برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

آبیدال (۲): قبل از مریضی، از تعطیل بودن نانوایی هم عصبانی می شدم

چهارشنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۲۹ — گل

اریک آبیدال ستاره فرانسوی باشگاه بارسلونا حدود یک سال پیش بود که عمل پیوند کبد انجام داد و حالا بعد از سپری کردن روزهای سخت به میادین ورزشی بازگشته؛ آبیدال در گفتگو با تی.اف وان از روزهای سختی که سپری کرده صحبت کرده است شما را به خواندن صحبت های ارزشمند او دعوت می کنیم؛

اریک آبیدال

متن این گفتگو را در دوقسمت برایتان آماده کرده ایم که دراینجا می توانید قسمت دوم آن را مطالعه کنید

*حتی جراحانت هم تصور نمی کردند که دوباره تو را درزمین فوتبال و درترکیب بارسلونا ببینند

من یک جنگنده ام. همیشه می جنگم. وقتی که شرایط سلامتم ایده ال هم بود، همین طور بودم. بیماری مرا تحت تاثیر قرار داد ولی هدف من همیشه یک چیز بوده: فوتبال بازی کردن

*خودت گفتی که مبارزه کردن با بیماری، مثل یک مسابقه فوتبال است. یک موضوع تیمی است

من قبلا این راگفته بودم و حالا تائیدش می کنم. نمی توانی رودرروی چنین چیزی بایستی.همسر من در جریان این بیماری، نقش بازیکن شماره ۱۰ را بازی کرد و از زمانی که همدیگر را شناختیم هم همین طور بود. او هنوز هم بازیکن شماره ۱۰ خانه و زندگی مان است.

*دربیمارستان، بازیهای بارسا را دنبال می کردی؟

آسان نبود ولی وقتی تیمم می برد، خوشحال می شدم و وقتی هواداران تیم در دقیقه ۲۲ هر بازی (شماره ابیدال در بارسا ۲۲ است ) نام من را صدا می زدند، لذت می بردم. این اتفاق بزرگی است.

*این عود کردن دوباره سرطان، معنای دیگری به زندگی تو داد.درست است؟

قبل از این بیماری، وقتی می دیدم نانوایی بسته است، عصبانی می شدم ولی امروز هیچ اتفاقی نمی افتد.من خیلی به جزئیات و اتفاق های زندگی فکر کردم.دنیای فوتبال به تو کمک می‌کند که ماشین های گران قیمت بخری و از زندگی لذت ببری ولی وقتی این بیماری گریبانگیرم شد،با خودم فکر کردم که دو تا از ماشین هایم، یک استون مارتین و یک پورش پانامرا را می فروشم تا پولش را برای اتحادیه های مبارزه با گرسنگی و بیماریها خرج کنم.

*مسائلی هم هست که کمتر گفته شد؛ مثلا اهدای ساعت رولکست به پدری که فرزندش بیماری سرطان داشت

ما همدیگر را در بیمارستان دیدیم وپدر از من خواست تا به اتاق پسرش بروم؛ چون پسرش طرفدار من بود. من یک ساعت رولکس در دستم داشتم و پولش برای من چیزی نبود. مهم، این حرکتی بود که انجام شد. الان می دانم که آن پسر کوچولو خوشحال است . او در روند درمانی اش از این ساعت استفاده خواهد کرد

*حالا حالت چطور است؟

دو ماجرا پیش روست.یکی خواست خود من است و دیگری آن چیزی است که خدا می خواهد. من به این فکر می کردم تا بااین بیماری بجنگم تا به بهترین نحوممکن به این ماجرا خاتمه دهم: با بازگشتم به زمین چمن ...تا بعد از آن ببینیم که چه می شود. می خواستم تا از زندگی، در کنار فرزندانم لذت ببرم و شاهد رشد آنها باشم.حالا می خواهم از زندگی ام لذت ببرم.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391