برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

برای آلمان که بازنده یی سربلند بود

شنبه، ۱۰ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۲۲ — تابناک

سوت پایان نیمه اول به صدا در آمد. آلمانی‌ها تنها ۱۵ دقیقه فرصت داشتند تا مساله را هضم کنند: دو گل، در فاصله یک ربع، در برابر ایتالیایی که این بار می گفتند برای پس دادن تاوان همه اسلافش آمده بود. این همه نگونبختی و آلمانی که تنها و تنها به یک امید زنده بود، به امید گذشته.

تیم تیم ملی آلمان

کدام گذشته؟

نیمه دوم پر از شور آغاز شد. پر از امید. امید به تکرار معجزه برن در فینال ۱۹۵۴ برابر مجارهای جادویی، برابر فرانس پوشکاش، قهرمان بدون جام فوتبال. برابر همان تیمی که در دور مقدماتی هشت بار به دروازه شان رسیده بود، که در ۱۰ دقیقه نخست فینال دو گل پیش افتاده بود. با نصیحت های پدرانه جوزپ سپ هربرگر فقید در رختکن، که ملت سرخورده آلمان را تنها قهرمانی زنده نگه می دارد. با گل به یاد ماندنی هلموت ران. با نخستین جام جهانی که از دل جنگ خانمان سوز دوم نشات می گرفت.

نیمه دوم پر از شور آغاز شد. پر از امید. امید به تکرار یک چهارم نهایی جام جهانی ۱۹۷۰ برابر انگلستان، برابر پیتر بونتی نگونبخت. همان انگلستانی که مدافع عنوان قهرمانی بود. که ۲۰ دقیقه مانده به پایان دو گل پیش بود و در پایان سه بر دو بازنده شد. با گل آغازگر قیصر، گل تلافی جویانه اووه سیلر و تیر خلاص گرد مولر. با انتقام فینال مشکوک ویملی. با صعودی که البته سرآغاز تراژدی تازه تری بود، شکست ۳- ۴ برابر ایتالیا در نیمه نهایی. اما آنها در جریان همان
۳- ۴ هم بارها از شکست برگشته بودند. این رسم ابدی شان بود.
نیمه دوم پر از شور آغاز شد. پر از امید. امید به تکرار نیمه نهایی جام ۱۹۸۲ برابر فرانسه. برابر میشل پلاتینی. همان فرانسه یی که تا دقیقه ۱۰۲، ۳ بر ۱ پیش بود و در پایان، در نهایت بهت و حیرت کنار رفت.
همان تقابلی که به معجزه کارل هاینس رومنیگه شهرت یافت. دیداری که آلمان و اشتلیکه در پنالتی هایش هم عقب افتادند و بازگشتند. فرانسه یی که سرخورده ترین تیم تاریخ فوتبال بود. آنها تنها یک ربع با فینال جام جهانی فاصله داشتند و دو گل خورند.

بازنگشتند چرا که...
نیمه دوم پر از شور آغاز می شد. پر از امید که از تک تک سکوها می بارید. امید به ارزش ابدی ژرمن‌ها که بازگشت بود.
به حضور کلوزه قهرمان در قلب خط حمله. به تعویض پیش از موعد کاسانو که چراغ خانه ایتالیا را کم سو می کرد. به رگ های بیرون زده نئونازی هایی که دریافت دو گل از بالوتلی تیره پوست برایشان کم از شکست در جنگ نبود. به ساق های مسوت اوزیل که رهبر معنوی شان بود برای خلق تغییر. با این حال همه این آرزوهای خوب، یک ساعت بعد بر باد رفته بودند.
آلمان بازنگشت، چرا که شباهتی به قهرمانان سابق نداشت، چرا که منطق را فدای احساس می کرد، چرا که بی محابا و بی هدف توپ می ریخت، چرا که دست و پایش را گم می کرد. چرا که رهبر نداشت. بازگشت‌ها هرگز اتفاقی نبوده اند.
پشت صحنه همه رستگاری های آلمان‌ها همان نظم و دیسیپلینی بود که کلیشه فوتبال ماشینی را برایشان می ساخت. نظمی که قربانی احساس و شور بی حاصل شان شد و شکستی که دور از انتظار نبود. آلمان‌ها ۴۵ دقیقه تمام، مثل شیر در بند، با چشمانی که بی تردید خوب نمی دید، به دیوار قفس آهنی شان کوبیدند و ناکام بازگشتند. به ارسال های بی ثمر چنگ زدند و به هیچ رسیدند. به همان چیزی که ایتالیا می خواست

آنها بازمی گردند، همیشه بازمی گردند
آلمان باخت. به بخت تیره نسلی که با شکست به یاد آورده می شود، به اندوخته های ناچیز جوان ترهایی که راه قهرمانی را نمی دانند، به ذهن زیبای سرمربی ای که در ماقبل فینال‌ها به کما می رود. به ایتالیا. به تاریخ سیاهی که شرمی از تکرار ندارد
آلمان باخت تا جاده روشن یوگی لو برای منشافت به یکباره تاریک شود. تا یک نفر پیدا شود و از جای خالی بالاک گلایه کند. تا یک نفر دیگر او را هم مثل استادش کلینزمن معمولی بخواند، تا شاید یکی از همین روزها دیگر او و همه زیبایی هایش را در رختکن آلمان‌ها نبینیم. با این حال هیچ چیز هرگز برای آنها تمام نخواهد شد. برای آلمانی که در نیم قرن از ویرانه های جنگ برخاست و باصلابت تر از رایش سوم قد علم کرد. برای آلمانی که سال‌ها دیوار شرم در قلب پایتختش فاصله انداخته بود و دوباره یک روز متحد شد.

برای آلمانی که بازگشت از دل شکست پیشانی نوشتش است. یواخیم لو ممکن است جایش را به دتر فلیک یا هر کس دیگری بدهد، کلوزه شاید برای همیشه کنار بکشد، ترکیب شاید پر از جابه جایی‌ها شود، با این حال آنها بازخواهند گشت. شاید تابستان بعد نه، بعدتر در برزیل، شاید جام ملت های ۲۰۱۶ در فرانسه و شاید حتی جام ۲۰۱۸ در روسیه. طلسم این همه شکست هم یک روز پایان می گیرد. سرانجام بازمی گردند و انتقام می گیرند. به رسم عادت باستانی شان.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391