برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

لوکا :مس قبل از من به شیوه دوران تلویزیونهای سیاه و سفید تمرین می کرد

سه‌شنبه، ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۵ — آی اسپرت

شما اصلی‌ترین ابزار یک بازی زیبا که همین زمین مسابقه است را در اختیار ندارید و با چمنی که ورزشگاه باهنر دارد حتی اگر بارسلونا هم به کرمان بیاید نمی‌تواند بازی خوبی ارایه کند!

لوکا بوناچیچ

یکی از کسانی که خیلی از کرمانی‌ها انتظار داشتند سوار بر اسب سفید به کرمان بیاید و با نجات سه باره مس، یک سوپر قهرمان برای آن‌ها شود لوکا بوناچیچ بود که البته اوضاع این فصل مس آنقدر سیاه بود که او با سابقه نجات مس هم در این فصل عملا ناکام ماند و نتوانست خاطرات خوش سابق خود را تکرار کند.او در مصاحبه ای از عملکرد خود دفاع کرده است .ظاهرا بوناچیچ دیگر خیال آمدن به مس آن هم در بازی‌های دسته اول را ندارد.
_ آقای لوکا... یک سوال خیلی راحت اما با پاسخی دردناک و مفصل در کرمان این است که چرا اینگونه شد....؟!

این سوالی است که مخاطبان زیادی دارد و فقط من پاسخ دهنده آن نیستم. این افراد همگی زنده هستند و باید جواب این سوال مهم را بدهند که واقعا چه اتفاقی افتاد که مس به این روز افتاد... من هم به سهم خودم فقط می‌توانم جواب بدهم و در رابطه با کار خودم می‌توانم توضیح بدهم‌.

روزی که مس این فصل را به شما پیشنهاد دادند و رتبه این تیم و تعداد بازی‌هایش را دیدید نترسیدید که با عدم موفقیت در مس این فصل سابقه خوب خودتان در کرمان را هم از دست بدهید؟

من یک مربی حرفه‌ای هستم. اگر یک مربی بگوید که از چالش هراس دارد که دیگر عنوان سرمربی برای آن یک لباس گشاد است! من هم روی نیمکت مربیگری برای جوجه به سیخ کشیدن نمی‌نشینم!! و از هر چالشی استقبال می‌کنم. بله در آن زمان هر عقل سلیمی حکم می‌کرد که اوضاع مس بسیار خطرناک است و نجات این تیم به شدت دشوار ولی در هر صورت من سابقه کار در این تیم را داشتم و دو بار آن را از سقوط نجات داده بودم و برای من خیلی جذاب بود که برای بار سوم هم این کار را انجام دهم.

اما هرگز این اتفاق برای بار سوم رخ نداد...

ببینید برای این اتفاق مجموعه‌ای از عوامل مورد نیاز بود. شما خودتان از نزدیک با جریانات مس در ارتباط بودید به من بگوئید کدام عامل در این تیم برای نجات فراهم بود و از آن استفاده نشد...؟!
طبیعی است که شما از حق خودتان استفاده کنید و بگوئید که من خیلی دیر به تیم اضافه شدم و زمان نداشتم اما بهرشکل شما در همان مقطع هدایت تیم را قبول کردید و انتظار هم از شما این بود که در همان زمان اوضاع تیم را سامان ببخشید!

فوتبال یک امر سلسله مراتبی است و هیچگاه در آن اتفاق دفعی و یکباره رخ نمی‌دهد. من برای شما می‌گویم که چه شد هدایت مس را قبول کردم. در آن زمان فاصله امتیاز مس با تیم‌های بالای سرش خیلی کم بود و من محاسبه کردم که با چند امتیاز می‌شود تیم را از سقوط نجات داد. من بررسی کردم و دیدم که خیلی از بازیکنانی که فصل قبل من با آن‌ها در مس کار کردم و اتفاقا نتایج خوبی هم کسب کرده بودم در تیم بودند. باشگاه مس هم به هر حال همان باشگاه است و شرایط برای کار در آن فراهم است. اما زمانی که به کرمان آمدم متوجه شدم اوضاع خیلی خراب‌تر از این حرفا شده است و نمی‌دانم دقیقا کدام زلزله مس را طی همین چند ماه که من از آن دور بودم به این روز انداخته است! جالب بود بازیکنانی که فصل قبل شرایطی عالی داشتند زیر یک هزارم فصل قبل خودشان توانایی نداشتند! بازیکنان جدیدی هم که به مس امده بودند جدا از سطح فنی پائینی که داشتند، آنقدر ذهنشان درگیر مسائل حاشیه‌ای بود که دیگر تمرکزی برای بازی نداشتند! من اصلا تصوری به این وحشتناکی از این شرایط نداشتم!

یعنی معتقدید تیم از نظر فنی به نوعی از هم پاشیده بود؟!

من نبودم ببینم در این تیم چه اتفاقی افتاده است اما با توجه به چیزهایی که شنیدم می‌توانم بگویم مس به شیوه دوران تلویزیون سیاه و سفید امور فنی و تمرینی خود را پیش می‌برده است! ظاهرا قبل از من در تمرین مس بیشتر از اینکه به تمرین و کارهای فنی فکر شود، به این فکر می‌کردند که چه زمانی بلیط‌های خود را برای مرخصی بعد از بازی اوکی کنند و تا دو روز قبل از بازی بعد هم تمرین جدی برای تیم نداشته باشند!! شما با این الگو انتظار دارید تیمتان در زمین توان بازی داشته باشد؟!

_ اشاره شما به شخص آقای مظلومی است؟

من از کسی نام نمی‌برم و من را در فشار نام بردن از کسی هم قرار ندهید ولی مردم و هواداران خودشان از نحوه بازی در زمین مسابقه متوجه می‌شوند که تیم در طول هفته چقدر خوب و با نشاط تمرین کرده است و یا اینکه آن را به حال خود رها شده است.

شما به سخت‌گیری شهره هستید و همه شما را به یک مربی که حتی با عصبانیت دسیپلین خود را در زمین جا می‌اندازد می‌شناسند... آیا این امکان برایتان فراهم نبود که با همین شیوه تفکر بازیکنان را عوض کنید؟!

یک موضوعاتی هست که تاریخ انقضا دارد و اگر در زمان خودش در تیم جا نیافتد به نوعی گندش در می‌آید! موضوعی که شما می‌گوئید از همین موارد است. من هرچقدر با بازیکنان فریاد می‌زدم و آن‌ها را تحریک می‌کردم نمی‌دیدم رگ غیرت آن‌ها باد کند و به نوعی برایشان نتایج بد و باخت عادی شده بود. برای من خیلی دردناک بود که یک بازیکن دو روز قبل از حساس‌ترین بازی فصل که تیم برای بقا به پیروزی در آن بازی نیاز داشت پیش من بیاید و بگوید برای عروسی برادرش مرخصی می‌خواهد!! این نشان می‌دهد که در تیم هیچ تمرکزی برای رسیدن به هدف نیست و وقتی همین تمرکز نباشد تیم خیلی پیش از این تسلیم می‌شود و بازیکن به جای فکر برای بازی به این اندیشه می‌کند که چگونه خود را برای بازی نکردن و شانه خالی کردن برای مسئولیت به مصدومیت بزند!

یعنی ما می بایست قبول کنیم که مس در این فصل محکوم به شکست است و اگر لیگ ده هفته دیگر هم ادامه پیدا می‌کرد، با این شرایط کاری از دست هیچکس حتی لوکا هم برنمی‌آمد؟

ببینید برای ساختن هر چیزی شما به ابزار نیاز دارد. شما نمی‌توانید با دست خالی و تنها توی فکرتان ساختمان بسازید و درونش زندگی کنید. من ابزار کافی و لازم را برای ساختن این مس نداشتم. من قبل از بازی تیم را در ذهن خودم ترسیم می‌کردم و هجومی‌ترین سیستم ممکن را به زمین می‌فرستادم. ما برای گل زدن و برد به زمین می‌رفتیم اما دریغ از یک برد و تنها سه گل زده در هفت بازی!! این یعنی فاجعه! یعنی اینکه شما در زمین هیچکس را ندارید برایتان گل بزند. من دیدم تماشاگران یک روز علیه مدیر عامل باشگاه شعار می‌دادند تا من فکر کنم که شاید باید او را به زمین بفرستم تا برای ما گل بزند!! هرچند فکر می‌کنم با همان شرایط مدیر عامل ما در زمین کیفیت فنی‌اش از برخی بازیکنان مس بالاتر بود.
خیلی از این بازیکنانی که شما از آن‌ها ایراد می‌گیرد همان بازیکنانی هستند که فصل قبل شما با آن‌ها در مس نتایج خوبی گرفتید و کیفیت فنی بالایی حتی در سطح دعوت به تیم ملی داشتند...

بله کاملا درست است اما به شرط آنکه با این بازیکنان به درستی تمرین شده باشد و آن‌ها در شرایط بازی قرار گرفته باشند. تیم ما نسبت به فصل قبل نیاز به تقویت داشت اما نه تنها این اتفاق رخ نداده بود که برخی بازیکنان خوب رفته بودند و جایشان با بازیکنان مناسب پر نشد و از طرف دیگر خیلی از بازیکنان خوب فصل قبل هم کیفیتشان به شدت افت کرده بود. همین بازیکنان نیاز داشتند که نزدیک به چهار ماه با آن‌ها تمرین شود تا شرایط خوب بازی را پیدا کنند. برخی دیگر از بازیکنان هم که به تیم اضافه شده بودند اگر تا پنج سال هم با آن‌ها تمرین می‌کردید هیچ تغییری در کیفیت فنی آن‌ها به وجود نمی‌آمد!

از بحث بازیکنان که عبور کنیم چقدر شخص خودتان را مقصر این ناکامی می‌دانید؟

من کاملا تقصیرات خودم را هم بابت این مسئله قبول دارم و از بابت اشکالات خودم و از اینکه نتوانستم تحول لازم را در تیم ایجاد کنم از هواداران عذر خواهی می‌کنم. نه فقط من و بازیکنان که همه کسانی که در مجموعه مس این فصل دخالت داشتیم مقصر این شکست هستیم و باید آن را به گردن بگیریم. من هم آمده بودم که مس را نجات بدهم ولی توفیقی پیدا نکردم. جدا از قبول این شکست‌ها ما باید قبول کنیم که سیستم این باشگاه اشکالاتی دارد و باید رفع شود...

منظورتان دقیقا از اشکال چیست؟!

من سه بار هدایت تیم فوتبال مس را برعهده گرفتم. در دو مورد قبل زمانی که من موفق شدم با مس نتایج خوبی بگیرم در کوچه و خیابان مردم از من می‌پرسیدند که در مس می‌مانی و من جواب می‌دادم با کمال میل! مدیر باشگاه هم به من خبر می‌داد که در تهران منتظر تمدید قرارداد باشید. من صبر می‌کردم اما آخرش هیچ اتفاقی نمی‌افتاد و در حالی که همه ما در باشگاه از تماشاگر گرفته تا بازیکن و من و مدیر همه موافق ادامه همکاری بودیم، ظاهرا نیروهای بالای دستی دستور می‌دادند با شخص دیگری قرارداد امضا شود. این مسئله دو بار اتفاق افتاد و نشان می‌دهد باشگاه مس همانند یک باشگاه حرفه‌ای اداره نمی‌شود که از درون خودش و با افرادی که بر مسئله باشگاه اشراف دارند تصمیم‌گیری در آن صورت بگیرد. این مسئله فقط ویترین ماجراست و قطعا خیلی دیگر از ماجراهای این چینی هم بوده است که در روند کلی باشگاه تاثیر داشته است.

مس برای بازگشت به روزهای خوبش چه چیزهایی حالا نیاز دارد؟!

مس یک باشگاه بزرگ است و تیم فوتبال مس حالا جزیی از بدنه فوتبال ایران است. تیمی که در آسیا شرکت کرده باشد، به فینال جام حذفی رسیده باشد، سوم لیگ برتر شده باشد قطعا بنیه لازم برای موفقیت را دارد و شکست‌های مقطعی نباید سبب شود که در راه این تیم به سوی هدف‌های بزرگ اخلال به وجود بیاید. اولین چیزی که مس خیلی به آن نیاز دارد این است که از شکست این فصلش تجربه بگیرد. با همین تجربه است که مس از خیلی حاشیه‌ها جلوگیری می‌کند و به آن‌ها مبتلا نمی شود. مدیریت باشگاه باید از صرف هزینه کردن خارج شود و باید تصمیمات مهم در مقطع خودشان گرفته شود و باید به بازیکنانی هم که به این تیم می‌آیند یادآوری شود که در چه تیمی و یا چه هواداران با شخصیتی بازی می‌کنند. فراموش نکنید که شما اصلی‌ترین ابزار یک بازی زیبا که همین زمین مسابقه است را در اختیار ندارید و با چمنی که ورزشگاه باهنر دارد حتی اگر بارسلونا هم به کرمان بیاید نمی‌تواند بازی خوبی ارایه کند!


با قطعی شدن سقوط مس فکر می‌کنید که این تیم خیلی زود به لیگ برتر برمی‌گردد؟!

مس برای اینکه با قدرت به لیگ برتر برگردد باید شرایطش خیلی بهتر از آنچه باشد که در این فصل بود. شما در لیگ برتر سوار مرسدس بنز هستید و در این شرایط رانندگی به مراتب راحت‌تر است چراکه جاده‌ای در آن رانندگی می‌کنید بیشتر توسط پلیس کنترل می‌شود اما در لیگ یک شما سوار یک پیکان هستید و در جاده‌هایی می‌رانید که سراسر دره دارد! این ماشین و این جاده نیاز به رانندگانی با مهارت و کم اشتباه دارد چراکه یک اشتباه سقوط را بیشتر می‌کند. من فکر می‌کنم شرایط در باشگاه مس باید خیلی بهتر از این باشد تا رانندگی در این جاده ترسناک‌تر نشود.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391