برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

هومن افاضلی: گواردیولا را برای بازی مالکانه مدرن آورده اند

سه‌شنبه، ۱ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۲۴ — گل

.این فلسفه فوتبال آنهاست،فلسفه ای که تیم های پایه بایرن را متصل کند به تیم بزرگسالان که برای این کار هزینه زیادی هم کرده اند

هومن افاضلی

هومن افاضلی از آن دست کارشناسانی است که بارها بر علاقه اش به فوتبال آلمان و تیم های آلمانی تاکید کرده و البته شناخت دقیق و جامعی از فوتبال این کشور دارد.با این وجود مثل تمام دوستداران فوتبال آلمان او طرفدار تیم بزرگ بایرن مونیخ است که هواداران زیادی در کشورمان دارد.در این میان شاید گفت و گوی یک هوادار فوتبال آلمان- که با سیاست های باشگاه بایرن چندان موافق نیست – با افاضلی که همه جوره برنامه های بایرنی‌ها و را تائید می‌کند جالب و خواندنی از کار در بیاید.
بایرن با خرید این همه بازیکن بزرگ و جمع کردن این همه ستاره کنار هم حرص طرفداران تیم های کوچک مثل من را در می آورد.بایرنی‌ها هر سال یک خرید ۳۵ -۴۰ میلیون یورویی دارند اما امسال ضمن حفظ بازیکنان شان خریدهای بزرگی هم داشته اند.واقعا این مساله چه توجیهی دارد؟
بعد از قهرمانی اروپا در سال ۲۰۰۱ تا سالی که این باشگاه رسید به موعد تمدید قرارداد ریبری ،روبن،شواین اشتایگر و لام، باشگاه بایرن دنبال این بود که قهرمان آلمان شود و در لیگ قهرمانان هم تا مرحله ای صعود کند که در آمدزایی لازم را داشته باشد و چرخه اقتصادی اش گردش داشته باشد.البته در این سال‌ها هم خریدهای بزرگی انجام شد،مثل ماریو گومز اما خرید این بازیکنان بیشتر از اینکه در جهت قویتر شدن بایرن باشد در جهت تضعیف تیم های دیگر بود و اینها نمی خواستند تیم دیگری مقابل شان قد علم کنند.اما بعد از تمدید قرارداد این بازیکنان کلیدی هدف شد رقابت با تیم هایی مثل رئال مادرید،بارسلونا و منچستر یونایتد در اروپا که برای این منظور سیاست های باشگاه تغییر کرد .طبیعتا برای رقابت در این سطح که درکلاس بالاتری قرار داشتند بایرن نیاز به بازیکنان تاپ بیشتری داشت و این سیاست را پیش گرفت .پس طبیعی است که آنها هر سال دنبال بهترین‌ها بروند و در تیم خودشان جمع کنند.
برای رسیدن به این وضعیت مناسبات اقتصادی هم دخیل بوده ؟
قطعا .اینجا بحث اسپانسر شیپ مطرح است.ببینید در آلمان اول تیم های لوکال (منطقه ای ) را در نظر بگیرید مثل بوخوم ،بعد از آن تیم هایی نشنال قراردارند مثل بایرلورکوزن که هر سال به مسابقات اروپایی راه پیدا می کنند و در این رقابت‌ها حضور دارند.بعد از آن تیم های اینترنشنال هستند که دورتموند الان می تواند در این زمره قرار بگیرد اما بایرن در سطحی فراتر از اینهاست و جزو تیم های اینترکنتینانتال قرار می گیرد بنابراین مثلا اسپانسری که روی پیراهن یک تیم نشنال ی یا لوکال تبیلغ می‌کند یک چهارم مبلغی را به این باشگاه می دهد که به بایرنخواهد داد و این به خاطر نتایجی است که این باشگاه گرفته .کلا برای تیم های نشنال پیدا کردن اسپانسر کار دشواری است چون در حوزه قاره ای نتایج شاخصی نگرفته اند و مناسبات تجاری باعث می شود در این زمینه مشکل پیدا کنند اما باشگاه هایی در این سطح دنبال این هستند تا مینیمم گارانتی را به وجود بیاورند.مثلا دورتموند باید خیلی زحمت بکشد تا مثلا در ۱۰ سال آینده ۶ بار قهرمان آلمان شود و در صورت قهرمانی اروپا در این حوزه اسپانسرها را به سمت خود بکشاند.در واقع تا وقتی به حوزه آلمان فکر کنی اسپانسرها خیلی سخت سراغت می آیند و این یک چرخه طبیعی است.

اما در مورد بایرن میزان هوادار هم در گرفتن اسپانسر مهم است.بایرن در همه جای دنیا هوادار دارد و طبیعی است که اسپانسرها اول سراغ این تیم آلمانی بروند.
بله طرفدار هم اهمیت دارد اما اول نتایج است که اسپانسرها را جذب می کند.ببینید، بایرنی‌ها برای اینکه حیات خلوت شان را از دست ندهند یک ساسیت کاری درست کرده اند .مثلا اگر تله کام سراغ آنها می‌رود چهار برابر پولی را به آنها می دهد که مثلا به برمن یا تیم دیگری از آلمان می دهد.این به خاطر اختلاف نتیجه هاست یا اختلاف کلاسی است که نتیجه‌ها به وجود می آورد.یا نگاه کنید ببینید وقتی دورتموند بعد از دو قهرمانی در اروپا عقب می افتد اسپانسرها خرد خرد شل می شوند و کنار می روند.یعنی اگر موفقیت تداوم نداشته باشد شرایط تغییر می‌کند و می شود مثل تفاوت زمین و مریخ.می دانید از کی این دو سیاره با هم متفاوت شدند؟

نه.توضیح می دهید؟
بر اثر یک سانحه فضایی و برخورد یک شهاب سنگ مریخ این وضعیت را پیدا کرد و حالا قابل زندگی نیست.بایرن هم همواره سعی می‌کند خودش را ببرد بالا.آنها امسال ماریو گوتزه را از دورتموند گرفتند .لواندوفسکی را هم خریده اند و قراردادش را هم بسته اند اما امسال نتوانست بیاید ولی با توجه به پولی که می دهند سال بعد رضایتنامه این بازیکن مجانی در می آید.شما مطمئن باشید تمام اینها با مناسبات اقتصادی باشگاه و سیاستگذاری های کلان شان منطبق است وگرنه اولی هوینس خسیس ترین مدیر فوتبال آلمان است!
اما تمام اینها باعث نمی شود که نظر من تغییر کند و این منوپلی که بایرن به راه انداخته و بهترین های تیم های دیگر را جذب می‌کند باعث می شود بایرن روز به روز قویتر شود و تیم های دیگر ضعیف تر.
این اتفاقی است که در همه دنیا افتاده و چیز عجیبی نیست.در هر لیگی یکی دو تیم هستند که خودشان را از بقیه جدا کرده اند و لیگ خودشان را دارند .بارسا و رئال در لالیگا اینطوری هستند و بایرن هم در بوندس لیگا این حالت را دارد و مناسبات اقتصادی اش با بقیه تیم های آلمان کاملا متفاوت است.شما مجبورید برای رقابت با بارسلونا در اروپا این مناسبات را داشته باشید و این اتفاق طبیعی است.
این یعنی سلطه پول بر فوتبال.یعنی اینکه هر سال یکی از این غول های ثروتمند در اروپا قهرمان چمپیونز لیگ می شوند و نباید منتظر اتفاق دیگری بود.اما این شرایط تا کی ادامه خواهد داشت؟
تا وقتی که معادلات دنیا تغییر کند و مثلا به جای مناسبات اقتصادی مسائل دیگری پایه و اساس کار باشد.
البته از آنجایی که یوفا هم در این بخش سود می برد بعید است این روند قطع شود و بر عکس شدت و قوت بیشتری می گیرد.
بله ،آنها هم سود می برند و درآمد دارند .ببینید در ایران هم این مناسبات قبلا به شکل دیگری بود،یعنی قبل از اینکه پول بیاید وسط اساس کار چیز دیگری بود.من سال ۶۸ از پاس هزار تومان حقوق می گرفتم اما در همان زمان بازیکنان ملی پوش پاس مثل استیلی و خاکپور ۵۵۰۰ تومان می گرفتند.یعنی از اوایل تا اواخر دهه ۶۰ هیچ پولی در کار نبود و استقلال و پرسپولیس به خاطر جذابیت هایی که داشتند بازیکنان خوب را جذب می کردند؛از جمله توجه رسانه‌ها و مردم به این دو تیم بود که بازیکنان را به سوی آنها می کشاند و البته رسیدن به تیم ملی.اینجا مناسبات خارج از مسائل اقتصادی بود.مثلا جعفر مختاری فر یک سال در اکباتان خوب بود و بعد از آن به استقلال رفت یا ناصر محمد خانی بعد از درخشش در بانک ملی به پرسپولیس رفت.شما هر شکلی دنیا را بچینی یک عده ای قویتر می شوند یک عده ای ضعیف تر.این عدالت است.مساوات نیست اما عدالت است یعنی اینکه هر چیزی را سر جای خودش قرار داده ای.
برویم سراغ یک سوال جزئی تر که در پی همان خریدهای متعدد سردرگمی عجیبی به وجود آورده و اینکه بایرن با این همه بازیکن با ترافیک خط میانی اش چظور کنار می آید؟حتما شنیده اید که به طنز گفته اند اگر گواردیولا ۱-۸-۱ هم تیمش را بچیند باز هم یکی دو ستاره تیمش در خط هافبک را باید بیرون بگذارد.
من یوپ هاینکس را خیلی خوب می فهمیدم چون از موقعی که یادم می آید،از زمانی که بکن باوئر در این تیم بود تا الان مسائل مربوط به بایرن را دنبال کرده ام و خیلی راحت می دانستم که در این سال‌ها کدام مربی در بایرن موفق می شود و کدام یکی نه.من به خاطر تعقیب اخبار این تیم و مطالعاتی که داشتم می دانستم این تیم چطور سازماندهی می شود و با خریدن فلان بازیکن چه تغییری خواهد کرد.یا مثلا می دانستم دقیقا فلان بازیکن بایرن در چه پست هایی می تواند بازی کند و آن مربی چه حسابی روی خرید جدیدش کرده است.یک موقعی علاقه مند بودم و حالا که مربی شده ام به صورت حرفه ای این اتفاقات را پیگیری می کنم.حتی برای من تعویض های بایرن قابل پیش بینی بود اما الان نمی دانم قرار است چه تغییراتی در ترکیب رخ دهد چون به اندازه کافی راجع به پپ گواردیولا نخوانده ام و به کار او در بارسا تسلط نداشتم.می دانم که او از بازیکنان ریزه در خط میانی اش استفاده می‌کند و این استایل را دوست دارد اما با وجود تماشای بازی های پیش فصل بایرن هنوز متوجه نشده ام که می خواهد چه کار کند.
محض یادآوری بگویم او تیاگو آلکانتارا را هم آورده و به احتمال زیاد حتما از این بازیکن استفاده می کند.
بله ،ایده بازی پپ نسبت به هاینکس متفاوت است و کلا از بازیکنان کت و کلفت در وسط زمین استفاده نمی کند.احتمالا از تیاگو استفاده می‌کند که اتفاقا در این بازی آخر که جام گرفتند یک گل هم زد.با این حال برایم جالب بود که در همین برد ۵ بر یک مقابل گلادباخ یا بازی با هامبورگ پپ از فیلیپ لام در پست هافبک دفاعی استفاده کرد.من یادم می آید در یکی از بازی های تیم ملی آلمان که در آن منطقه مشکل کمبود بازیکن داشتند لام در هافبک دفاعی بازی کرد اما برای رسیدن به چیدمان نهایی بایرن باید صبر کرد و الان خود بچه هایشان هم نمی دانند قرار است چه اتفاقی بیافتد.البته ایشان ترکیب را می چرخاند و با توجه به توانایی های بازیکنانش به ارنج اصلی می رسد. این را هم بگویم که در بازی های پیش فصل هنوز شواینی و ماریو گوتزه بازی نکرده اند و زمان می برد تا تیم پپ شکل بگیرد.
برسیم به یک سوال کلیشه ای و مهم که بعد از حضور پپ گواردیولا در این تیم بارها پرسیده شده اما جواب روشنی ندارد.اینکه قرار است گواردیولا چه چیزی به این بایرن همه چیز تمام اضافه کند؟
شما با یک مربی مثل یوپ هاینکس حال را داشتی و ممکن بود دو سال پشت سر هم سه قهرمانی متوالی هم به دست بیاوری .یک تیم متوازن در حمله و دفاع هم داشتی که در تاریخ بایرن بی نظیر بود ،حتی بهتر از آن تیم که در دهه ۷۰ سه بار متوالی قهرمان اروپا شد.ولی اینها می تواند پایه هایی باشد جهت به وجود آمدن یک مگاتن برای آینده.شما ببینید در تیم فعلی بایرن به غیر از ریبری،شواینی ولام سن بقیه بازیکنان تقریبا همه پائین است.یا ۲۵ سال سن دارند یا کمتر.البته فن بویتن و پیزارو هم سن بالایی دارند اما آنها هم امسال با تبصره مانده اند .پس یک تیم جوان دارند؛ چیزی که ماتیاس سامر معمار فوتبال آلمان در بحث مدیریتی پایه گذارش بوده است.

بعد از اینکه سامر مدیر تیم های ملی آلمان شد با کمک یک پروفسور تئوری های مهمی در طراحی و بر نامه ریزی مدیریت فوتبال شان داد و در بخش آموزش و تیم های پایه باشگاه‌ها ، فوتبال آلمان را سازماندهی کرد.این طرح‌ها حالا با حضور سامر در بایرن، در این باشگاه اجرایی می شود آنها می خواهند تمام تیم های پایه شان را در استادیوم کوچکی شبیه به آلیانتس آره نا یعنی در یک آلیانتس آره نای کوچکترببرند و آکادمی فوتبال شان را در این مرکز تشکیل دهند.این فلسفه فوتبال آنهاست،فلسفه ای که تیم های پایه بایرن را متصل کند به تیم بزرگسالان که برای این کار هزینه زیادی هم کرده اند.آنها با این کار دنبال ساختن آینده اند .البته در سال های گذشته هم بازیکنان زیادی از تیم های پایه بایرن به تیم اصلی رسیده اند اما آنها بعد از تمدید قرارداد آن چهار بازیکن دنبال فلسفه و استایل جدیدی رفتند.استایلی که با آمدن فن خال پایه گذاری شد و بعد کلینزمن آمد که ایده های نویی در مدیریت تیم داشت.
انتخاب کلینزمن که انتخاب اشتباهی بود.
کلینزمن با خودش ایده های نوی مدیریتی آورد.این کاری بود که در تیم ملی آلمان هم انجام داد.آن زمان تصور می‌شد در بعد فنی هم می شود با او این استایل را پیش برد اما فیلمی هست درباره کارهای کلینزمن در تیم ملی آلمان که فیلم جالبی است. در این فیلم می بینید که او در حوزه مدیریت تیم و مسائل روانی که زیر مجموعه مدیریت است چه کارهایی می کند.وقتی او به بایرن آمد باشگاه «پرفورمنس سنتر» را بازسازی کرد و او هم برای تیم حرفه ای باشگاه ایده های نویی داد که می توانست شکل دهنده تغییرات بزرگ باشد اما حوزه فعالیت های کلینزمن فنی نبود .بایرن با فن خال دنبال این مساله بود که شکل گرفت و رفت دنبال همان سبک بازی مالکانه.حالا آنها کسی را آورده اند که در این استایل بازی جهش قابل توجهی به وجود آورده .البته در بارسای یوهان کرویف هم این سبک بازی مالکانه را می دیدیم اما گواردیولا با اضافه کردن آیتم هایی این سبک را مدرن تر کرد .بایرنی‌ها سراغ کسی رفتند که در این سبک نفر اول بوده و حالا آنها می خواهند این سبک را در تیم خودشان رشد دهند.این چیزی بوده که باعث شده هوینس و دوستانش سراغ پپ بروند.
حالا برای تغیییر فضای این گفت و گو در پایان حرف هایمان اجازه بدهید یک کری هم برایتان بخوانم.اینکه پارسال تنها تیمی که بایرن را در آلمان شکست داد بایرلورکوزن بود ،تیمی که زیاد خرج نمی کند اما من بشدت دوستش دارم.
شما آن بازی را دیدید؟

فکر می کنم هایلایت هایش را دیدم.تقریبا تمام بازی در اختیار بایرن بود.
من پارسال تقریبا تمام بازی های بایرن را دیدم.در آن بازی بایرن باید ۱۰ بر صفر برنده می‌شد اما گاهی اتفاقات فوتبال باعث می شود نتایج اینچنینی حاصل شود و لورکوزنی‌ها هم می توانند به اینکه در طول فصل بایرن را برده اند دلخوش باشند.
شما ببینید لورکوزن خرج زیادی نمی کند اما هر سال کلی جوان مطرح رو می‌کند و کلی هم ملی پوش دارد .ضمنا در مسابقات اروپایی هم حاضر است.
من لورکوزن را دوست ندارم چون هر سال به چمپیونز لیگ می رسد اما نتایج بدی می گیرد.مثل آن دو بازی مقابل بارسلونا که ده گل از این تیم خورد و با آن وضعیت از بازی‌ها کنار رفت.
آن نتیجه که افتضاح آقای رابین دوت بود اما لورکوزن پارسال در چمپیونز لیگ بد کار نکرد و در یورولیگ هم با بدشانسی در دو بازی به بنفیکا باخت که تا فینال این جام پیش رفت.
اما باید به شما بگویم لورکوزن و هانوفر کمترین امتیاز را برای نماینده های فوتبال آلمان در اروپا آوردند.من جدول این امتیازبندی را دارم و حتما برای شما می فرستم.راستی شما که اینقدر لورکوزن را دوست داری چرا کانون هواداران این تیم در ایران را راه اندازی نمی کنی؟
نمی دانم،شاید چون فقط خود من یک نفر باشم که این تیم را در ایران دوست دارد.
اما بایرن در ایران یک کانون هواداران خوب دارد که من هم گاهی مطالبش را مطالعه می کنم.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391