برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

پیروزی شش گله ایران برابر کره جنوبی به نقل از کتاب "پسری روی سکوها" :بوی عیدی، بوی پیروزی

دوشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۶ — گل

استادیوم ال مکتوم دوبی، ۲۵ آذر ۱۳۷۵: بوی حمله. بوی هجوم. بوی پیروزی. مات و مبهوت برابر مونیتور تلویزیون. مات. مات. مات... باور نکردنی.

حمیدرضا صدر

دروازه کره جنوبی در مرحله یک چهارم نهایی شش بار فرو ریخته. شش. شش. شش... بازی ساعت یک ربع به پنج بعد از ظهر در دوبی آغاز شده و هنوز به هفت نرسیده شش گل زده اید. زده اید و طی یک ساعت و نیم به صف اول فوتبال آسیا بازگشته‌اید. همه ناکامی‌ها در چشم بهم زدنی فراموش شده اند. در کمتر از یک ساعت و نیم باور کرده‌اید می توان کره جنوبی را خرد کرد. با فاصله چهار گل. می توان اشک شکست در چشم‌های شان جاری ساخت. در کمتر از یک ساعت و نیم. بازی فراموش نشدنی برای تغییر مسیر فوتبال ملی. دوباره قد راست کردن با گشودن عقده‌ها. ۹ گل در دو بازی پی در پی برابر دو حریف اصلی آسیایی. رکوردی احتمالا دست نیافتنی برای سال‌های سال.

در جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ در امارات آغازی نومید کننده داشته اید. شکست دو بر یک از عراق با تک گل بی اثری در واپسین دقیقه از علی دایی. پیروزی قابل پیش بینی برابر تایلند با سه گل و سرانجام به زانو درآوردن عربستان به ضربه های کریم باقری، علی دایی و خداداد عزیزی. ترکیب تان را شناخته اید و فوتبال تان تک ضرب شده. هم فکورانه و هم آمیخته به تعصب. محمد مایلی کهن اعتماد به نفس داشته و آن را به پسرانش منتقل کرده... امروز این جا علی دایی کولاک کرده و راهش را از همتایانش سوا. در دوبی از همین امروز. کره در دقایق اولیه دروازه نیما نکیسا را باز کرده و نیمه اول را با پیروزی ۲ یک پشت سر گذاشته. خداداد عزیزی بازی را ۲-۲ کرده. سپس آن چه بر صفحه تلویزیون دیده اید شبیه کلیپ های تدوین شده بوده. چشم های تان را مالیده اید که بازی واقعی بوده یا نه. دایی چهار گل طی بیست و دو دقیقه زده. از دقیقه ۶۶ تا ۸۸. آتش بازی راه انداخته. گل‌های پشت سرهمی زده با بی اعتنایی به قواعد منطق و فیزیک. طی آن بیست و دو دقیقه ای همه جا بوده. نیمه میدان کره ای‌ها را با قلدری اندازه کفش هایش کرده و با ارسال هر توپی ناخوانده و سرزده مثل آذرخش‌ها ظاهر شده و ضربه نهایی را نواخته. نواخته و کره ای‌ها را منگ و گیج کرده. مات و مبهوت. اشک های پارک جون وان مربی کره را درآورده. سینه های ایرانی‌ها را پر کرده از غرور. شادی مردم در خیابان‌ها را به ارمغان آورده. رقص برف پاک کن اتومبیل‌ها را. هجوم صدها مشتاق به خانه پدرش در اردبیل را.

چهار گل علی دایی و پیروزی شش گله برابر کرده فصل جدیدی در فوتبال ایران گشوده. نبرد بعدی را بی اهمیت کرده... ایران در نیمه نهایی بار دیگر برابر عربستان قرار خواهد گرفت. طی ۱۲۰ دقیقه به تساوی بدون گل قناعت خواهد کرد. به ضربه‌های پنالتی تن خواهد داد. احمد رضا عابد زاده به عنوان متخصص مهار ضربه های پنالتی جای نیما نکیسا را خواهد گرفت تا برابر حریفان بایستد. علی دایی نخستین ضربه را از دست خواهد داد. داریوش یزدانی و محمد خاکپور هم همین طور. عابد زاده برابر ضربه‌ها تسلیم خواهد شد. ایران در ضربات پنالتی شکست خواهد خورد. عربستان قهرمان خواهد شد. ایران با پیروزی برابر کویت به رتبه سوم دست خواهد یافت. ولی تابوی قدرت طلبی عربستان و کره جنوبی شکسته. با ضربه‌های علی دایی. شایسته ترین فرزند فوتبال این عصر.

می توان بازیکن های فوتبال را به انواع مختلفی تقسیم کرد: بازیکن غریزی، بازیکن سنتی، بازیکن متحرک تیزپا، بازیکن ساکن قدرتی. بازیکن شوت زن، بازیکن پاسور... و در کنار همه اینها بازیکن ریاضت کش. علی دایی در صف بازیکنان صبور و شکیبا جای می گیرد. فوتبال ظریف و غریزی مثل علی پروین را ندارد ولی با استمرار مسیر طولانی را پیموده.

جامعه شناس‌ها می گویند "... تمام چیزهایی که انسان در فعالیت های روزانه اش از صبح تا شب انجام می دهد اشیاء تولیدی اش هستند که چاره ای جز آموختن مهارت کار با آن‌ها را ندارد. مهارت هایی که اکثرشان ذاتی نیستند. مهارت هایی که باید کسب شوند. آموخته شوند" و او کسب کرده. آموخته و یاد گرفته. علی دایی را پاییز ۱۳۷۱ را شناخته بودید. با یک عکس. تصویری که با پیراهن آبی شماره ۹ بانک تجارت رو به دوربین ایستاده بود. با سر باند پیچی شده، با تبسمی بر لب. با نمایش خارق العاده ای در آن فصل لیگ باشگاه های تهران. او با ۲۴ گل آقای گل شده بود. علی دایی مثل علی پروین در ۲۴ سالگی نخستین بازی ملی‌اش را انجام داده و مثل پروین برای نخستین بار پیراهن ملی را برابر پاکستان بر تن کرده بود. او ۱۴۹ بازی ملی انجام خواهد داد. رکوردی بر جای خواهد گذاشت دست نیافتنی. بیشترین تعداد گل ملی در فوتبال جهان را به ثمر رسانده و پوشکاش مجاری را پشت سر خواهد گذاشت. یک رکورد دیگر. تعداد ۱۰۹ گل ملی را ثبت خواهد کرد. یک رکورد دیگر (نفر بعدی در ایران کریم باقری با ۵۰ گل). با ۳۵ گل بهترین گلزن تاریخ مسابقات مقدماتی جام جهانی خواهد شد. رکوردی دیگر. حضور در چهار دوره مسابقات مقدماتی جام جهانی (۱۹۹۴، ۱۹۹۸، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶) را به یادگار خواهد گذاشت. در دو جام جهانی ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ به میدان خواهد رفت. دو پاس تاریخی فوتبال ایران در بستر جام جهانی ۱۹۹۸ را طی دو نبرد بزرگ خواهد داد (به خداداد عزیزی برابر استرالیا و به مهدی مهدوی‌کیا برابر آمریکا). عنوان بهترین گلزن را با ۸ گل کسب خواهد کرد. با ۱۴ گل بهترین گلزن تاریخ جام ملت‌های آسیا خواهد شد.

دایی اولین بازیکن ایرانی قهرمان بوندس لیگا خواهد شد (با بایرن مونیخ). اولین بازیکن آسیایی حاضر در فینال لیگ قهرمانان اروپا (روی نیمکت بایرن مونیخ برابر منچستر یونایتد) خواهد شد. با پیراهن هرتا برلین در لیگ قهرمانان اروپا یک بار دروازه میلان و دو بار دروازه چلسی را خواهد گشود. اولین بازیکن/ مربی لیگ ایران خواهد بود که قهرمانی لیگ را - سال ۱۳۸۵ با سایپا - جشن خواهد گرفت. عنوان سفیر حسن نیت یونیسف را به او خواهند داد... همه اینها به او تعلق خواهند گرفت. به علی دایی. مرد سرسخت. بی اعتنا به خطاهای حریفان. آماده لگد باران شدن. بدون گله گذاری و شکایت. بی اعتنا به زخم و درد و مصدومیت. گردن فرازی بدون آن که خروس جنگی باشد. مهاجمی که سرش را برابر پای مدافعان خشن قرار می دهد. بازیکنی بدون بازیگوشی. بدون گام های شوخ و شنگ. بدون دریبل‌های ظریف. بدون هنرنمایی برای جلب توجه. بدون تلاش برای انتقال سرخوشی از بازی کردن. بدون خیلی چیزهای دیگر. ولی اگر بازیکنی بتواند با آن چه انجام می دهد احساس مبارزه جویی اش را به تماشاگر انتقال دهد بازی را برده. توفیق با او است. در غیر این صورت مرد سرگردان میدان است. او هنر غافلگیر کردن دارد. هنر رخنه در جایی که به کمترین میزان انتظار می‌رود را. هنر کله پا کردن حریفان گردن کلفت را. در خط حمله می ایستد و وقتی بلند می شود ضربه سر بزند خدا به داد برسد. از آن دسته بازیکنانی است که می تواند مبارزه جویی اش را انتقال دهد. با جدیت فراوانش. با پشتکار تمام نشدنی اش. با فوتبالی ریاضت وارش. با کوشش و ممارست. با پشت کردنش به راحت طلبی. به عافیت طلبی. با خودسازی. با ترجیح دادن جدیت به لذت... پیش از او تصور می کردید نمی توان فوتبالیست شدن را آموخت. ولی اشتباه می کردید. او آموخت و نشان داد می توان تکنیک والای بازی با توپ را نداشت ولی پرواز کرد. می توان با سخت کوشی هم ماهر شد و هم بزرگ. می توان بدون آن که احساس تکبر کرد برنده شد و بدون آن که حقیر شد شکست را پذیرفت...

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391