برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

فتح‌آبادی: پروین گفت می‌خواهی گل بزنی برو تو صورت حجازی

پنجشنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۳۶ — خبرآنلاین

غلام فتح‌آبادی می‌گوید دعوا سر رجبی باعث شده استقلال سه گل از پرسپولیس بخورد.

غلامرضا فتح آبادی

غلام فتح‌آبادی در دوران خودش بهترین سر زن فوتبال ایران بود. چشمانش را باز نگه می‌داشت و ضربه‌اش را می‌زد. می‌گوید توپ چیزی ندارد که مهاجمان فعلی از آن می‌ترسند و چشمانشان را می‌بندند. او مهمان کافه خبر بود و در مورد دربی صحبت کرد. فتح‌آبادی به عنوان کسی که در دربی هم برای پرسپولیس گل زده هم برای استقلال، از خاطراتش گفت و مسائلی را مطرح کرد که تا به حال گفته نشده‌اند.

*شما در لیگ تخت جمشید هم بازی کرده‌اید؟

من اولین تجربه‌ای که در جام تخت جمشید پیدا کردم با تیم راه‌آهن بود. قبلش با تیم بزرگسالان تهران جوان بودم. اولین مربی‌ام حسین فکری بود.

*شما هم بچه محله عارف هستید؟

نه من بچه سی متری جی، میدان فتح هستم. می‌رفتیم در زمین شماره چهار شهدا تمرین می‌کردیم. اولین باشگاهم تهرانجوان بود که می‌خواستند من را خط بزنند از تیم ملی جوانان. آقای فکری گفت اگر اینجا بمانی خط می‌خوری. تهرانجوان و دارایی و چند باشگاه دیگر باید تعطیل می‌شدند. من به پیشنهاد بهتاش فریبا آمدم راه‌آهن. با راه‌آهن در جام تخت جمشید بازی کردم. به خاطر سر زنی‌ام در تیم بزرگسالان بازی می‌کردم. وقتی در جام تخت جمشید قهرمان شدیم، من جوان ترین بازیکن راه‌آهن بودم.

*شما خیلی در ضربات سری که می‌زدید معروف بودید.

بله ضربات سر من معروف بود. وقتی رفتم استقلال برای بزرگداشت علی دانایی فرد یک دربی گذاشتند در شیرودی که من با سر گل زدم و همان بازی نیمه کاره ماند. بعد از آن مسابقه بازی‌های استقلال و پرسپولیس دیگر در شیرودی انجام نشد. در آن مسابقه می‌گفتند علی پروین به تماشاگران اشاره کرده که بیایند داخل زمین و بازی تعطیل شد. بعد من را بردند بولینگ عبدو که با پروین صحبت کردم. گفتم من پرسپولیس را دوست دارم. پروین گفت من تو را نمی‌شناسم. گفتم من خودم به تیم شما گل زدم. این‌طوری صحبت کرد که مثلا من مغرور نشوم. خلاصه رفتم پرسپولیس. من اوایل انقلاب رفتم استقلال و یکی دو سال بعد از آن رفتم پرسپولیس.

*حسن نظری باعث شد بروید استقلال؟

بله. آن زمان ۱۸ سالم بود.

*پرسپولیسی بودید و رفتید استقلال؟

نه اینکه پرسپولیسی باشم. اما پرسپولیس را هم دوست داشتم.

*شما آن زمان راننده تاکسی هم بودید؟

بله. در ۱۹ سالگی راننده تاکسی بودم. وقتی که گواهینامه گرفتم گفتند به شما نفری یک تاکسی می‌دهیم که بیایید تیم تاکسی‌رانی. آن زمان پدرم من را غیر قانونی در وزارت دفاع استخدام کرد که سربازی نروم. من هم وقتی کارت سربازی‌ام را گرفتم آمدم بیرون و رفتم تاکسی‌رانی. اول یک پیکان گرفتم و بعد آن را تبدیل کردم به رنو. گفتند چون بازیکن هستی خط نارنجی نکش روی تاکسی. آن زمان آقای محمد فنایی بازرس تاکسی‌رانی بود. من می‌رفتم سر خیابان حجاب کار می‌کردم و ظهر می‌رفتم استراحت و بعد هم می‌رفتم تمرین. محمد فنایی هم وقتی فهمید من بازیکن فوتبال هستم دیگر کاری به من نداشت چون آن زمان اگر کسی تاکسی‌اش خالی بود به او ایراد می‌گرفتند.

*شما در زمان بازی کردنتان کلا یک اخطار گرفتید؟

بله. در یکی از مسابقاتمان محمد صالحی داور بود که من توپ را شوت زدم، بعد آمد اخطار داد به من. بعد تازه فهمیدم سوت زده بوده و من بعد از سوت او شوت زده‌ام. همان یک اخطار ماند در کل بازی‌های من. در آن بازی دو بر یک پاس را بردیم.

*اولین دربی شما چه زمانی بود؟

بزرگداشت علی دانایی‌فرد پدر ایرج دانایی‌فرد. در همان مسابقه یک گل زدم.

*همیشه این ابهام وجود داشته که غلام فتح‌آبادی پرسپولیسی است یا استقلالی.

در محله ما همه پرسپولیسی هستند. وقتی آمدم به استقلال، همان پیکانی که از تاکسی‌رانی گرفته بودم را ضبطش را برداشتند. بعد که رفتم پرسپولیس یک روز دیدم همان ضبط را گذاشته‌اند روی ماشین! یعنی فهمیدم ضبطم را ندزدیده‌اند. فقط چون رفته بودم استقلال، آن را برداشته بودند که نشان بدهند از کارم ناراضی‌اند. بچه محل‌هایم دوست داشتند در پرسپولیس باشم. من یک سال استقلال بودم و ۶ سال رفتم پرسپولیس و بعد به خاطر جمشید شاه محمدی برگشتم استقلال. وقتی که در پرسپولیس بودیم علی پروین وقتی می‌خواست ترکب را بچیند می‌گفت من و ناصر و غلام جلو بازی می‌کنیم، بقیه هم سر جای خودشان. یعنی کم پیش می‌آمد به بقیه بازی برسد. حتی حسین فرکی هم یک سال به پرسپولیس آمد و چون به او بازی نمی‌رسید رفت.

*شما هم مثل مهاجمان الان وقتی برای هد زدن می‌پریدید، چشمانتان را می‌بستید؟

پرویز قلیچ خانی به من می‌گفت نباید کتک بخوری. خودش یک کوله پشتی داشت که پر از سنگ بود. همیشه آن کوله پشتی را می‌انداخت روی دوشش و با آن می‌پرید. این‌طوری تمرین می‌کرد. من هم وقتی دیدم او این کار را می‌کند، رفتم با آهنگری محله‌مان صحبت کردم یک سری آهن برایم برش داد که آن‌ها را می‌گذاشتم داخل یک کیسه و می‌بستم به پایم. در بالکن خانه‌مان با آن کیسه‌هایی که به پایم می‌بستم می‌پریدم و تمرین سر زنی می‌کردم. مادرم به پدرم می‌گفت این بچه دیوانه شده باید ببریمش دکتر. غیر از آن، زیر بازوهایم چوب می‌بستم و می‌پریدم. طوری چوب‌ها را می‌بستم که مجبور باشم دستانم را باز نگه دارم و موقع سرزنی، با دست باز به هوا بپرم. وقتی با دست باز به هوا بپری با تسلط بیشتری می‌توانی ضربه بزنی. همین طوری من سر زن شدم. من الان می‌بینم یک فروارد می‌رود بالا چشمش را می‌بندد ناراحت می‌شوم. توپ چیزی ندارد که چشمت را ببندی. من مربی امیدهای سایپا بودم که محسن خلیلی را آقای گل کردم و دادم به بزرگسالان. در صبا سعید دقیقی را آوردم. او را در لیگ کشوری پیدا کردم. شب‌ها می‌رفت در گل‌فروشی بیمارستان بقیة الله می‌خوابید. همین هادی عقیلی را از مسعودیه او پیدا کردم. با مینی بوس می‌آمد آزادگان. من با ماشین خودم می‌بردمش تمرین سایپا. دوباره بعد از تمرین او را سر آزادگان پیاده می‌کردم و می‌رفت خانه. می‌گفت آقا غلام من می‌شود یک روز پیکان بگیرم و مزاحمت نشوم؟ مهدی کیانی را هم من پیدا کردم. در کانکس می‌خوابید. می‌گفت آقا غلام شامی که می‌دهند کم است. رفتم خواهش کردم دو تا شام به او بدهند.

*شما در تیم بنفیکا هم بازی کردید؟

اولین فوتبالی که در جمهوری اسلامی ایران پخش شد فینال جام تختی در ۲۱ متری جی بین تیم امید جی و بنفیکا بود با صدای مجید وارث. عکس‌های تختی را در پشت بام همسایه‌ها زده بودند که این جام تختی است.

*آن موقع شلوار می‌پوشیدید؟

نه. چون زمین خاکی بود بچه‌ها با گرمکن یا شورت بودند که زیر شورت شلوار پایشان می‌کردند. کسی کاری نداشت که حتما باید شلوار بپوشید. روبروی آن زمین یک حمام عمومی بود و بعد از بازی می‌پریدیم توی حمام چون سر تا پایمان خاکی و گلی می‌شد. به نظرم پخش این مسابقه باعث شد تعداد ورزشکاران زیاد شود.

*قلیچ می‌گفت در پرسپولیس غیر از سه نفر، بقیه خیلی شیطنت می‌کردند و همه مثل هم بودند. آن سه نفر هم مایلی‌کهن و انصاری‌فرد و خود شما بودید.

محمد مایلی کهن آدم مومنی بود که قبل از انقلاب هم همین ظاهر را داشت. اینکه به یک نفر یک وصله بچسبانند و بگویند خبرچینی می‌کرده این طوری نبود.

*در رختکن چطوری توسط علی پروین تهییج می‌شدید که می‌رفتید داخل زمین و همان اول دو گل می‌زدید؟

آن موقع مربیان از نظر فنی چیزی نداشتند. فقط انگیزه دادن مهم بود. پروین به نام علی زاغی معروف بود و تکنیک بالایی داشت و همه کاره تیم هم بود. برای ما قابل احترام بود. یک روز داشتیم گرم می کردیم که پروین صدایم کرد و گفت بیا. رفتم گفت غلام امروز روز توئه. گفتم چرا؟ گفت روز توست. رفتیم تو زمین و دو تا گل زدم. البته یکی از گل‌ها را داور آفساید گرفت. پاس گل را هم خودش داد به من.

*شما بیشتر به او پاس گل دادید یا او به شما؟

آن سالی که طرح ۲۷ ساله‌ها اجرا شد، پروین ۱۵ تا گل زد که ۱۳ تا پاس گلش را من دادم . می‌گفت غلام خودت گل بزن اما به من هم پاس بده گل بزنم. من هم می‌رفتم بالا می‌دیدم کسی پروین را نگرفته می‌دادم به او. دفاع‌ها آن موقع فکر می‌کردند اگر من را بگیرند پرسپولیس گل نمی‌زند. ولی من ۵۸ تا گل زده دارم در پرسپولیس. همایون بهزادی به من یاد داد وقتی بالا می‌روم دستم باز باشد و به خاطر همین چوب می‌بستم به دستانم که باز بماند.

*همین‌طوری شد که زدید بینی وحید قلیچ را شکستید؟

وقتی رفتم استقلال پروین در یکی از دربی‌ها به قلیچ گفته بود بیا جلو که غلام نیاید گل بزند. من و قلیچ با هم پریدیم روی هوا که سر شانه من به دهان قلیچ خورد. دندانش مصنوعی بود که افتاد. وقتی خوابید روی زمین، به داور گفتم دندانش مصنوعی است پریده توی گلویش و دارد خفه می‌شود. اما باور نمی‌کردند. بعد از این قضیه با همسرم رفتم خانه قلیچ اما من را راه نداد. من از قصد نزدمش. همین اتفاق با بهروز سلطانی هم افتاد. ولی من هیچ وقت کسی را نزدم.

*شما در استقلالی حضور داشتید که با نتیجه سه بر صفر به پرسپولیس باخت. آن باخت خیلی تلخ بود؟

آن روز در رختکن دعوا شد. آن زمان عباس رضوی و پورحیدری با هم مسئولیت کادر فنی را برعهده داشتند. البته عباس رضوی همه کاره بود که روش ۴-۴-۲ را آورده بود. قرار بود رضا رجبی را بگذارند بیرون که سه چهار نفر گفتند اگر او بازی نکند ما هم بازی نمی‌کنیم. خلاصه این درگیری‌ها باعث شد سه گل بخوریم.

*شما هم مثل شاهرخ بیانی در دربی برای هر دو تیم گل زدید؟
بله. من یک گل برای استقلال و یک گل برای پرسپولیس زدم.

*در تیم ملی ارتش ایران هم بودید؟

حسن حبیبی من را برد تیم ملی ارتش. در خارج از کشور بودیم که حبیبی گفت پسر بیا اینجا. چرا خرید نمی‌کنی؟ گفتم پول ندارم. یادم می‌آید آقای حبیبی خودش پول داد که من یک چیزهایی خریدم و آوردم تهران. من آن زمان کارمند صنایع دفاع بودم اما لباس نظامی تنم نمی‌کردم. برای اینکه عضو تیم ملی ارتش شوم سه هفته آموزش دیدیم. برای اینکه یاد بگیریم طبل بزرگ زیر پای چپ باشد، سه هفته تمرین رژه کردیم.

*بهترین بازی زندگی‌ات کدام بود؟

یادم نمی‌آید.

*پرسپولیسی که شما در آن بازی می‌کردید چند تا به این تیم امسال می‌زند؟

ده تا می‌زند. ما می‌آمدیم داخل زمین در ۱۵ دقیقه اول بازی دو تا می‌زدیم. تا حریف می‌خواست تکان بخورد دو تا می زدیم.

*در آن ترانه معروف پرسپولیس خسته، دیالوگ بخش شما چه بود؟

می‌گوید پنجعلی علی یارت، فتح‌آبادی خانه‌ات آباد، هرگز نمی‌ری از یاد. من در این سن هم که در خیابان قدم می‌زنم هنوز مردم من را می‌شناسند. آن زمان به خاطر این ترانه نفری ۱۰ هزار تومان گرفتیم.

*شما در تیم ملی هم که حضور داشتید؟

من پنج سال در تیم ملی با ناصر ابراهیمی جنگیدم تا حقم را گرفتم. جنگیدن منظورم تلاش کردن برای رسیدن به ترکیب اصلی است.

*خیلی‌ها می‌گویند آن تیم ملی بهتر از تیمی بود که استرالیا را حذف کرد و به جام جهانی ۹۸ رسید.

بله. واقعیت است. فیلم‌های آن موقع را ببینید شما هم همین حرف را می‌زنید.

*دعواهای زمان دهداری چطوری بود؟

ما مشکلی با پرویز دهداری نداشتیم. بچه‌ها مشکلشان رضا وطنخواه بود که یک حرف زشتی زد و به همه برخورد.

*شما زوج ناصر محمدخانی و چنگیز بودید. می‌شود این دو نفر را با هم مقایسه کرد؟

جفت‌شان عالی بودند. من همیشه دور و برم کسانی بودند که احساس خطر می‌کردم. ناصر محمدخانی را دوست داشتم به خاطر اینکه چپ پا بود و کات بیرون پایش هم خوب بود. کاشته‌ها را هم می‌زد توی گل. گاهی هم یک طوری می‌زد که من یک اشاره به توپ می‌کردم و می‌رفت توی گل.

*شما تا کی فوتبال بازی کردید؟

تا سال ۷۳.

*از شکورزاده خبر دارید؟

بله. به او می‌گفتند عباس کوین کیگان. من هم از او می‌ترسیدم. یادم می‌آید اولین گلی که به منصور رشیدی زدم، عکسم را داخل روزنامه چاپ کردند. عکسم را بردم نشان پدرم دادم گفتم بابا این را ببین، من را کتک نزن. بعد از آن دیگر هر هفته اطلاعات عکس من را روی هوا چاپ می‌کرد.

*امسال سید صالحی به عنوان نوک حمله پرسپولیس خوب است؟

استقلال و پرسپولیس جدا از همه تیم‌ها هستند. به خاطر طرفداران بی شمار و با تعصب. این دو باشگاه اگر همیشه موفق باشند فوتبال ما هم موفق است. یادم است یک روز رفتیم شهرستان با یک تیم بازی کنیم، پشت سر هم گل می‌زدیم. گفتم علی آقا بس است دیگر گل نزنیم. گفت نه بزنید. گفتم چرا؟ گفت هر چی بیشتر گل بزنید سال بعد که بیاییم، این‌ها تیمشان را قوی‌تر می‌کنند و این باعث می‌شود فوتبال رشد کند. استقلال و پرسپولیس هم الان ضعیف نشده‌اند. تیم‌های دیگر رسیده‌اند به استقلال و پرسپولیس. الان هم اگر پرسپولیس و استقلال بروند به سمت قله، همه تیم‌ها دو سه گل عقب هستند از استقلال و پرسپولیس. سید صالحی الان دیگر اشباع شده. او تراز اول نیست. ما می‌توانیم از تجربه او استفاده کنیم مثل فرهاد مجیدی. پرسپولیس بازیکنان بزرگ می‌خواهد.

*خلعتبری هم آمده. فکر می‌کنید با حضور خلعتبری، عملکرد سیدصالحی بهتر می‌شود؟

با تمام احترامی که قائل هستم، او در پرسپولیس موفق نخواهد شد چون پرسپولیس هجومی است و مثل او زیاد بوند که آمدند و رفتند. پرسپولیس و استقلال می‌خواهند فشار بیاورند ولی تیم‌ها فضا نمی‌دهند. غلامرضا رضایی و آرش برهانی به همین دلیل نمی‌توانند در تیم‌هایشان موفق باشند.

*امسال پرسپولیس بهترین دفع لیگ را دارد با سه گل خورده.

در دعوا می‌گویند بچسب به دیوار که از عقب نخوری. در فوتبال هم همین را می‌گویند که اول گل نخور. پروین هم همین حرف را می‌زد.

*اگر پروین این تفکر را داشت که نمی‌توانستید در ۱۵ دقیقه اول بازی دو گل به حریفان بزنید.

ما اگر هجومی بازی می‌کردیم و گل می‌زدیم، به خاطر این بود که تیم حریف تا بیاید به خودش بیاید دو گل می‌خورد. وگرنه اولویت تیم همان بود که گل نخوریم، بعد گل بزنیم.

*پرسپولیس ۶ سال است قهرمان نشده. زمان شما محال بود چنین اتفاقی رخ دهد.

من ۶ تا قهرمانی دارم و دو سه تا نایب قهرمانی. یعنی تقریبا هر سال یا قهرمان شدیم یا نایب قهرمان.

*فکر می‌کنید امسال طلسم قهرمان نشدن پرسپولیس بشکند؟

الان پرسپولیس با دایی بازیکنان جوانی دارد که این جونان اگر در نیم فصل اول به خودباوری نرسند در نیم فصل دوم به مشکل می‌خورند. حالا امیدوارم آمدن خلعتبری شوکی به تیم وارد کند و بعد از چند سال به قهرمانی برسیم. من امیدوارم پرسپولیس با این هواداران به قهرمانی برسد.

*به نظرتان نتیجه دربی چه می‌شود؟

این دربی برد ندارد به نظرم.

*پرسپولیس در این لیگ چطور بوده؟

فراز و نشیب زیادی داشته در این چند هفته. به تیمی که فراز و نشیب زیاد دارد نمی‌شود امیدوار بود.

*می‌توانند در کورس قهرمانی بمانند؟

بازی جمعه مهم است. اگر ببرد خیلی مهم است. تراکتور و فولاد و نفت رقبای سرسختی هستند و از هیچ اشتباهی نمی‌گذرند که پرسپولیس بیاید قهرمان شود.

*زمانی که شما در پرسپولیس بازی می‌کردید علی پروین چه روشی برای شکست دادن استقلال داشت؟

در بازی با استقلال، علی پروین می‌گفت سانتر کنید روی دست‌های ناصر حجازی و به من می‌گفت برو توی صورتش و توپ را بزن. گفتم چرا؟ می‌گفت ناصر حجازی از سر و صورتش می‌ترسد. حواسش به سر و صورتش هست و اگر توپ را روی سرش بفرستید، نمی‌آید بیرون. من همین‌طوری هم به منصور رشیدی هم به ناصر حجازی گل زدم. وازگن صفریان هم یک عادتی داشت که شوت می‌زدی، توپ را اول یک بار می‌زد زمین، بعد می‌گرفت و بازی را شروع می‌کرد. پروین به مایلی‌کهن و ضیاء عربشاهی می‌گفت شوت بزنید، غلام تو هم برای ریباند برو. حتما گل می‌زنی. اتفاقا همین‌طوری گل زدم.

*شما زیاد در ورزشگاه‌ها دیده نمی‌شوید. عادت ندارید برای دیدن مسابقات استقلال و پرسپولیس به ورزشگاه بروید؟

من یک بار رفتم ورزشگاه راهم ندادند. گفتند بلیت. گفتم من غلام فتح آبادی هستم. من افتخارم این است که بعد از همایون سر طلایی به من می گفتند غلام سر طلایی. اما هیچ کسی توجهی نمی‌کند. دیگر بعد از آن ماجرا نرفتم ورزشگاه.

*الان فحش دادن به پروین مد شده. شما نمی‌خواهید علیه پروین چیزی بگویید؟

من اگر یک دانه بدی از پروین دیده باشم ده تا محبت کرده به من. به احترام بزرگتر بودن او باید این چیزها را فراموش کرد. احترام بزرگتر را باید حفظ کنی. روحیه پهلوانی این را می‌گوید.

*شما چطوری فوتبال را کنار گذاشتید؟

من یک مشکلی با پورحیدری پیدا کردم و دیگر بازی نکردم. یک دربی هم گفتم بازی نمی‌کنم که روی حرفم ایستادم.

*جمعه کدام تیم می‌برد؟

بازی مساوی است. برد اگر باشد، برای استقلال است. به خاطر اینکه استقلال با تجربه‌تر است و نفراتش پخته تر هستند. با اینکه برای کادر پرسپولیس احترام قائل هستم اما این بازی می‌طلبد که باتجربه‌ها بازی کنند. من آرزوی موفقیت برای پرسپولیس را دارم ولی فکر می‌کنم بازی بیشتر به سمت مساوی برود. اگر هم بردی باشد برای استقلال است. به نظرم در بازی استقلال خوزستان هم احساس می‌شد که قلعه‌نویی دوست ندارد ببرد. نه اینکه بخواهد ببازد، اما احساس می‌کردم دنبال مساوی است. من فکر می‌کنم آن بازی برای سر در گم کردن پرسپولیس باشد. دنبال این نبود که ببازد اما دنبال این بود پرسپولیس را به مخمصه بیندازد.

*اگر پرسپولیس در این بازی امید عالیشاه را داشت می‌توانست سناریو استقلال خوزستان را تکرار کند؟ چون استقلال خوزستان با دوندگی‌اش توانست استقلال تهران را ببرد.

عالیشاه خیلی خوب است. منکر این نیستیم. دفاع‌های جفت تیم‌ها روی هوا خوب هستند اما روی زمین نه. سرعتی هم نیستند. بازیکن سرعتی بخورد به آن‌ها به مشکل می‌خورند. قلعه‌نویی و دایی با تجربه هستند و خط دفاعی را به خط میانی نزدیک کرده‌اند که خلا را پر کنند.

*راستی الان چه کار می‌کنید؟ تیم که ندارید؟

تیم ندارم. من کارمند شرکت بیمه رازی هستم. جا دارد از آقایان علی انصاری، دکتر مظلومی و واعظ آشتیانی کمال تشکر را داشته باشم که برای حضور در این مصاحبه با من کمال همکاری را داشتند.

*حرف آخر؟

پرسپولیس و استقلال برای من فرقی ندارند. با بردشان خوشحال و با باخت‌شان ناراحت می‌شوم. قوی بودن آن‌ها باعث پیشرفت فوتبال ایران می‌شود.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391