برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

علیرضا منصوریان: فقط حجازی هوایم را داشت

دوشنبه، ۳۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۷ — گل

من هم وقتی از پاس جدا شدم با قطبی برخورد کردم که خیلی به من کمک کرد. میتوانم بگویم تاثیرگذارترین آدم در مربیگری من اول قطبی بود و بعد کروش

سایت رسمی باشگاه استقلال این روزها با تغییر مدیریت فعال تر و به روز تر شده.مصاحبه بلند این سایت ب علیرضا منصوریان حاوی نکات خواندنی و جذابی است که با هم نقل می کنیم.

تاثیر من در انتخاب های آبی کروش

من به عنوان یک استقلالی در تیم ملی مشغول به کار بودم و همه من را به عنوان یک مربی آبی متعصب میشناسند. در تیم ملی هم به استقلال تعصب داشتم اما تعصب همراه با منطق. طبیعی هم بود وقتی به عنوان مربی استقلالی در تیمملی حضور داشتم تعداد استقلالی های آن بیشتر شود با این حال کماکان پای حرف ساقم هستم. من معتقدم هر موقع استقلال و پرسپولیس به طور همزمان در لیگ ایران در کورس قهرمانی بودند و موفق عمل کردند ما تیم ملی قوی داشتیم، نمونه بارزش به همین امسال برمیگردد وقتی استقلال در آسیا تا مراحل پایانی پیش رفت، نفرات بهتر و زبده تری در تیم ملی حضور پیدا کردند. بازیکنانی که با استقلال تا مرحله یک هشتم نهایی رفتند، توانستند به تیم ملی هم کمک کنند. اگر پرسپولیس هم فصل گذشته سرحال بود بهتر میتوانست به تیم ملی کمک کند، اما این را بگویم من وقتی در تیم ملی باشم حتما یک سهمیه از استقلال در تیم ملی بیشتر میشود اگر ۹ تا سهمیه استقلال باشد، با من میشود ۱۰ تا. خط دفاع و هافبک استقلال تاثیر مستقیم را در سه بازی آخر ما داشت چرا که خط هافبک تیم ملی را حیدری، نکونام، جباری و تیموریان استقلالی تشکیل دادند و خط دفاع را هم صادقی، منتظری، بیگزاده. این تاثیر استقلالیها را در تیم ملی نمیتوانیم کتمان کنیم.

من و کارلوس دو دوست خوب

کارلوس را در حوزه مربیگری خیلی قوی دیدم، همینطور در حوزه مدیریت روحی و روانی. اگر او در تیم منچستر طی ۷ سال زمامدار تمام مدیریت و فنی بوده بیجهت نبوده و گزاف نیست که بگویم من خیلی خوش شانس بودم که پس از مدیریت در آکادمی استقلال، حضور در تیمهای پایه و امید ایران در بزرگسالان به آدمی مثل کروش خوردم و او را تخلیه اطلاعاتی میکنم. او به من اطمینان کرد که به تیم ملی اضافه شوم و این یعنی کارلوس کروش حضور من را مثبت میدانست، اما امروز من نمیتوانم بگویم چقدر در تیم ملی تاثیر داشتم یا نداشتم و در اینباره امیدوارم مردم فوتبالمان و فوتبالیها بفهمند علیرضا منصوریان توانسته تاثیر خودش را بگذارد یا نه؟ البته من این را هم بگویم من کلا از بی تاثیر بودن بدم می آید و دوست ندارم بدون تاثیر در جایی کار کنم.

جانشین کروش نمی شوم

من اعتقاد دارم آدم باید منطقی فکر کند، آدم باید با رویاهای واقعی کارش را دنبال کند نه رویاهای تخیلی. شاید من در رویاهای خودم بگویم چه خوب میشد جای کروش باشم، اما آدم باید منطق داشته باشد. شاید به من الان بگویند چشم کروش، اما من منصوریان باید برای مربیگری یک سری خاصیتهای ویژه داشته باشم، یکسری مراحل را باید طی کنم. سرمربی گری تیم ملی یعنی گل فوتبال ایران، اما رسیدن به این هدف یک مقدار طولانی تر است و من الان راه زیادی پیش رو دارم. الان هم سعی کردم در زندگی با واقعیتها یک برنامه بری آینده مربیگری ام داشته باشم در بخش کامپیوتر، زبان... الان زبان اسپانیایی را میخواهم بخوانم، اینترنت را به صورت حرفهایتر دنبال میکنم، تمرینات مدرن را در میآورم و...

در کل به مربیگری به صورت حرفه ای اعتقاد دارم .با کروش هم که صحبت میکردم، میگفتم دوست دارم سفیر تغییر جریان مربیگری در ایران باشم. باید مربیگری ما تغییر پیدا کند. وقتی والیبال را دیدم به این نتیجه رسیدم که فوتبال ما به اندازه والیبالمان میتواند پیشرفت کند،اما باید تغییر دید و افکار دهیم. یادم نمیرود ۶، ۷ سال پیش یکی از فوتبالیستها وقتی در مواجه با سوال خبرنگاران قرار گرفت، گفت اگر از من خبری میخواهید از روی سایتم بردارید. آن سالها از حرکت این فوتبالیست خیلی‌ها تعجب کردند، اما الان همه بازیکنان ما سایت دارند تا حرکت رو به جلویی داشته باشیم. من اعتقاد دارم مربیگری در ایران را نسل ما میتواند تغییر دهد.

تاثیر قطبی

وقتی با افشین قطبی برخورد کردم، همیشه میگویم در زندگی یک چیز را که از دست میدهی خیلی ناراحت میشوی، اما بعد میفهمی تقدیر آدم در آن بوده. من هم وقتی از پاس جدا شدم با قطبی برخورد کردم که خیلی به من کمک کرد. میتوانم بگویم تاثیرگذارترین آدم در مربیگری من اول قطبی بود و بعد کروش. این دو مربی خیلی در کار حرفهای مربیگری به من کمک کردند. برنامه ریزی، مانیتور کردن بازیکنان و.... همه را از این دو یاد گرفتم.

فقط حجازی هوایم را داشت

در خصوص بازی با روسیه میتوانم به جرات بگویم که در بدترین شرایط، تیم ملی را به دست من دادند. در آن مقطع هیچ مربی جرات نداشت تیمملی را تحویل بگیرد، ریسکش را هم قبول نمیکرد. من با کفاشیان و نبی صحبت کردم، به من گفتند خودت سرمربی بازی با روسیه باش و هر طور که میخواهی نفر جدید به تیم ملی دعوت کن. آنجا من گفتم در کادرفنی، منصورخان رشیدی و اصغر حاجیلو را با خودم میبرم و لیست بازیکنان را هم دادم. روزی که به ابوظبی میرفتیم یکی از کسانی که جزو منابع حمایتی ام به حساب میآمد، آمد و گفت نترس. آن آدم آقای محصص بود که خیلی از او ممنونم. مردی که استاد کلاسهای A مربیگری من هم بود، به هر حال از مسئولان خواستم که همراه من بیایند و در این بازی همراه تیم ملی باشند، اما متاسفانه از آنجایی که به کره باخته بودیم کسی همراه ما نمیآمد. به هر کسی که رو میزدم تا به عنوان دلگرمی همراه ما باشد میگفت نه، نمیتوانم بیایم. در نهایت چند تغییر در تیم ملی دادم، شریفات، ماهینی و... را به عنوان بازیکن جدید به تیم دعوت کردم و با اصغر حاجیلو برای بازی با روسیه به ابوظبی رفتیم. آخرین تکیه گاهی که فکر میکردم باید به او زنگ بزنم ناصرخان حجازی بود. به او گفتم من برای اولین بار سرمربی تیم ملی شدم به هر کسی که زنگ میزنم میگوید نمی آیم، از کره باختیم و برابر روسیه هم چند گل میخوریم. نور به قبر ناصرخان ببارد، فکر میکنید چه گفت؟ گفت: نیازی نیست که تو به من بگویی، قبل از اینکه تو این حرف را بزنی من خودم بلیت گرفتم و قرار را بر این گذاشتم که برای تماشای بازی ایران به ابوظبی بیایم و هنر شاگرد خود را ببینم. حتی گفت برای اینکه حرف و حدیثی ایجاد نشود و نگویند منصوریان با خودش سر مربی سابق خود را آورده جدا از تیم ملی می آیم.

یادم نمی رود ناصرخان در آن بازی در وی آی پی نشسته بود. تاج هم که از مسئولان بود جداگانه آمده بود. یادم میآید بعد از بازی وقتی تاج و اعضای کنسولگری ایران و دیگر مسئولان فدراسیون وارد زمین شدند دیدم ناصرخان تلاش میکند که به داخل زمین بیاید. یک آن دیدم پایین آمد و رو به تاج کرد و گفت: این بچه چه گناهی کرده که سنش پایین است، ولی در عوض یک رکورد تاریخی را زده . هنوز هم این حرف ناصرخان مثل یک زنگ در گوشم است. میگفت: این هم نتیجه مربیگری منصوریان در تیم ملی .تا ۵۰ سال دیگر نمیتوانیم روسیه را شکست دهیم. به این بچه شانس بدهید و بگذارید افکارش را در تیم ملی پیاده کند. تاج در جواب این حمایتهای ناصرخان گفت: چشم، ما حواسمان به همه چیز است. میخواهم این حرف را بزنم بعد از آن بردی که ما مقابل روسیه با سرمربیگری من آوردیم خیلی از دوستان من نیامدند بگویند منصوریان بعد از بازی با کره رفت و تیم ششم تا دوازدهم رنکینگ را برد. خیلی از مطبوعات نوشته بودند چون کروش بالا بود، منصوریان بازی را برد. سوال من این است چرا باید عملکرد و داشته های خودمان را کمارزش کنیم، در صورتی که می توانستیم بگوییم مربی جوان یک نتیجه غیر قابل پیش بینی بدست آورد و کروش را به آینده تیم ملی ایران امیدوار کرد تا مردم باخت به کره را فراموش کنند . به کروش هم گفتم، فکرش را میکردم که بعد از بازی با روسیه خیلی به کارلوس نزدیکتر شوم، تا او اطمینان کامل را به من داشته باشد.

من چشم کروشم

اما باید زمان میبرد تا کارلوس حق انتخاب در مورد من داشته باشد. به هر حال در ۲۴ ماه گذشته با حسن نیت و تلاش خودم توانستم به کارلوس برادری ام را ثابت کنم تا الان روزنامه‌ها در مورد من بزنند چشم کروش. یکی از دردهای فوتبال ما این است که بدون منطق و ادله نا خواسته میخواهند به مربیان جوان لطمه بزنند. وقتی سرمربی پاس شدم، گفتند جوان است. سرمربی تیم ملی که در برابر روسیه شدم، گفتند جوان است. رئیس آکادمی استقلال که شدم، گفتند جوان است. هر وقت میخواهند به بی راهه بروند این بحث را به میان میآورند. در حالیکه من رفتم در آکادمی فوتبال و کارم را با پایه های ملی شروع کردم. تیم ملی امید ایران با مربیگری من ۱۳ گل، ۱۳ امتیاز و فقط دو گل خورده داشت. تیم من بهترین تیم در آسیا شد و در تورنمنت صلح و دوستی زیر ۲۳ سال قطر هم اول شدیم. بعد هم آمدم در تیم ملی بزرگسالان به عنوان دستیار و آنالیزور کار کردم که رفتیم جام جهانی. من میخواهم در روش مربیگری یک رنسانس جدید بین مربیان ایران ایجاد کنم. میخواهم با تمام وجود به همه شان کمک کنم و فرهنگ مربیگری ایران را عوض کنم.

نکونام باید در استقلال بماند

این را به حاج آقا فتح الله زاده، امیرخان و جواد هم گفتم. اینکه من دوست دارم آندو بیاید یا جواد جدا نشود دست خود من نیست، عشقم به استقلال است که باعث میشود این کار را کنم. من در استقلال منافعی ندارم. سرمربی تیم ملی المپیک هستم، اما این ضمیر ناخودآگاه من است که باعث میشود باز هم فکر و ذکرم استقلال باشد و اگر کاری از دستم برمی آید برای این تیم انجام بدهم. وقتی کروش در تیم ملی به من میگوید Fan آبیها یا نماینده استقلال، دیگر نمیتوانم در مورد استقلال بیتفاوت باشم. حاجی دوست من است، قلعه نویی هم همینطور، اما من در نهایت استقلال را نگاه میکنم و موفقیت و آرامش این تیم را.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391