برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

تحلیل حاج‌رضایی از دلایل بی‌ثباتی مربیان در فوتبال ایران: عاشق‌ها رفته‌ و کاسب‌ها آمده‌اند

جمعه، ۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۷ — ایسنا

امیر حاج‌رضایی معتقد است ثبات مربی می‌تواند به فوتبال ایران کمک ‌کند، مشروط بر این‌که آن مربی از کانال‌های پاک و پالایش‌یافته انتخاب شده باشد.

امیر حاج رضایی

امیر حاج‌رضایی در خصوص دلایل عدم ثبات مربی در فوتبال ایران و تفاوت آن با فوتبال روز دنیا به صحبت پرداخت که در ادامه آن را می‌خوانید.

به نظرتان ثبات مربی تا چه اندازه می‌تواند در موفقیت تیم‌های فوتبالی ما تاثیرگذار باشد؟

ثبات مربی به فوتبال ایران کمک می‌کند، البته مشروط بر این‌که تمام عوامل لازم در اختیار مربی باشد و آن مربی از کانال‌های پاک، صحیح و پالایش‌یافته انتخاب شود، نه بر اساس روابط و مواردی که به وفور در فوتبال ایران یافت می‌شود.

در این زمینه چه تفاوتی بین فوتبال مدرن دنیا و فوتبال ایران وجود دارد؟

ما در عصر تکنولوژی به سر می‌بریم و می‌توانیم از راه‌های مختلفی هم شاهد فوتبال‌های مدرن باشیم و منابع مختلفی هم در اختیارمان است. از سوی دیگر می‌توانیم شاهد فوتبال ایران هم باشیم که ناخودآگاه می‌توانیم این فوتبال مدرن را با فوتبال خودمان مقایسه کنیم و بگوییم چرا فوتبال مدرن به این صورت است و ما این گونه هستیم و یا این‌که چرا در فوتبال مدرن مربیان ثبات دارند در حالی که در فوتبال ما به این صورت نیست. به هر حال بین فوتبال مدرن و فوتبال ما که هر دو گروه هم فوتبال بازی می‌کنند، تفاوت‌هایی اساسی‌ وجود دارد. بنابراین باید به فوتبال ایران با نگاهی به جز نگاه به جهان فوتبال و فوتبالِ پیشرفته نگاه کنیم. شرایط فوتبال ایران به صورتی است که برخی از مربیان ما بر اثر رابطه انتخاب می‌شوند نه به خاطر شایسته‌سالاری که همین بخش از مربیان هم برای این که بمانند و به کار خود ادامه دهند، باید پیروز شوند و بخشی از همین مربیان هم تلاش می‌کنند تا به هر نوعی که شده است به این پیروزی دست پیدا کنند تا حرفه خود را حفظ کنند. اندکی از این مربیان هم هستند که پاک و سلامت کار می‌کنند.

شک نکنید که استاندارد حضور یک مربی در یک تیم، بین یک جام‌جهانی تا یک جام‌جهانی دیگر است که در تیم‌های ملی به این گونه عمل می‌شود. البته برخی مواقع هم است که شرایط فراهم نشده و به این گونه نمی‌شود. در فوتبال مدرن امکانات و تجهیزات لازم در اختیار مربی قرار می‌گیرد و بعد اگر مربی در کار خود موفق نبود، او را تغییر می‌دهند. باید به این موضوع هم اشاره کنم که در ایران وقتی یک مربی اخراج می‌شود، باید ماه‌ها بدود تا حقوق خود را بگیرد، در حالی‌ که در فوتبال مدرن زمانی‌که مربی اخراج می‌شود، قبل از این‌که از در باشگاه بیرون برود، حق و حقوق آن پرداخت می‌شود. این مربی اگرچه شغل خود را از دست می‌دهد ولی منابع مالی خود را از دست نمی‌دهد.

تغییرات مکرر مربی تا چه اندازه می‌تواند از نظر فنی و همچنین روحی - روانی بازیکن را تحت تاثیر قرار دهد؟

به دوران کودکی و دبستان خودمان برگردیم، اگر معلمان ما را دائما تغییر دهند، در آن سنین به دلیل مسایل عاطفی، ما دلبسته یک معلم می‌شویم و زمانی‌که آن معلم را از ما بگیرند، این موضوع از نظر روحی - روانی روی ما تاثیر می‌گذارد و از نظر عاطفی صدمه می‌خوریم. در بحث فوتبال هم به همین صورت است. درست است که یک بازیکن سن و سالی دارد اما او هم قبل از این‌که یک بازیکن باشد یک انسان است و دارای احساسات و عواطف. علاوه بر این‌که از این نظر آسیب می‌بیند، از نظر فنی هم به آن‌ آسیب وارد می‌شود؛ چرا که آموزش مربیان باید یکدیگر متفاوت است.

یعنی اگر یک مربی عملکرد ضعیفی هم داشته باشد، باید بازهم در آن تیم حفظ شود؟

اصرار من این نیست که یک مربی ضعیف و بد را به هر دلیلی نگه دارند، بلکه می‌گویم اگر مدیریت درست باشد، مربی ضعیف را انتخاب نمی‌کند تا مجبور باشد در نیمه راه آن را تغییر دهد. به طور مثال در تیم فولام این تیم نتایج بدی را به دست آورد و در آخرین بازی نتیجه را ۴ بر صفر به لیورپول واگذار کرد، مسوولان این باشگاه دیدند که مارتین یول مربی خوبی است، پس هیات‌مدیره این باشگاه در این زمینه بررسی کردند و متوجه شدند که دستیاران این سرمربی ضعیف هستند که پس از آن یک دستیار خوب که هم وطن یول است را جذب کردند. به هر حال این اقدامات راه‌کارهایی است که می‌تواند یک تیم را از بحران خارج کند، در حالی‌که در ایران تنها اقدام این است که سرمربی را تغییر می‌دهند و به عوامل دیگر توجه نمی‌شود. البته در برخی موارد باید سرمربی تغییر کند اما در بیشتر موارد سرمربی به ناحق تغییر می‌کند.

چرا در فوتبال ایران این دید وجود ندارد؟

تمام این موارد به لایه‌های مدیریت و سرمایه‌گذاری برمی‌گردد. سالیان طولانی را با فوتبال زندگی کرده‌ و در رختکن‌ها و زمین‌های فوتبال بوده‌ام. برخی اوقات بسیار تاسف‌برانگیز است که یک مربی به خاطر این‌که صندلی مدیریت حفظ شود، به ناحق قربانی می‌شود. زمانی فوتبال ایران را به گالیور تشبیه کردم که میلیون‌ها لی‌لی‌پوت به پای آن زنجیر شده‌اند و این لی‌لی‌پوت‌ها همه عوامل منفی و بی‌فرهنگی بوده که فوتبال ما را متوقف کرده‌اند و باعث شده، آن اقلیت هم که در سلامت کار می‌کنند، با مشکلات بسیاری مواجه باشند.

آیا تغییر مربی لزوما به نتیجه گرفتن می‌انجامد؟

وقتی یک خبرنگاری از آقای ایکس می‌پرسد که چرا سرمربی تیم خود را عوض کردید، می‌گوید می‌خواستم به تیم شوک وارد کنم، شوک اصطلاحی است که جا افتاده و باید بگویم هر شوکی هم به برگشت بیمار کمک نمی‌کند. به یک بیمار در حالی‌که رفته است از نظر قلبی شوک وارد می‌کنند اما همواره با شوک بیمار برنمی‌گردد و احیا نمی‌شود. آیا می‌دانید تیمی مانند شاهین بوشهر که متعلق به استانی فوتبال‌خیز، ریشه‌دار و علاقه‌مند است، اکنون کجاست؟ من به شما می‌گویم که این تیم کجاست: ناکجا آباد. شاهین بوشهر از لیگ برتر به دسته یک سقوط و از این دسته هم به لیگ دو سقوط کرد و بعد هم از حضور در این دسته انصراف داد و بازی نمی‌کند. این تیم ۱۰ مربی عوض کرد، پس چرا موفق نشد؟ چرا در این زمینه به عوامل دیگری توجه نشد تا درنهایت فوتبال یک استان فوتبال‌خیز با آن مردم صمیمی فنا شود؟

باتوجه به مواردی که گفتید چرا در فوتبال ایران مقصر اصلی عدم کسب نتیجه سرمربی و راه‌کار، تغییر آن است؟

به دلیل این‌که توجه به عوامل دیگر بینش می‌خواهد و هر کسی هم صاحب این بینش نیست. فوتبال ورزشی بزرگ است که در تمام حوزه‌ها به مردان بزرگ نیاز دارد نه این‌که از نظر فنی همه چیز را بدانند بلکه روح آن‌ها بزرگ و خودشان هم پاک، سلامت و عاشق باشند. اکنون در جامعه ما عاشق‌ها کم هستند و این کسانی هم که آمده‌اند، عشق را نمی‌شناسند و فقط به آن گرایش دارند. چرا که این فوتبال برای آنها امتیازات فراوانی دارد و حداقل این‌که برای آن‌ها شهرت دارد. فوتبال جاذبه‌های بسیار زیادی دارد ولی اکنون عاشق‌ها کنار رفته‌اند و غالبا افراد کاسب هستند.

این مورد به تمام مربیان ما اطلاق نمی‌شود و مربیان عاشق هم داریم که در حال کار کردن هستند. من به شهرستان‌های دور رفته‌ام و باورتان نمی‌شود که چه چیزهایی دیدم و بازگو کردن آن‌چه دیده‌ام، برای من ناراحت‌کننده است. در این شهرستان‌ها تیم‌ها با دو توپ کار می‌کردند که این موضوع را شما از تلویزیون هم دیده‌اید. این افراد با عشق‌شان کار می‌کنند و به نظر من آنها آبروی زمین هستند در حالی که بعد می‌آیند یک میلیارد تومان پول به فوتبالیست‌هایی می‌دهند که نمی‌توانند دست چپ و راست‌شان را از هم تشخیص دهند.

به نظرتان می‌شود عوامل بازدارنده‌ای برای تغییر مکرر مربیان در نظر گرفت؟

حتی نباید به پیشنهاد این موضوع هم فکر کرد؛ چرا که در فوتبال ما مانند دوران کودکی‌مان یارگیری است و همه یارهای خودشان را برای آن اهدافی که در ذهن‌شان است، انتخاب می‌کنند. تمام مربیان شرایط‌شان یکسان نیست و مربی‌ای قربانی می‌شود که اصلا مستحق نیست و جایی هم هست که مربی‌ باید مجازات شود اما به خاطر لابی‌ای که دارد، فرار می‌کند. به نظرم در جامعه فوتبال هر چه مربی با اخلاق‌تر، انسان‌تر و عاشق‌تر باشد، ضربه‌پذیرتر است.

در نیم‌فصل اول لیگ برتر، سه مربی تغییر کردند که از نظر آماری نسبت به فصل قبل کاهش چشم‌گیری داشته‌ایم، نظرتان در مورد تغییر مربیان در نیم‌فصل دوم چیست؟

نیم‌فصل دوم خطرناک‌تر است؛ چرا که فرصتی نیست و مربی‌ای که در نیم‌فصل نخست امتیازهای بسیاری را از دست می‌دهد، امیدش به نیم‌فصل دوم و ۴۵ امتیاز آن است. به هر حال در نیم‌فصل دوم شرایط سخت‌تر، بازی‌ها درگیرانه‌تر و شدیدتر می‌شود. سه دسته تیم در لیگ برتر داریم، دسته اول شامل سه، چهار تیم است که می‌خواهند قهرمان شوند، دسته دیگر هم می‌خواهند در جای امن جدول باشند و یا حداقل سهمیه بگیرند و دسته سوم هم تیم‌هایی هستند که برای بقا می‌جنگند که این موارد مسابقات را دشوارتر می‌کند و به همین دلیل فکر می‌کنم در نیم‌فصل دوم هم ریزش مربی داریم.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391