن نیست، دل خوشی ندارند.

همین چند سال پیش، یعنی دهه ۶۰ که دوران اوج فوتبال ایرانی بود، همه از اخلاق دم می زدند. بازیکنان حرمت سرشان می‌شد و احترام بزرگترها و پیشکسوتان خود را حفظ می‌کردند. اخلاق در هر میدانی حرف اول را می‌زد. غیرت، تعصب، فرهنگ و ادب، واژه‌هایی ناگسستنی از فوتبال و زمین چمن بودند. «امروز کمتر اثری از این واژه‌های ناب و دوست داشتنی می‌توان سراغ گرفت.» این حرف همان قدیمی‌هایی است که اخلاق، سرلوحه، پندار، گفتار و رفتارشان بوده است.

اگر دمی پای حرف موی سپید کرده‌های فوتبال ایران بنشینید خواهید دانست که دل آنها از آنچه این روزها در فوتبال رخ می‌دهد خون است. خیلی‌هایشان دیگر فوتبال نگاه نمی‌کنند، خیلی‌ها حتی اخبار فوتبال را پیگیری نمی‌کنند و برخی هم کلا از فوتبال و اهالی‌اش اعلام برائت می‌کنند! در میان آنهایی که هنوز فوتبال توجه می‌کنند هم کمتر کسی را می‌شود پیدا کرد که از مناسبات موجود در آن ، ارتباطات فرا فوتبالی، بی اخلاقی‌ها و نیز رفتارهای دوگانه اهالی فوتبال خرسند باشند. در این جستار سعی شده که فقط نظرات چند نفر از پیشکسوتان فوتبال ایران به حکم «مشت نمونه خروار» آورده شود تا مشخص شود که سازندگان فوتبال ایران و افتخار آفرینان عصر طلایی‌اش ، اکنون فوتبال را چگونه می‌بینند. شکی نیست که اظهار نظر افراد مورد مصاحبه در این مطلب، نظر اکثر قریب به اتفاق پدران فوتبال این مرز و بوم است.

عباس کارگر، مهدی دینورزاده، مهدی کشاورز و جعفر کاشانی با روی خوش پاسخگوی سوالات ما بوده‌اند که در ادامه می‌خوانید:

* وضعیت اخلاق را در فوتبال امروز چگونه می‌بینید؟

عباس کارگر: این روزها در فوتبال ایران اصلا احترامی نیست! در گذشته اگر بزرگ‌تر یا پیشکسوت ما چیزی می‌گفت،‌ رویمان نمی‌شد که چیزی بگوییم. برخی از فوتبالیست‌های امروزی آنقدر بی‌ادب و وقیح هستند که من خجالت می‌کشم با آنها در یک جمع باشم. اصلا فرهنگ غلطی وارد فوتبال شده که حرمت‌ها را از بین برده است. فوتبال ما به همین دلیل از نظر فنی به این روز افتاده است.

مهدی دینورزاده: وضعیت اخلاق امروز با گذشته خیلی فرق دارد. از وقتی پول به فوتبال آمد و آدم‌های غیر فوتبالی وارد کار شوند، آنها که خاک فوتبال را خورده بودند کنار رفتند و اخلاق گم شد! حالا همه فقط به دنبال نتیجه‌ هستند و می‌خواهند به هر طریقی شده پیروز شوند. فوتبال ما نه ساختار خوب دارد و نه روی تیم‌های پایه کار می‌شود، خیلی از مسایل با زد و بند انجام می‌شود!

مهدی کشاورز: آدم‌های این زمانه دو رو شده‌اند! آنها حقایق را نمی‌گویند. گاهی برای آن که خودشان را بالا ببرند از کسانی تعریف و تمجید می‌کنند، ولی پشت سرش حرف‌های دیگری می‌زنند. حکایت امروز ما همان جمله معروف «پهلوان زنده را عشق است!» پهلوانی و جوانمردی در فوتبال از بین رفته و همه به پول فکر می‌کنند.

* آیا مسئولان فوتبال نمی‌دانند که چه وضعی بر آن حاکم است؟

دینوارزاده: به نظر من اتفاقا مسئولان هم می‌دانند که وضعیت چگونه است، اما نمی دانند چطور باید جلویش را بگیرند. متخلفان در کار خود زرنگ هستند و به اصطلاح به این راحتی‌ها دم به تله نمی‌دهند. اگر همه مسئولان همکاری مستمر داشته باشند می‌شود این مشکل را حل کرد، اما اگر تنها یک مسئول از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند هیچ کاری انجام نمی‌شود.

* علت بروز این بی‌اخلاقی‌ها را چه می‌دانید؟ آیا همه تقصیرها به گردن پول است؟

کارگر: واقعیت این است که بر خلاف زمان ما که محبت و انسانیت در فوتبال موج می‌زند، این روزها از مردانگی، معرفت، اخلاق و غیرت خبری نیست. همین چند وقت پیش در بازی پیشکسوتان چند جوان به بزرگترها بی‌حرمتی کردند و به همین دلیل دیگر در این بازی‌ها شرکت نکردم!

دینورزاده: وقتی به بازیکنی که پنج میلیون تومان می‌ارزد، ۱۰۰ میلیون می‌دهند، توقع دارید اخلاقش تغییر نکند؟ او با این وضعیت از خود بی خود می‌شود! در گذشته می‌گفتند که بازیکنان عرق دارند و پیراهن برایشان ارزش دارد، ولی اکنون خیلی راحت این مسایل کنار رفته و متاسفانه، پول و نتیجه‌ شرط بقا شده است. پول چیز خوبی است، اما به شرطی که به اندازه باشد و در جای خودش خرج شود.

کشاورز: ۱۲ سال دروازه‌بان استقلال و تیم ملی بودم. در روزگار ما آدم‌ها با هم رو راست بودند، ولی الان کسی حقایق را نمی‌گوید. یک مربی تا منافعش را در خطر می‌بیند رفتاری می‌کند که صحیح نیست. اکنون دیگر تعصبی وجود ندارد.

جعفر کاشانی: ورزش از نظام حاکم بر جامعه جدا نیست. ورزشکار به الگو نیاز دارد و این الگو جامعه است. یک ورزشکار که قرار است سمبل اخلاق و معنویت باشد، کجا می‌تواند رشد کند؟ فرد پس از خانواده که رکن اول اجتماع است در باشگاه تعلیم و تربیت می‌شود، ولی ما که باشگاه نداریم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که ناهنجاری نداشته باشیم. فرهنگ بر ادبیات محاوره‌ای ما درست نیست. همین فرهنگ به بازیکنان و نسل جوان‌تر تسری پیدا می‌کند.

* آیا علت برخوردهای ناشایست برخی فوتبالیست‌ها و مربیان با یکدیگر و اهالی رسانه هم حاصل همین رخداد است؟

کارگر: در یکی از بازی‌های ما، محمد صالحی داور بود. پیش از بازی به او گفتم که افتخار می‌کنم در دیداری بازی می‌کنم که او داورش است. واقعیت هم همین بود. این روزها آدم‌های کوچکی به فوتبال آمده‌اند. وقتی برخورد بازیکن معروف را با آن خبرنگار در تمرین استقلال شنیدم واقعا ناراحت شدم. وقتی این قشر برای فوتبال اینقدر جانفشانی می‌کنند، چطور جرات می‌کنیم که چنین برخوردی با آنها داشته باشیم. این کار بی‌انصافی است. همین مسایل باعث شده که فوتبال ما به این جا برسد. دهه ۶۰، دوران اوج فوتبال ما بود. در آن زمان علی پروین یا مرحوم محراب شاهرخی اگر حرفی می‌زدند سرمان را بلند نمی کردیم چون پدر و مادرمان به ما یاد داده بودند که به بزرگ‌تر احترام بگذاریم.

دینورزاده: من فکر می‌کنم که وضعیت از این هم بدتر می‌شود! شما نگاه کنید کده چرا فوتبال ملی ما این قدر افت کرده است؟ زمانی تیم‌های عربی جرات بازی با ما را نداشتند، ولی حالا برایمان تعیین تکلیف می‌کنند. ریشه مشکل این جاست که همه با هم درگیر هستیم. اگر مدیری به من نوعی به عنوان مربی اعتقاد دارد و مرا سرمربی تیمی کرده است که باید بگذارد کارم را بکنم و مدام بر سر چیزهای کوچک با من درگیر نشود. این درگیری به بازیکنان سرایت می‌کند و دیگر حرف شنوی ندارند و این گونه می‌شود که بی انضباطی و بی اخلاقی در تیم حاکم می‌شود.

* نقش رسانه‌ها را در ایجاد این فضا چگونه می‌بینند؟

کارگر: رسانه‌ها بدون ایراد نیستند، اما شاید در پرداختن بیش از حد به یک بازیکن یا مربی قصد خیر و نیت کمک داشته باشند. اگر بازیکنی یا مربی رفتاری ناشایست را مرتکب می‌شود، حتما استحقاق آن کمک را نداشته است. به هر حال اگر رسانه‌ها از فوتبال حمایت نکنند، از بین می‌رود. رسانه‌ها عملکرد خوبی دارند، ولی شاید در بین آنها نیم درصد هم باشد که رفتار اشتباه دارند. در مجموع باز هم تاکید می‌کنم که فوتبالی‌ها نباید از حمایت رسانه‌ها سوءاستفاده کنند. متاسفانه پولی که به فوتبال آمده، افراد را به هر کاری وادار کرده است!

دینورزاده: من هم فکر می‌کنم که کثیفی موجود در فوتبال مختص بازیکن و مربی نیست. داوران هم در این وضعیت نقش دارند. اگر جلوی برخی داوران گرفته نشود ممکن است خیلی کارها را انجام دهند. من حسین عسگری را خیلی قبول دارم چون او چه در زمان قضاوت و چه حالا فرد سالمی است، اما او هم در کارش با مشکل روبرو می‌شود. برخی افراد وقتی می بینند که عسگری محکم کار می‌کند برایش مشکل می‌تراشند و با او مخالفت می‌کنند. متاسفانه در این بین برخی رسانه‌ها هم شریک می‌شوند. برخی دوستان رسانه ای بازیکن جابجا می‌کنند . این افراد نباید قلم خود را کثیف کنند. من با خبرنگاران، بازیکنان، مربیان ، مدیران و داوران خوب کاری ندارم و حرفم خطاب به آنهایی است که تخلف می‌کنند. کسی که کارش درست باشد، از حرف من ناراحت نمی‌شود. حرف‌های من فقط برای کسانی که مشکل دارند و درست کار نمی‌کنند برخورنده است.

کشاورز: رسانه‌ها هم یک سمت ماجرا هستند چون برخی چیزها را بیش از اندازه بزرگ کرده‌اند. متاسفانه وقتی پول باشد می‌توان برخی از بازیکنان و مربیان و برخی خبرنگاران را با خود همراه کرد! فوتبال ایران باید از پایه درست شود و گرنه ساختمانی که پی قوی نداشته باشد، فرو می‌ریزد.

کاشانی: در برنامه‌ای مثل «۹۰» چه مسایلی مطرح می‌شود؟ متاسفانه در برخی رسانه‌ها به جای پرداختن به خوبی‌ها، بدی‌ها بزرگنمایی می‌شوند. باید طوری عمل کرد که رفتار به یک بازیکن ، آن گونه که هست بد نشان داده شود. رسانه‌ها نباید باغ گل را به خارستان تبدیل کنند. اگر در جامعه یا فوتبال اخلاق رواج پیدا می‌کند یا بد اخلاق رشد می‌کند، مروجش رسانه‌ها هستند. حتما خودتان قبول دارید که وقتی روزنامه‌های ورزشی را ورق می‌زنیم تنها چیزی که می‌بینیم حرف‌های ناپسند فوتبالی‌ها علیه یکدیگر است. ما هیچ تحلیل خوبی در آنها نمی‌خوانیم. رسانه‌ها برخی افراد را بزرگ می‌کنند، ولی وقت همان فرد در آزمون اخلاقی قرار می‌گیرد در زمین کاری می‌کند که قابل قبول نیست. وقتی مغز بازیکن کار نمی‌کند ، نمی‌شود انتظار عملکرد خوب از او داشته باشیم. مورد دیگر این است که بازیکن فوتبال باید افتخار کند که پیراهن تیم ملی را بپوشد. متاسفانه بازیکن ملی‌پوش ما پیراهن تیم ملی را به زمین می‌اندازد و می‌رود و آن وقت رسانه‌ها می‌نویسند« یاشین آسیا» و مانند آن و بیهوده او را بزرگ می‌کنند!

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391