برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

رونمایی از «کتاب‌ جامع فوتبال» و «پسری روی سکوها» در کافه خبر

پنجشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۴ — خبرآنلاین

مراسم رونمایی از«کتاب جامع فوتبال» به ترجمه عادل فردوسی پور و کتاب «پسری روی سکوها» نوشته حمید صدر در کافه خبر برگزار شد.

در این مراسم که چهره هایی چون دکتر حمیدرضا صدر، عادل فردوسی پور، حسین کلانی و مهدی حاج محمد حضور داشتند در مورد ابعاد مختلف این دو کتاب بحث شد اما دغدغه این مهمانان چیز دیگری بود. حسرت آنها از این بود که مردم ایران اشتیاقی برای کتاب و کتابخوانی ندارند. درد و دل های فردوسی پور هم این مسئله را به خوبی نشان می دهد: «بعضی‌ها می گویند قیمت‌ها بسیار بالاست اما واقعیت این است که یک پیتزا گران تر از یک کتاب است. من فکر می کنم علت این همه معضلات اجتماعی پایین بودن سرانه مطالعه است.» حمیدرضا صدر هم که این بار به سراغ وقایع نگاری تاریخ فوتبال رفته اعتقاد دارد عدم توجه به فرهنگ نگارش رفته رفته تاریخ فوتبال ایران را از بین می برد: «زمانی که به دنبال تاریخ ورزشگاه امجدیه رفتم، دیدم که در جایی ثبت نشده. این باعث می شود که وقایع تاریخی ما از بین برود. من هم به شکل ساده سعی کردم که یک وقایع نگاری را انجام دهم که حداقل آنچه را که دیدم را در جایی ثبت کنم.»
*آقای صدر چه شد که تصمیم به نوشتن کتاب «پسری روی سکوها» را گرفتید؟
صدر: قضیه به ۱۰، ۱۵ سال گذشته برمی گردد، زمانی که من در روزنامه دنیای فوتبال کار مشغول بودم برای بچه‌ها خاطرات زیادی را از ورزشگاه امجدیه تعریف می کردم. بعد از آن فهمیدم که خود من درباره تاریخ امجدیه چیزی نمی دانم. وقتی به دنبال آن رفتم دیدم که در جایی هم ثبت نشده و این باعث می شود که یک سری وقایع از دست برود. من هم به شکل ساده سعی کردم که یک وقایع نگاری را انجام دهم که حداقل آنچه را که دیدم را در جایی ثبت کنم. تا بعد‌ها محققین یا فوتبالدوستان بدانند که شخصی به اسم رایکوف تغییراتی را ایجاد کرده، شخصی به اسم راجرز سیستم تمرین در ایران را دگرگون کرده. یا اینکه در دورانی تایلند و اندونزی رقیبان اصلی ما بوده اند. این کتاب در ساده ترین شکل یک وقایع نگاری است.
*شما برای تالیف این کتاب به آرشیو خاصی مراجعه کردید؟
صدر: نه. من از بچگی از چیزهایی که می دیدم برای خودم یادداشت برداری می کردم. علاوه بر این تنها مجموعه ای که در زندگی ام نگه داشته ام و در حال حاضر هم در خانه مادرم است، روزنامه های کیهان ورزشی و دنیای ورزش قبل از انقلاب است. هنوز هم مثل روز اول است.
*پس ارجاعات سیاسی و اجتماعی شما از روی آرشیو است؟
صدر: ببینید مثلا نشستن آپولو روی ماه چیزهای تاریخی است که در ذهنم نهادینه شده اما طبیعتا از روی آرشیو تاریخ های آن را چک کردم. درباره کتاب های ورزشی باید بگویم که اصلا تاریخ ورزشی ما ثبت نشده. مثلا کسی رسول مددنویی را به درستی نمی شناسد.
کلانی: البته چنین افرادی را باید از طریق شاگردان شان پیگیری کرد.
صدر: مثلا چه کسانی؟
کلانی: مثلا درباره آقای مددنویی باید از طریق ابوطالب ها، معینی‌ها و ... پیگیری کرد. درباره دکتر اکرامی باید از طریق فاخری ها، مهندس بهشتی‌ها و افرادی که در حال حاضر هستند پرس و جو کرد. مثلا در حال حاضر درباره تیم دارایی می توان از آقای محب پرس و جو کرد. چنین افرادی را داریم.
*عادل تو از دغدغه های کتاب نویسی ات می گویی؟ کار اولت ترجمه است و کار دومت هم گردآوری...
فردوسی پور: در ابتدا می خواهم یک تشکر ویژه از آقای صدر بکنم. به خاطر تلاش هایی که برای جمع آوری کتاب و وقایع نگاری انجام دادند. به هر حال نسل ما و نسل های بعد از ما با افرادی چون محراب شاهرخی، حسین کلانی و دیگر چهره‌ها هیچ ارتباطی ندارند اما حداقل این کتاب آن حلقه مفقود شده داخل ذهن‌ها را کشف می کند. فیلم این افراد که موجود نیست و نوشتن چنین کتاب هایی بسیار مثبت و کاملا ستودنی است. نوشتن این کتاب زمان زیادی می برد و من می دانم که هیچ انتفاعی هم ندارد. اگر این زمان را برای ساختن یک ساختمان بگذاریم درآمد به مراتب بیشتری دارد. این کتاب با نثر خوبش می تواند کمک زیادی به ما بکند.
*کتاب «فوتبال علیه دشمن» چطور؟
فردوسی پور: خود من زمانی که کتاب «فوتبال علیه دشمن» را در سال ۸۸ ترجمه کردم، احساس کردم که کلا نسل بعد از ما و حتی خود ما با کتاب ارتباط برقرار نمی کنند. در سفری که سال گذشته برای المپیک به لندن داشتم دیدم که مردم در مترو، اتوبوس و مکان های عمومی دیگر تمام وقت شان را برای کتاب خواندن می گذارند. در حال حاضر کتاب آقای موراکامی نویسنده ژاپنی هفته ای یک میلیون نسخه فروش دارد. نمی دانم اسم آن را چه بگذارم اما فکر می کنم که نسل جوان یا پا به سن گذاشته ما کلا با کتاب ارتباط برقرار نمی کنند. بعضی‌ها می گویند قیمت‌ها بسیار بالاست اما واقعیت این است که یک پیتزا گران تر از یک کتاب است. ما حاضریم برای پیتزا خرج کنیم اما برای کتابی که می تواند به ما چیزی اضافه کند حاضر نیستیم. این فقر فرهنگی جامعه ماست که در نتیجه آن در سکوها یا خیابان‌ها چنین اتفاقاتی را می بینیم. در حالی که ادعای فرهنگ اصیل ایرانی هم داریم. من فکر می کنم علت این همه معضلات اجتماعی پایین بودن سرانه مطالعه است. به نظر من باید یک کار فرهنگی دراز مدت انجام داد تا مردم ما به سمت مطالعه سوق داده شوند. در حوزه ورزش هم که بدتر از همه است، اصلا کتابی وجود ندارد. تا به حال کتابی اجتماعی درباره فوتبال نوشته نشده است.
*آقای صدر مخاطب کتاب شما تنها فوتبالی‌ها هستند یا در حوزه های دیگر هم طرفدار دارد؟
صدر: نه، به نظر من کسی که اهل تاریخ هم باشد به نوعی مخاطب این کتاب است. این کتابی سیاسی-اجتماعی است.
*آقای فردوسی پور چه تعداد از فوتبالی‌ها کتاب «فوتبال علیه دشمن» را خواندند؟
فردوسی پور: ببینید اگر مقیاس ما میزان مطالعه مردم باشد که تا به حال بد نبوده. اینکه در این چند سال به چاپ چهارم رسیده امیدوار کننده است.
*واکنش اطرافیان شما چطور بوده؟
فردوسی پور: خیلی خوب و مثبت بوده. من کسانی را می شناسم که اصلا فوتبالی نبوده اند اما با این کتاب ارتباط برقرار کردند. برای فوتبالی‌ها هم که خیلی جالب بوده. همانطور که آقای صدر گفت این کتابی سیاسی- اجتماعی است. من در سفر المپیکی به لندن به کتابخانه پنج طبقه ای می رفتم به نام فویلز. در آنجا فقط یک طبقه کتاب ورزشی بود. یک روز از صبح تا عصر به آنجا رفتم و فقط غبطه خوردم. در آنجا زندگینامه بازیکنانی بود که ما حتی اسم آنها را هم به زحمت به زبان می آوریم اما مردم خیلی راحت بابت آنها پول پرداخت می کردند. این فقط مختص انگلستان هم نیست. در سرتاسر دنیا با فوتبال و ستارگان آن بسیار جدی برخورد می شود. چرا ما نباید برای امثال علی پروین یا حسین کلانی کتاب داشته باشیم؟ چنین کتاب هایی می تواند بسیار پرفروش و تاثیرگزار باشد. نه این
صدر: خیلی تاسف برانگیز است که ما راجع به جهان پهلوان تختی کتابی نداریم. تختی چهره ای چند وجهی است اما کتابی وجود ندارد که او را به خوبی توصیف کند.
کلانی: آقای صدر تا زمانی که جایگاه ورزش در کشور ما از نظر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... مشخص نشده و همچنین سیستمی برای حمایت از افرادی چون شما و آقای فردوسی پور وجود ندارد، وضعیت همین است. حداقل این امکان وجود دارد که آقای فردوسی پور در برنامه اش از این کتاب صحبت کند. این کتاب که تنها به خود شما تعلق ندارد، این خدمتی است به همه جامعه . شما عاملی بودید برای اجرای این کار. متاسفانه مساله کتاب و کتاب خوانی در کشور ما از آغاز مشکل دارد. خیلی کم دیده می شود که خانواده‌ها کتابی دست فرزندان خود بدهند. الان هم که این دستگاه های جدید به بازار آمده مشکل جدیدی را ایجاد کرده است. شما نمی توانید تبلت را از دست بچه‌ها بگیرید و به آنها کتاب بدهید. اما می توانیم با تبلیغات مستمر ازاین شرایط را عوض کنیم. ما باید از هر فرصتی برای این کار استفاده کنیم. همه ما می دانیم که در خارج از کشور به ویژه در آمریکا ورزشکاران حرفه ای حتما باید تحصیلات آکادمیک داشته باشند. متاسفانه در کشور ما اگر کسی هم از کودکی فرهنگ کتابخوانی را آموزش ببیند، در آینده مورد تمسخر دوستانش قرار می گیرد. من فکر می کنم وظیفه دوستان رسانه ای ما در درجه اول تبلیغ در مورد کتاب است. تبلیغات باید استمرار داشته باشد تا رفته رفته تاثیرگزار شود. بعد از آن هم تشکیلات آموزشی باید برنامه ریزی کنند.
صدر: چیزی که خود من در این سال‌ها متوجه شدم این است که جامعه آکادمیک ما با تکبر به فوتبال نگاه می کنند. یعنی می گویند فوتبال تنها برای روزنامه های ورزشی و افرادی است که روی سکوها فریاد می زنند. یعنی نوعی تکبر نسبت به این موضوع وجود دارد. جالب اینجاست که خیلی از دانشجوها در خارج از کشور پروژه های فوق لیسانس و دکترا خود را از حوزه فوتبال انتخاب می کنند. مثلا آرشیتکت‌ها به سراغ معماری استادیوم‌ها می روند. شما اگر به کتابخانه ای که عادل گفت بروید در حوزه فوتبال هر کتابی را می توانید پیدا کنید.
فردوسی پور: همانطور که آقای کلانی گفتند یکی از دلایلی که این کتاب‌ها با استقبال مواجه نشده، عدم تبلیغ صحیح است. در جریان نمایشگاه کتاب موج مثبتی ایجاد می شود اما بعد از آن همه چیز فراموش می شود. من مطمئنم اگر به خوبی اطلاع رسانی شود، کتب ورزشی فروش خوبی خواهند داشت. خیلی‌ها اصلا از وجود چنین کتاب هایی اطلاع ندارند.
صدر: به نظر من حلقه گمشده این بحث مساله اقتصاد و پول است. فکر می کنم عادل روی این کتاب نزدیک به یک سال کار کرده اما پولی که نویسنده می گیرد نزدیک به صفر است. حالا در این شرایط چطور نویسنده‌ها راغب به نوشتن شوند. نویسندگی فقط عشق است و به هیچ وجه نمی توان زندگی را از این راه گذراند. شاید بشود حق داد که کسی طرف کتاب نرود. اما درباره پروژه دانشگاهی دانشجویان به نوعی کم کاری می شود.
*عادل در مورد «کتاب جامع فوتبال» صحبت می کنی؟
فردوسی پور: من فکر می کنم این کتاب بیشتر یک دایرةالمعارف فوتبالی است. کتاب دایرةالمعارف فوتبال بسیر معروف است. سعی شده هر اتفاقی فوتبالی که در دنیا رخ داده، از لیگ های مختلف گرفته تا قوانین فوتبال در این کتاب ذکر شود. از این کتاب می توان به عنوان یک کتاب مرجع استفاده کرد اما هر ساله باید به روز رسانی شود.
*عبارت «زیر نظر عادل فردوسی پور» که روی این کتاب درج شده به چه معنی است؟
فردوسی پور: چند نفر از بچه های دانشگاه شریف که همدوره های من بودند، به من گفتند که چنین کتابی وجود دارد و یک سری ترجمه های مقدماتی هم روی آن انجام شده. من هم ترجمه‌ها را گرفتم و دیدم که نواقصی دارد. من هم ترجمه را از ابتدا انجام دادم و کتاب را به این مرحله رساندم.
*پس این کتاب ترجمه است؟
فردوسی پور: بله ترجمه است.
*آیا باز هم حاضری که به سراغ نوشتن بروی؟ حتی اگر اتفاقات این سالهای برنامه ۹۰ را بنویسی، کتاب جالبی می شود؟
فردوسی پور: من در این زمینه حافظه خوبی ندارم. ای کاش از همان ابتدا این اتفاقات را می نوشتم. الان نزدیک به ۶۰۰ برنامه ۹۰ روی آنتن رفته و اگر برای هر کدام چهار خط هم می نوشتم، الان تبدیل به یک کتاب کامل شده بود. ایده خوبی است البته نه برای الان. شاید بعدها که موهایم کاملا سفید شد این کار را انجام دهم. به هر حال همین ترجمه هم کار بسیار زمانبری است و من دوست دارم آن را ادامه بدهم.
پس باز هم این کار را می کنی؟
فردوسی پور: این یک مرض است! با اینکه هیچ اتفاعی ندارد اما لذت خاصی در آن است.
صدر: من می خواهم کتاب ۱۰۰ بازیکن برتر تاریخ فوتبال ایران را بنویسم. از ابتدا تا الان. مهم این است که این چیزها در جایی ثبت شود و در آرشیو قرار بگیرد.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391