برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

چند درجه تبِ پرتغالی و افسانه‌ی فراموشکاریِ ما

جمعه، ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۸ — گل

حقیقت این است که قضیه مدت‌هاست بسیار فراتر از سلیقه پیش رفته و این وسط فراموشکاری ما خودش یک پایه‌ی اساسیِ شکل‌گیری هیبتی ناکام از فوتبالِ ایرانی‌ست

نلو وینگادا و تیم تیم ملی ایران

پس از پیروزی کاملاً به‌موقع و تعیین‌کننده‌ی ایران مقابل قطر آن‌چه که بیشتر از هر چیز دیگری ذهنم را به خود معطوف کرده بود روزهای فرساینده‌ی رفته بود. روزهایی که انگار ناظران‌اش مدام سوار بر گوی آونگ، مرز واقع‌بینی و تعادل را در می‌نوردیدند و یا در سوی تمجید و تحسین می‌ایستادند و یا انگاره‌ی بی‌خاصیتی و بیگانگی را هدف می‌گرفتند.

اگر بپذیرید که حتی بدبین‌ترین و بدقلق‌ترین آدم‌ها خیلی سخت می‌توانند موهبت صعود به جام جهانی را حتی در دق‌آورترین شرایط ممکن با نرفتن به جام جهانی و حسرت‌خواری بر آن عوض کنند، درک این واقعیت و آن‌چه که در پرده‌ی این نوشته‌ است پدیدارتر خواهد شد.

در این موقعیت که خیلی‌ها به‌درستی مسرور از نتیجه پیش‌آمده و امیدوار به سه امتیاز پیش‌رو هستند یادآوری این چرخش‌های رفتاریِ عمومی شاید یک بدسلیقگی به‌نظر برسد. اما حقیقت این است که قضیه مدت‌هاست بسیار فراتر از سلیقه پیش رفته و این وسط فراموشکاری ما خودش یک پایه‌ی اساسیِ شکل‌گیری هیبتی ناکام از فوتبالِ ایرانی‌ست. در یک بازنگری تاریخی این واقعیت غیرقابل‌انکار است که تنها مدت کمی نیاز بود تا پس از جدایی برانکو ایوانکوویچ از تیم ملی در یک پایان دردناک، سیل تمجید‌ها و افسوس‌ها نثار اویی بشود که در دستاورد چهار ساله‌اش روزهای حوصله‌سربر کم نداشت و بسامد چنین روزهایی برای او حتی تا فرود آمدن تیغ تیز گیوتینِ تقبیح و تحقیر تا چند میلی‌متری‌اش‌ پیش می‌رفت.

در این تعادل‌گریزی اسف‌بار واکنش همین ناظران و طرف‌داران به نتایج تیم تحت رهبری کارلوس کی‌روش متأثر از تعریف او به عنوان یک مربی طراز اول جهانی است. رصد کردن این واکنش‌ها به خصوص پس از شکست در بیروت و بعد پیروزی برابر کره‌جنوبی و بعدتر باخت به ازبکستان هر تحلیل‌گری را به نتایج شگفت‌باری می‌رساند.

بازه‌ی فراموش‌کاری و پاک‌شدن حافظه‌ی تاریخی عمومی چنان کوتاه شده بود که از تکفیر تا تقدیس کی‌روش تنها چند ماه فاصله بود. واقعاً تمام گناه را بر گردن چه کسی باید انداخت؟ فراموش‌کاریِ ما گناه نیست؟ این رفتار‌ها مثل دمیدن در آتش تندی نیست که خشک و تر را با خود به یغما می‌برد و پس از آن خوش‌خیالانه انتظار سر برآوردن ققنوس‌‌ِ پیری را می‌کشیم که رنجور و ناتوان بر خاکستر سرد خفته است؟ نمی‌دانم یاد‌آوری این واقعیت تلخ تلنگری بر ذهن کسی خواهد زد یا نه؟ اما مطمئنم روزی که کی‌روش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران نباشد به‌سختی می‌توان از وجود دستاوردی ملموس و قابل بحث از سوی او در دایره‌ی ملزومات تاکتیکی و تکنیکی فوتبال ایران گفت.

با این حال و در شرایط فعلی نگارنده‌ی این سطور و خواننده‌‌ی آن با اطمینان می‌تواند بگوید: ممنونیم آقای کی‌روش، ممنونیم بچه‌های تیم ملی که امیدوارمان کردید، که قدری از تبی که دچارش بودیم و دچارش بودید فروکش دادید. اما چقدر بهتر است عینک واقع‌بینی را هم بزنیم و برخی روزهای عذاب‌آور گذشته را فراموش نکنیم. جای آن چند شاخی که از مشاهده فهرست بازیکنان تیم ملی مانده از یاد نبریم. به این فکر کنیم که چقدر از تصلب فکری کی‌روش در چینش تیم ملی حرص خوردیم.

اگر عصر ۲۸ خرداد همه‌مان غریو شادی سر دادیم و خوشحال و شادان لحظه‌ای چشمان‌مان را بستیم و تیم ملی را در برزیل نصویر کردیم یادمان باشد وقتی چشم باز کردیم جای سوزناک حقیقت و واقعیت را با هیچ چیز عوض نکنیم.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391