برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

مهدی رجب زاده: چون زود ازدواج کردم، در اوج ماندم

سه‌شنبه، ۸ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۸ — گل

وقتی در اوج بود هر مربی‌ حسرت داشتن او را می خورد. استعداد ذاتی او در فوتبال سبب شد خیلی زود به فوتبال کشور معرفی شود و به سرعت روند پیشرفت را طی کند.

مهدی رجب زاده

پس از شروع طوفانی در فجر سپاسی به یک ستاره در ذوب آهن بدل شد که بی تردید می توان او را جزو بازیکنان برتر تاریخ ذوب آهن در کنار محمدرضا خلعتبری، کمال حسینی، رضا صاحبی، محمد مومنی، حسن استکی، علی شجاعی، رسول کربکندی و ... قرار داد.

خودش می گوید ۱۰ سال به صورت متوالی از سرخابی‌ها پیشنهاد داشتم ولی هیچگاه حسرت نمی خورم چرا به این تیمها نرفتم.

سوالات ما و پاسخهای مهدی رجب زاده پیش روی شماست:

برای شروع از پانزده سال حضورت در سطح اول فوتبال کشور بگو. خسته نیستی؟

به هیچ وجه. فوتبالم را از سال ۷۶ با فجر سپاسی شروع کردم، در آن سال با فجر قرارداد داشتم اما بازی نکردم و از یک سال بعد یعنی ۷۷ رسماً برای این تیم به میدان رفتم. راستش را بخواهید همه این دوران برای من مثل برق و باد گذشت.

مهدی رجب زاده چه کرد که در این پانزده سال دچار افت نشد؟

در مورد تداوم حضورم در فوتبال یکی از مسائل مهم که می توانم از آن صحبت کنم، ازدواجم است. راستش من زود ازدواج کردم و ازدواج فرد را مسئولیت پذیر می‌کند و در زندگی همه برنامه‌های آن شخص منظم می شود. مورد دیگر اینکه هیچ وقت بین تمرین و مسابقه فرق نگذاشتم. خوب تمرین کردن و استراحت کافی داشتن هم مهم است و دیگر اینکه اگر انسان اعتقاد قوی داشته باشد در خیلی از جاها خدا به کمک او می آید و من هم کمک و لطف خدا را بارها در زندگی فوتبالی‌ام دیده‌ام.

نمایش جمله "بر جمال مهدی صلوات" روی پیراهنت به توجه به همین اعتقادات و ابتکار تو بود. این ایده از کی شکل گرفت؟

من به خاطر اعتقاد قلبی ام به امام زمان(عج) این کار را کردم، چون احساس کردم کسی هست که همیشه حواسش به من هست. جالب است بدانید مادرم هم من را بیمه حضرت مهدی(عج) کرده است. زمانی که مادرم باردار بود چند بار تصادف کرده بود، آن زمان گفته بودند بچه ات مرده، عمل کن تا حداقل خودت زنده بمانی، اما مادرم در خواب امام زمان(عج) را می بیند که او به گفته بچه‌ات سالم است. همین می شود که نذر می‌کند من سالم باشم تا اسمم را مهدی بگذارد. همیشه هم به من می گوید تو بیمه امام زمان(عج) هستی و مراقب خودت باش. انشالله توانسته باشم خوشنودی امام زمان(عج) را موجب شوم.

در جایی اشاره کرده بودی که متاسفانه فوتبالیستهای نسل جدیدی زود اشباع می شوند؟

بله- در فوتبال جو عوض شده. همان طور که گفتم در اجتماع تغییر کرده. در فوتبال هم دیدگاهها عوض شده اند. سال های پیش در رده سنی جوانان به عنوان مثال اگر بازیکنی مرتکب اشتباه و ایرادی می شد؛ مربی او را تنبیه و کنترل می کرد، اما الان بازیکن از تنبیه این چنینی نگرانی ندارند. کسی نیست که گوش بازیکن را بگیرد تا ایراد خود را برطرف کند، زمانی هم که شخصیت شکل می گیرد دیگر درست کردنش سخت است، به نظر من سیستم پرورش فرهنگی ما در فوتبال دچار مشکل شده است.

و متاسفانه این موضوع تاثیراتش را روی کیفیت فنی یک بازیکن جوان می گذرد. خنده دار نیست که در تیم استقلال و در تست آمادگی جسمانی این تیم از بین این همه بازیکن جوان فرهاد مجیدی اول شده است؟!

متأسفانه بازیکنان جوان الان، فکر می کنند باید به جایی برسند، امکاناتی در اختیارشان قرار بگیرد و تمام. اصلاً به پیشرفت در فوتبال فکر نمی کنند. منظور فقط لژیونر شدن نیست، می توانند این را آویزه گوش خود کنند که ایران باشند اما یک فوتبالیست خوب و با شخصیت باشند. در سال های اخیر بازیکنان جوان زیادی آمدند که زود رفتند، اما قدیمی هایی هستند که تا ۳۳، ۳۴ سالگی بازی کردند و کم نیاورند.

برویم سراغ مهدی رجب زاده و حواشی دوران فوتبالش. در مصاحبه ای گفته بودی اگررجب زاده استقلال یا پرسپولیس بود شرایطش فرق داشت. ما بازیکنان ستاره زیادی در همین اصفهان داشتیم اما سرخابی شدند و بعد هم افت کردند و نهایت آنها این بود: خداحافطی با فوتبال. البته شاید این مشکل مدیریت فوتبال و رسانه هاست که به عنوان مثال مهدی رجب زاده در ذوب آهن آن طور که باید دیده نمی شود اما روی یک بازیکن معمولی در استقلال و پرسپولیس این طور زوم می‌شود.

نه، من چیز دیگری گفته بودم و بد انعکاس دادند. گفته بودم اگر فوتبالی که در ذوب آهن، مس کرمان و فجر ارائه کردم در استقلال یا پرسپولیس می‌کردم، الان دست نیافتنی بودم. خیلی از بازیکنان پر هیاهوی استقلال و پرسپولیس هیچ وقت نمی توانند آن طور که من در تیم های شهرستانی بازی کردم، بازی کنند، به اعتقاد من بازی در استقلال و پرسپولیس خیلی ساده تر از تیمهای شهرستانی است.

پس سرخابی شدن برایت حسرت نبود.

نه اصلاً، حتی در برنامه ۹۰ هم این موضوع را گفتم. گفتم که انتخابم همیشه خوب بوده است و از آنها راضی هستم.

فکر می کنم تیم هایی مثل ذوب آهن و سپاهان بازیکنان را تا ۶۰ درصد به لحاظ فنی رشد دادند. نمونه آن خلعتبری، قاضی، طالبی، گردان، خود تو....

به نظر من در تیم های شهرستانی قوی کار کردن سخت تر از بازی کردن در تیم های پایتخت است. آنجا فوتبال بازی کردن راحت تر است. چون بازیکن خودش را می تواند بهتر و راحت تر نشان بدهد، همیشه در دید هستند اما بازیکنی که از نظر روحی و روانی ضعیف باشد نمی تواند خودش را آنجا جا بیندازد. من از سال ۷۹، ۸۰ به بعد، هر سال از استقلال و پرسپولیس پیشنهاد داشتم ولی در ذوب آهن ماندم و به کیفیت بالایی رسیدم.

مثل آرمناک. او هم هر سال از سرخابی‌ها پیشنهاد داشت اما در اصفهان ماند.

دقیقاٌ اتفاقاً یک سال که رفتم دفتر باشگاه پرسپولیس آرمناک هم آنجا بود. دوست داشتم جایی باشم که آرامش داشته باشم، سرخابی‌ها اسیر جوی هستند که نمی خواهم آن را رسانه ای کنم و به نظر من ذوب آهن آرامشش بیشتر از این دو تیم است. ببینید وقتی دوربین روی بازیکنی زوم می‌کند حاشیه بازیکن هم بیشتر می شود.

آمار می گوید مهدی رجب زاده رکورددار گلزنی در تاریخ فوتبال ذوب آهن است؛ به نظرت چرا این باشگاه سیستمی ندارد که این آمار را ارائه کند؟

نمی خواهم راجع به خودم صحبت کنم اما خودم هم دلیل این مسئله را نمی‌دانم. بگذار این نکته را هم بگوییم. همه دیدیم که وقتی با ذوب‌آهن به امارات رفتی، مسئولان الامارات با تو فوق‌العاده رفتار کردند و حتی آنقدر از تو استقبال کردند که برخی رسانه‌ها شایعه کردند می‌خواهی به امارات برگردی! درست است. وقتی دو فصل پیش با ذوب آهن به امارات رفتم، باشگاه الامارات بنر بزرگی برای من زده بود که روی آن نوشته بود «welcome to your team»؛ آن زمان با خودم گفتم من کاری برای این تیم نکردم اما باز هم دمشان گرم، احساس غرور کردم، آنجا من را این طور تحویل گرفتند ولی راستش را بخواهید در ذوب آهن با این همه سابقه ... جالب اینکه در تیم آن زمان ما همه دیدند که باشگاه الامارات چه کاری انجام داده اما از باشگاه هیچ کس به روی خودش نیاورد!

مثل اینکه خودت نمی دانستی رکورددار گلزنی در تاریخ ذوب آهن هستی.

نه نمی دانستم، تا سال پیش که بعد از اولین گلم در فصل جدید، در تهران بودم و یکی از روزنامه‌ها را می دیدم که نوشته بود رجب زاده رکورددار گلزنی در ذوب آهن. مثل اینکه نوشته بود، من و رضا صاحبی با ۴۸ گل این عنوان را داشتیم و با اولین گلی که در فولادشهر زدم ۴۹ گله شدم تا رکورددار گلزنی در ذوب آهن شوم.

به نظرت بهترین بازیکن تاریخ ذوب آهن تو هستی یا خلعتبری. البته با احترام به شجاعی، کربکندی، کمال حسینی و...

همه اینها خوب کار کردند، نمی توانم بگویم کدام بهتر است، بهتر است شما نظر سنجی بگذارید و از هواداران بپرسید. به نظر من هر گلی بوی خود را دارد و همه زحمت کشیده اند، حالا یکی بیشتر موثر بوده و یکی کمتر.

حالا که بحث محمدرضا شد، بگذار یک سئوال دیگر بپرسیم. به نظرت خلعتبری اگر برای عجمان بازی نکند، حتی اگر محروم هم شود، در ایران یک قهرمان ملی نمی شود؟

من این حرف را قبول ندارم. محمدرضا چون قرارداد دارد، جای دیگری نمی تواند برود چون در این صورت به فیفا شکایت می کنند و محروم می‌شود. اما این را هم بگویم که شما یک طرف قضیه را میبینید، آن طرف سکه را هم باید دید. اگر بازیکن بازی نکند نابود می شود. فوتبالیست به بازی کردن زنده است، دو روز دیگرهمه این موضوع را فراموش می کنند که او به خاطر مصالح ایران یک فصل بیرون نشسته است و یک ماه دیگر هم کسی برایش تره خورد نمی کند.

می‌خواهیم دوباره به عقب بازگردیم. بهتر است در مورد فصل قبل هم صحبت کنیم، تو بلافاصله بعد از اینکه کربکندی با ذوب‌آهن قرار داد بست، به این تیم آمدی. به نظرت چرا کربکندی آنقدر زود با این تیم به بن بست خورد؟

آقا رسول برای ما زیاد زحمت کشید و در دوره اولی که با او در ذوب‌آهن بودیم، سال‌های خوبی کنار یکدیگر داشتیم، البته به جز همین سال آخری که در ذوب بود و نتیجه نمی‌گرفتیم. راستش پارسال زمانی من به ذوب‌آهن پیوستم که با فجر تمام کرده بودم. حتی قرار بود با این تیم قرارداد هم امضا کنم و هر روز به باشگاه فجر می‌رفتم و به مسئولان برای جذب بازیکن مشاوره می‌دادم. جعفری مدیرعامل فجر به من اعتقاد زیادی داشت و رابطه‌مان با او خیلی خوب بود بنابراین او می گفت به باشگاه بیا و توقع داشت چون بزرگ‌تر تیم هستم بمانم و جالب است بدانید که سر همین جدا شدن از فجر یک نیم فصل با من قهر کرد!

با توجه به کاری که با این تیم کردی، شیرازی در بازی هایی که تو هستی شعار نمی دهند؟ یا اینکه بخواهند برگردی به شهر خودت؟

مردم شیراز خیلی به من لطف دارند، چون پارسال از بین قدیمی های فجر فقط من بودم، فجر آن سال تیم جوانی بود و در نیم فصل اول شرایط سختی داشت. اما در نیم فصل دوم موتورم داغ شد و گلزنی هایم شروع شد. مردم هم دوستم داشتند، بنابراین اصلاً رفتار بدی با من نکردند.

چرا ذوب آهن فصل قبل به آن حال و روز افتاد؟

چند عامل هم زمان باعث شد. اول اینکه باشگاه پول نداشت، به بحران مالی خورده بود و اگر اشتباه نکنم نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان بدهی داشت. بودجه ای که تعیین کردند بین ۵ تا ۶ میلیارد تومان بود، با این بودجه هم نمی توان تیم قوی بست. ولی ذوب آهن این شانس را داشت که بازیکنان قدیمی اش همه متعصب بودند و ماندند، مثل حدادی‌فر، فرهادی، صلصالی. از آنها توقع بود که بمانند و ماندند. خدا را شکر ذوب آهن بچه های خوبی دارند، همه سالم و متعصب هستند و امسال هم از این نظر تیم خوبی داریم. به اعتقاد من ذوب آهن باشخصیت ترین فوتبالیستهای ایران را دارد.

و دلایل دیگر وضعیت فصل گذشته ذوب آهن؟

دلیل دیگر این بود که باشگاه با همان بودجه ای که داشت شاید می توانست بازیکنان بهتری از لیگ یک جذب کند. شما ببینید زمانی که تیم وارد مسابقات شد یک تیم دست و پا شکسته در زمین داشتیم و یک سیاهی لشگر روی نیمکت. در طول فصل هم دست ما برای تعویض بسته بود. اینها به تیم ضربه کرد. چون فاصله فنی زمین تا نیمکت سه درجه بود، در صورتی که باید فقط این اختلاف یک درجه باشد.

خودت فکر می کردی در لیگ بمانید؟

می دانستم کارمان سخت است و احتمال دارد به پلی آف برویم اما باور نداشتم که سقوط می کنیم. یک لحظه هم به لیگ یک فکر نکردم.

کاظمی چرا رفت؟

ما هم نفهمیدیم. جلسه ای در کارخانه گرفتند و بعد از آن گفتند آقا فرهاد نمی خواهد بماند و ما هم به نظر او احترام گذاشتیم، گفتند اگر بدون مربی هم بروید او برنمی گردد و در موردش چیزی نپرسید. حتی گفتند کسی هم در موردش حرفی نزند. من تا الان هم هنوز نمی دانم او چرا رفت و واقعاً دلیلی که بتوانم بگویم به خاطر آن بوده ندارم. اما جا دارد از آقای یاوری که به عنوان یک اصفهانی آمد و تیمش را نجات داد به نیکی یاد کنم.

و جدایی یاوری؟

اول قرار بود بماند. یاوری ریسک بزرگی کرد که در آن شرایط هدایت تیم را قبول کرد. شاید هر مربی این وضعیت را قبول نمی کرد اما او از نظر روانی روی بچه‌ها کار کرد و همین باعث شد که در دو بازی پلی آف چهارگل زدیم.

از گذشته به حال می‌رویم. از فصل جدید و کار دوباره با بوناچیچ بگو. در مس هم با لوکا کار کرده ای درست است؟

لوکا مربی حرفه‌ای است و سالی که در مس بودم این موضوع را فهمیدم، حتی او به قدری حرفه‌ای بود که من در مس سه ماه تمام تمرینات او را یادداشت می کردم، چون فکر می کردم برای آینده کاری خودم خوب است.

لوکا با مربیان ایرانی از نظر کیفیت چقدر تفاوت دارد؟

لوکا به تیم نظم تاکتیکی می دهد. البته تیم آقا فرهاد هم همین طور بود، تیم با برنامه حرکت می کرد. اما لوکا کسی است که برایش فرقی نمی کند بازیکن جوان است یا مسن، او میلاد فخرالدینی و فرهاد سالاری پور را آورد و رشد داد. کسی است که اگر بداند جوانی خوب است از او به خوب استفاده می کند. لوکا بود که اکبر ایمانی را هم از مس آورد ذوب آهن.

راجع به بازیکنان جدید تیم صحبت کن. به نظر می رسد مشکل امسال ذوب آهن باز هم مشکلات دفاعی است.

از پاس سه بازیکن گرفتیم که همگی خوب هستند، وحید علی آبادی، اویس کرد جهان که دفاع چپ است و تکنیک خوبی دارد، مرتضی تبریزی که جوان است در پلی آف هم ما را اذیت کرد. امسال تیم خوبی داریم، مطمئن باشید خوب نتیجه می گیریم.

با یارگیری‌های این فصل مدعیان را کدام تیم‌ها می بینی؟

به نظرم مدعیان تیم هایی نیستند که در فصل نقل و انتقالات هیاهوی بیشتری دارند و رقم های بالا دادند. این طور نیست که تیمی حتماً اگر میلیاردی پول داده پس نتیجه می گیرد. تیم برای نتیجه گیری باید تیم باشد. مثل فولاد در فصل گذشته یا فجرسپاسی در اولین فصل حضور من.

این حرفت کنایه به سپاهان هم هست؟

به سپاهان کاری ندارم، حرف من این است که تیم باید یک دست باشد، تیم یک دست بهتر از تیم پر ستاره است. تیمی مثل تیم ۷۸ فجر سپاسی همین طور بود. برای همین ما بهترین تیم شهرستانی شدیم. علی سامره بود، امیر حسین یوسفی، محمد خرمگاه، محمود خرم‌زی، من، وحید رضایی. آن سال بهترین تیم شهرستانی شدیم و سال بعد هم قهرمان جام حذفی. تیمی بودیم مثل تیم پارسال فولاد.

در مورد تیم ملی بگو. ۱۸ بازی ملی داری؟

نه. نوزده بازی کردم که یکی غیر رسمی بود.

چرا هیچ وقت بازیکن ثابت نشدی؟

نزدیک به ۱۰ سال می شود در خدمت تیم ملی هستم ولی متأسفانه هیچگاه یک بازیکن فیکس و ثابت نشدم.

در اوج بودی اما فیکس تیم ملی نشدی. شاید بدشانسی تو این بود که به نسل علی کریمی و مهدوی کیا، دایی، هاشمیان و ... خوردی.

بله. بدشانس بودم. ضمن اینکه دوران اوج من زمان مربیگری دایی در تیم ملی بود که خیلی امیدوار بودم دعوت شوم اما او اصلاً من را دعوت نکرد. بعد از بازی با سوریه در آزادی که صفر- صفر شد، دایی مربی شد، گفتم حالاست که دیگر به تیم ملی دعوت می‌شوم و حقم را می گیرم؛ آن زمان در امارات بازی می کردم و خیلی امیدوار بودم اما نتوانستم برای تیم ملی بازی کنم.

تازه آن زمان لژیونر هم بودی.

بله، تا بود می‌گفتند لژیونرها باید به تیم ملی دعوت شوند و ما همه کاری کردیم که لژیونر شدیم اما شانس ما بعد از جام ملت های آسیا بود که گفتند لژیونرهای امارات به درد نمی خورند و فقط از لیگ ایران انتخاب کردند. خودمان را کشتیم رفتیم امارات که فیکس تیم ملی شویم اما نشدیم.

پس حقت را از تیم ملی نگرفتی.

نه، نگذاشتند حقم را بگیرم.

چه کسانی؟

کسانی که زور و قدرت نفوذ داشتند. در تیم ملی بازیکنانی بودند که از نظر فنی از من پایین تر بودند اما به خاطر ارتباط با افراد با نفوذ در تیم ملی فیکس شدند. اسم نمی برم اما در جام جهانی یکی از هم شخصیت‌ها آمد به یکی از بازیکنان که برانکو اصلاً اعتقادی به او نداشت گفت مگر من مرده باشم که تو را خط بزنند. آن زمان من خط خوردم و واقعا حیف بود چون من خیلی آماده بودم.

یادم می‌آید ۵ سال پیش محرم در گفتگو با ما گفت که دیگر برای تیم ملی پیر شده‌ام اما حالا بعد از گذشت ۵ سال شرایط تیم ملی دوباره به سمتی رفته که می‌گویند محرم باید بیاید. فکر می‌کنی به تو هم دوباره احتیاج پیدا کنند؟

فکر می‌کنم هنوز هم می‌توانم برای تیم ملی بازی کنم. از نظر فرم بدنی و کارایی و آمادگی جسمانی شرایط خوبی دارم. به خصوص اینکه تیم ملی را می بینیم که شق و القمر نمی کنند.

به این تیم ملی در جام جهانی چقدر امید داری؟

راستش به نظر من فقط خدا کمک کرد که در سه بازی بردیم و صعود کردیم. به قول فردوسی پور که گفت خدا کند در گروه برزیل و مکزیک نیفتیم. آخر تیم هایی که حریف ما در جام جهانی خواهند شد خیلی قوی هستند و ما اصلاً در حد آنها نیستیم. باید مراقب باشیم زنگ تفریح نشویم.

*از تیم ۲۰۰۶ خیلی ضعیف تریم. قبول داری؟

البته. ما الان بازیکن با ثبات در تیم نداریم. زمانی که برانکو سرمربی تیم ملی بود با وجود اینکه اینقدر به او انتقاد می کردند، خیلی تیم خوبی داشتیم اما الان فکر می‌ کنم تیم سال ۲۰۰۶ به تیم سال ۲۰۱۴ شش گل می زند. تیم ۲۰۰۶ شخصیت ملی داشت، ایراداتی هم داشت اما بهتر از این تیم بود.

مهدی حالا که از همه دری صحبت کردیم، بگذار کمی هم راجع به پولهای میلیاردی در فوتبال صحبت کنیم.

بدبختی فوتبال ما این است که اگر به عنوان مثال رجب زاده حقش صد میلیون تومان است، باشگاه دیگری پیدا می شود که به او بی‌حساب ۱۲۰ میلیون تومان می دهد؛ بعد از آن باشگاه دیگری پیدا می شود که می گوید ۱۵۰ میلیون تومان می دهم و همین طور قیمت‌ها بالا می رود.

به نظر من باشگاهها برای حل این مشکل باید با هم صحبت کنند و قیمت بازیکن را تعیین کنند. متاسفانه در فوتبال ما یک مشت دلال هستند که بازیکنی که قیمتش پانصد میلیون تومان هم نیست یک میلیارد می‌گیرد.

البته قبول کن که بعضی‌ها در فوتبال ما تک هستند و شاید پول زیاد حقشان است اما به نظر من مشکل ما بازیکنان متوسط است که خیلی پول می‌گیرند.

بله. بازیکنانی داریم که مثل آنها در فوتبال ما کم هست که باید بهتر از بقیه پول بگیرند، هرچند که همان‌ها را هم بی‌حساب پول داده‌اند. به نظر من در فوتبال ایران بازیکنی نیست که حقش یک میلیارد تومان باشد.

شاید بعضی بگویند چون خودش اینگونه پول نمی‌گیرد این حرف‌ها را می‌زند.

نه. البته من تا دو سال پیش می‌گفتم بازیکن میلیاردی نداریم چون تورم به این حد نبود و الان شاید چهارتا پنج نفر هستند که حقشان است. اما همان‌ها هم حقشان یک میلیارد است که متاسفانه یک میلیارد و هفتصد میلیون تومان می گیرند. بالا رفتن قیمت‌ها هم به این خاطر است که باشگاهها در رقابت هستند و بازیکنان هم زرنگ شده اند و پول می‌گیرند اما مدیران باید یاد بگیرند که چطور برخورد کنند.

نکته جالب سوء استفاده خارجی‌ها هم هست. مربی و بازیکنانی که در خارج از ایران به ماهی ۵ هزار دلار راضی هستند در ایران قراردادهای فوق العاده‌ای می بندند.

دقیقاً. سالی که جورجویچ به ذوب آهن آمد او در امارات مربی مدرسه فوتبال الشباب بود. یکی از رفقای من به من می گفت او حتی حاضر است در ایران مجانی هم کار کند اما با او قراداد خوبی بسته شد.

ارتباط با آقا منصور بهتر شده یا هنوز مشکلات قبلی پابرجاست؟

من با هیچ کس مشکل ندارم. اما عده ای با من مشکل دارند. به این خاطر است که من همیشه واقعیت را می گویم، مثلا اگر بازیکنی کار بدی کرد پنهان نمی کنم. به همین دلیل است که خیلی‌ها با من مشکل پیدا می کنند وگرنه مشکل از طرف من نیست. من معتقدم خدا حقیقت است و ما هم باید به دنبال حقیقت باشیم. حرف من این است که اگر من به عنوان مهدی رجب زاده در خیابان گل کوچک بازی کردم، اگر زمانی تعویض شدم و به بطری آب لگد زدم باشگاه باید یقه من را بگیرد و مطابق قانون با من رفتار کند.

ضرر نکردی؟

زیاد از این موضوع ضرر کردم اما چیزی نگفتم.

پس بعد از پایان دوران فوتبالی ات در اصفهان می مانی؟

اینکه بخواهم در اصفهان بمانم احتمالش زیاد است. همسرم و دخترم دوست دارند در اصفهان بمانیم و اگر شرایط خاصی پیش نیاید می مانیم. حتی اگر شرایط فراهم شود دوست دارم پدر و مادرم را هم به اصفهان بیاورم.

رجب زاده پس از آویختن کفش‌های فوتبالی چه می‌کند؟

مربی می شوم و همین جا می گویم بهترین مربی ایران می شوم.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391