برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

همایون بهزادی: می روم پیش ناصر حجازی

چهارشنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۴ — خبرآنلاین

سرطلایی فوتبال ایران می گوید کاش در فوتبال هر کس در جایگاه خودش بود.

همایون بهزادی؛ سرطلایی فوتبال ایران. کسیکه شاید نسل جدید او را فراموش کرده باشند ولی نسل قدیم، او را هیچگاه از یاد نخواهند برد. بهزادی چه در دوران بازی در شاهین و بعدها پرسپولیس و چه در دوران حضور در تیم ملی، همواره یک مهاجم درخشان بود. بهزادی که این روزها زندگی سختی را سپری می کند، می گوید: «در پردیس بومهن و یکی از خانه های مسکن مهر زندگی می کنم. بعد از اینکه مدتی به خاطر افسردگی و بیماری ریوی در بیمارستان بستری بودم، صاحبخانه ام گفت که باید بلند شوی. من هم مجبور شدم خانه را تخلیه کنم و در حال حاضر در پردیس زندگی می کنم. فقط مانده ام اگر دوباره حالم بد شود، از اینجا به بیمارستان می رسم یا نه؟ دو بار مرگ را به چشمم دیده ام و فکر کنم این دفعه واقعا بروم. بروم پیش ناصر حجازی و خیلی از دوستانم.»

او البته گلایه ای از کسی ندارد و ادامه می دهد: «نیازی به پول هیچکس ندارم. زندگی ام می گذرد. گله زیاد است ولی نمی توان نوشت. فقط می توانم بگویم روزگار خوبی نیست. اما هنوز وقتی مردم را می بینم که به من کمک می کنند، امیدوارم می شوم. می گویم هنوز عشق در دل مردم نمرده. الان هم در یک بقالی نشسته ام که دوستانی در اینجا دارم و به من می گویند چه مشکلی داری. هر کاری بگویم برایم انجام می دهند. این برایم کافی است.»

بهزادی به قدیم‌ها برمی گردد و روزهایی که می گفت دنبال پول نبود: «آنوقت‌ها اول اخلاق مهم بود، بعد درس و در آخر ورزش. من درسم را همیشه می خواندم و لیسانس ادبیات فارسی دارم. هیچوقت دنبال پول نبودیم. یادم هست گالاتاسرای من را می خواست ولی پدرم که از افسران عالیرتبه ارتش بود گفت باید درایران بمانی. من هم گفتم چو ایران نباشد تن من مباد. آن وقت‌ها ما دنبال پول نبودیم که...»

از او درباره اعتصاب این روزهای پرسپولیسی‌ها می پرسیم و جواب می دهد: «راجع به این موضوع از من نپرسید. من الان در خانه هستم و یک جا دور از پرسپولیس. ولی آدم باید برای باشگاهش بازی کند. باید باشگاهش را دوست داشته باشد.»

در برنامه ۹۰ سید حسن خمینی نوه امام خمینی(ره) درباره پدرش حرف زد و اینکه با همایون بهزادی در شاهین بازی می کرد. همایون بهزادی می گوید: «اول از همه باید بگویم که وقتی مریض بودن حسن آقا من زنگ می زد. حالم را پرسید. وقتی بیهوش بودم زنگ زده بود به بیمارستان و می خواست با من حرف بزند. شبی که میلان آمد خود او شخصا ماشین فرستاد دنبال من تا در مراسم هتل اوین باشم. او خودش در مراسم بود و همیشه از اینکه یادم هست، بسیار خوشحالم.»

او درباره همبازی بودن با حاج احمد خمینی می گوید: «ایشان همراه کاظم رحیمی از قم به تمرین شاهین می آمدند. تمرینش را می کرد و همیشه کنار زمین نماز می خواند. یادم هست دقیقا. زمین شماره ۳ ورزشگاه آزادی بود. احمد آقا خیلی محکم بازی می کرد. شوتزن بود و اگر ادامه می داد بازیکن خوبی می شد. او همیشه به من محبت داشت.»

بهزادی توضیح می دهد: «همیشه وقتی به تهران می آمدند به خانه پدری من هم سر می زدند و یک چای با هم می خوردیم. چقدر به ما احترام می گذاشت. بعد دیگر نیامد چون رفت تا درس بخواند. او بعد از انقلاب به من خیلی محبت کرد. نه به من بلکه به خیلی از فوتبالی ها.»

او با ناراحتی از خبر مرگ احمد آقا حرف می زند و می گوید: «وقتی شنیدم مریض است به جماران رفتم. در بیمارستان بود. خیلی ناراحت بودم. الان هم حسن آقا وقتی من مریض می شوم زنگ می زند و احوالم را می پرسد. مدام می گوید می خواهی برایت دکتر بگیرم.»

و اما حرف های پایانی همایون بهزادی: «کاش در فوتبال هرکس در جایگاه خودش بود و به پیشکسوت احترام گذاشته می شد.»

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391