برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

فرکی: سرم را شکستند اما مشکلاتم کم شد

یکشنبه، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۲ — فارس

سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان گفت: در بازی با پرسپولیس سرم را شکستند اما عزم خود را برای هدفم جزم‌تر کردم.

حسین فرکی

حسین فرکی یکی از مربیان با اخلاق و فنی فوتبال ایران است. او در سه سال گذشته عملکرد بسیار خوبی به عنوان سرمربی از خود ارائه کرده است. فرکی پس از اینکه سال قبل تا آستانه کسب سهمیه با نفت تهران پیش رفت امسال توانست با فولادی که کسی انتظار زیادی از آن نداشت سهمیه لیگ قهرمانان آسیا را کسب کند. همین موضوع باعث شده امروز بسیاری از تیم های بزرگ فوتبال ایران خواهان حضور فرکی در تیمشان باشند. این موضوع در شرایطی است که مسئولان فولاد خوزستان هرطور شده به دنبال تمدید قرارداد این مربی هستند.

فرکی به عنوان یکی از اخلاقی‌ترین مربیان ایران در مورد شرایط فوتبال ایران و سالی که کنار فولاد گذراند، داشته که در زیر می خوانید:

چه شد که تصمیم گرفتید هدایت تیم فولاد خوزستان را بر عهده بگیرید؟

بعد از ۲ فصل حضور در نفت تهران برای یک تجربه جدید و حضور در یک تیم خارج از تهران فولاد خوزستان را انتخاب کردم. فولاد تیمی پرتماشاگر و مردمی است و یک استان این تیم را دوست دارند. البته پیشنهادات دیگری حتی از خود تهران داشتم اما با مشورت‌هایی که انجام دادم و صحبت‌هایی که اساتید، پیشکسوتان و مربیانم با من انجام دادند، در نهایت به این نتیجه رسیدم که خوزستان را برای حضور انتخاب کنم. البته ۱۵ سال پیش نیز در کنار همایون شاهرخی استادم تجربه حضور در خوزستان را داشتم. همچنین حضور دهکردی به عنوان شخصی فوتبالی که تجربه سال‌ها حضور در فوتبال را داشت به عنوان مدیرعامل فولاد خوزستان برایم بسیار مهم بود.

در شروع کارتان در فولاد به نظر می‌رسید با مشکلاتی روبرو هستید؟

در شروع کار با سختی‌هایی روبرو شدیم اما با اصلاحاتی که انجام دادیم وضعیت‌مان بهتر شد. در شروع از لحاظ نتیجه کمی با سختی روبرو بودیم اما از همان ابتدا نسبت به آینده خوشبین بودم. مشکل بزرگی که در خوزستان وجود دارد شرایط نامناسب آب و هوایی است که این موضوع ما را خیلی اذیت کرد.

فولاد هواداران دو آتشه و متعصبی دارد. کنار آمدن با این شرایط برایتان چطور بود؟

مثل همه افراد برای خودم اعتقادات و اصولی دارم و به آنها پایبندم. همیشه اعتقادم به خدا است که من را در همه حالی کمک کرده است. خداوند همواره مسیر خوبی را مقابلم قرار داده است و حتی اگر در راهم مشکل یا سختی وجود داشته، می‌دانستم در آن خیری وجود دارد. همیشه با نیت پاک کارم را دنبال کردم و تفکرم این بوده است که همه مردم خوب هستند. اعتقادم بر این است که مردم خوب را بسیار کامل می‌شناسند و بد را بسیار بهتر از خوب شناسایی می‌کنند. در نتیجه کار اخلاقی همواره در ذهن‌شان باقی می‌ماند و وقتی برخورد بدی صورت می‌گیرد فراموش نخواهند کرد. حرکت‌های بد همیشه ماندگاری‌اش در ذهن بیشتر از کارهای خوب است. همیشه سعی کردم در مسیر کاری خودم قرار داشته باشم. البته کاری که ما انجام می‌دهیم باید منتج به نتیجه شود. احساس می‌کنم در ۳ فصلی که به عنوان سرمربی فعالیت داشتم هیچ کدام از بازیکنان با دیگری برایم فرقی نداشته است و صداقت در گفتار و عمل را همیشه سعی کردم در رفتارم داشته باشم.

حتی در اوایل حضورتان در فولاد در مسابقه با پرسپولیس یکی از هواداران با پرتاب یک شی‌ء سر شما را شکست.

می‌توانم به جرات اعلام کنم وقتی در آن بازی سر من شکسته شد، بسیاری از مشکلاتم کم شد و مردم بسیار عالی خوب و بد را از هم تشخیص دادند. این هم شاید یک کار خدایی بود. گاهی اوقات وقتی با مشکلی روبرو می‌شویم فکر می‌کنیم این مسئله برای ما بد است اما در پایان متوجه می‌شویم آن اتفاق به نفع ما تمام شده است. شاید دیگر مشابه چنین صحنه‌ای را نبینیم. در روابطم با بازیکنان همواره سعی کردم صادقانه عمل کنم این مسئله باعث شده تا هم من و هم بازیکنان از فوتبال لذت ببریم. البته گاهی شاید حاشیه‌ها خیلی زیاد شده باشد اما ما در فولاد عملکرد خوبی داشتیم. کمتر کسی باور می‌کرد فولاد اینقدر نتایج خوبی بگیرد.

پس از اینکه سر شما را شکستند، آیا تصمیم نگرفتید فولاد را ترک کنید؟

به هیچ وجه. آن اتفاق باعث شد مصمم‌تر شوم. خیلی‌ها از جمله خانواده‌ام تحت تاثیر آن صحنه قرار گرفتند و در صحبت با من می گفتند دیگر به فعالیتم در این تیم ادامه ندهم. مشکل کار ما وقتی از خانه دور می‌شویم این است که دوست نداریم خانواده‌مان با سختی‌هایی که با آن مواجه هستیم، روبرو شوند اما متاسفانه این صحنه را همه دیدند. از همان لحظه سعی کردم مصمم‌تر شوم. همان موقع می‌توانستم به بیمارستان بروم و سرم را بخیه بزنم اما احساس کردم باید به یکدیگر روحیه بدهیم و تا آخر کنار تیمم ایستادم که در پایان هم دیدید در دقیقه ۹۰ گل تساوی را زدیم. در فوتبال از این قبیل اتفاقات برایم زیاد افتاده و خدا خیلی از جاها کمک کرده است. باید به این موضوع اعتقاد داشته باشیم. وقتی در یک اتاق دربسته تنها هستیم تنها ناظر خداست. با وجود اینکه خانواده‌ام خیلی ناراحت و نگران شده بودند اما آن اتفاق باعث شد شرایط تیم‌مان بهتر شود. آن اتفاق برایم بسیار مثبت بود و در خوزستان هنوز هم وقتی مردم من را می‌بینند به نوعی اظهار شرمندگی می‌کنند و از آن حرکت ناراحت هستند. در کل فکر می‌کنم این برایم یک توفیق بود.

پس از دستگیری شخص ضارب شما هم اعلام کردید از آن فرد گذشتید.

اصلا به اتفاقات بعدی توجهی نداشتم و از آن فرد گذشتم.

خودتان فکر می‌کردید فولاد به قدری خوب عمل کند که یکی از مدعیان قهرمانی و کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا شود؟

مطمئنا چنین تفکری نداشتم اگر بخواهم بگویم بله مطمئنا غلو کردم و دروغ گفتم. همانطور که می‌دانید از دروغ بدم می‌آید حتی از دروغ مصلحتی نیز دوری می کنم. پس از شروع مسابقات هر چه جلوتر رفتیم این تفکرات برایمان ایجاد شد که می‌توانیم کارهای بزرگی انجام دهیم. در اهداف و برنامه‌های خودم پیش‌بینی چنین اتفاقی را نداشتم. می‌خواستم یک تجربه خارج از استان داشته باشم و پیش‌بینی‌ام این بود که موقعیت فولاد نسبت به سال قبل ۴-۵ پله بالاتر باشد. می‌دانید که فولاد سال قبل نتایج چندان خوبی نگرفته بود و توقعات از این تیم بسیار کم بود. اگر تیم را بالاتر می‌آوردیم مطمئنا پیشرفت کرده بودیم. در زمانی که بازی هم می‌کردم اعتقاد داشتم باید دائم پیشرفت کنم. انسان برای پیشرفت تلاش می‌کند و پس از حصول آن لذت می‌برد. می‌دانستم نفتی که سال قبل در رتبه پنجم حضور داشته را رها کردم. فکر می‌کردم کاری که باید انجام می‌دادم را در آنجا کرده بودم. تلاش من برای سال سوم در آنجا نتیجه‌ای بیشتر از این را حاصل نمی‌کرد و در نتیجه تصمیم گرفتم در مکان دیگری حضور یابم تا برای حصول پیشرفتی تلاش کنم. پیش‌بینی من افزایش ۴ - ۵ پله‌ای بود اما اینکه در کورس قرار بگیریم را در ادامه فصل در اهدافمان شکل گرفت. از مشکلات داوری بیشترین ضرر را کردیم و اگر از این مسئله متضرر نمی‌شدیم مطمئن هستم که می‌توانستیم نایب قهرمان شویم. تیم را برای قهرمانی نبسته بودیم و بازیکنان ذخیره ما نسبت به نفرات ثابت تفاوت محسوسی داشتند. اگر یک بازیکن ما مصدوم می‌شد دچار مشکل می‌شدیم اما توانستیم این کار بزرگ را انجام دهیم. هیچ وقت فراموش نمی‌کنم بازیکنان فولاد در روزهای گرم تابستان و زبان روزه در شرایطی که گرد و غبار محسوسی در هوا دیده می‌شد در آن شرایط سخت تمرین می‌کردند. تمامی این زحمات در نهایت باعث شد به این نتیجه دست پیدا کنیم.

نگران این نبودید که در صورت عدم کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا با توجه به نتیجه‌گیرا بودن فوتبال ایران شما را ناموفق قلمداد کند؟

قبلا هم گفتم مردم خوب و بد را بسیار خوب تشخیص می‌دهند. فکر می‌کنم کاری که امسال در فولاد انجام دادیم خاطره‌ای خوب در اذهان باقی گذاشت. افراد ورزشی همه از فولاد حرف می‌زنند و عملکرد این تیم را تحسین می‌کنند. به جرات می‌توانم بگویم بازی‌های بسیار خوبی را امسال به نمایش گذاشتیم که پس از برخی مسابقات خیلی‌ها با ما تماس گرفتند و می‌گفتند حق شما شکست نبوده است. در مقابل تیم‌های اول، دوم، سوم، نفت تهران و پرسپولیس به پیروزی رسیدیم. مردم به چشم خود دیدند که یک تیم بی‌ادعا، جوان و بی‌حاشیه به فوتبال آمده و بازی‌هایی ارائه می‌کند که همه از دیدن آن لذت می برند. حالا که کار به این جا رسیده قسمت است و اگر نیز نمی گرفتیم چیزی از ارزش بازیکنان ما کم نمی شد. چرا که آنها تلاش خود را کرده‌ بودند. شاید این مسئله باعث افسوس شود اما چیزی از ارزش بازیکنان کم نمی‌شود. از فاصله افتادن‌های لیگ همیشه ضربه خوردیم. در بازی با نفت آبادان خیلی ساده شکست خوردیم. در بازی با ذوب‌آهن، ‌تراکتورسازی و استقلال از داوری متضرر شدیم.

در این فصل چند باری به چینش داوران و سپرده شدن قضاوت دیدارهایتان به شدت اعتراض داشتید؟

دوست دارم در چیدمان داوری دقت بیشتری صورت بگیرد. ما تصمیم‌گیرنده نیستیم و وقتی تصمیمی اتخاذ می‌شود نمی‌توانیم آن را تغییر دهیم. همانطور که داوران نمی‌توانند در کار ما دخالت کنند ما نیز نمی‌توانیم در کار آنها دخالت کنیم. اگر داوری قضاوت خوبی انجام دهد به وظیفه خود عمل کرده است. همه ما اشتباه داریم اما برخی اوقات نمی‌خواهیم اشتباهات را بپذیریم. علت این مسئله هم بافت غلطی است که در ورزش ما وجود دارد. اتفاقات ناپاکی که در فوتبال می‌افتد را مشاهده می‌کنیم. در لیگ یک اکنون وضعیت بدی وجود دارد و امیدوارم این مسائل اصلا درست نباشد و وجود نداشته باشد. امیدوارم این اتفاقات به طور کامل ریشه‌کن شود.به هر حال وقتی قرار است یک تیم داوری وظیفه قضاوت یک دیدار را پیدا کند، باید با دقت این کار صورت بگیرد. وقتی مسابقه ما با ذوب‌آهن با آن شرایط که محرز شد داور و کمک داور اشتباه کردند و ما سه امتیاز را از دست دادیم انتظار نداشتیم به سرعت همان داور را برای قضاوت دیدار ما با داماش بگذارند و دوباره با مرتکب شدن اشتباهاتی نتیجه بازی را از دست بدهیم. اگر در آن هفته داوری دیگری را برای ما انتخاب می‌کردند، چه اتفاقی می‌افتاد. زمانی که چنین مشکلاتی به وجود می‌آید این مسائل در ذهن بازیکنان هک می‌شود.

نسبت به انتخاب محسن ترکی نیز در بازی با استقلال معترض بودید؟

مسئله بعدی انتخاب محسن ترکی برای قضاوت دیدارمان مقابل استقلال بود. داوران را به خوبی می‌شناسیم. داور باید یک روانشناس باشد و مثل من مربی که باید بدانم با بازیکنان در چه زمان چه برخوردهایی داشته باشم داوران نیز باید از این مسئله آگاه باشند. برخی از داوران ما رفتار بسیار خوبی دارند و باعث می‌شوند که بازیکن آرامش پیدا کند. داور همانطور که یک مربی باید روانشناس باشد او نیز باید چنین خصوصیتی را داشته باشد تا با بازیکنان برخورد مناسبی انجام دهد. بعضی از داوران ما لحن صحبت کردنشان مناسب نیست و باعث می‌شوند وقتی یک موضوع را با لحن بدی به بازیکنی می‌گویند برایشان ذهنیت‌ساز شود. گاهی یک لبخند داور خیلی از مشکلات را حل می‌کند اما داوری که در تمامی بازی‌هایش برخورد مناسبی ندارد این موضوع در ذهن بازیکن باقی می‌ماند. قضاوت‌های محسن ترکی احساس می‌کنم با بسیاری از داوران دیگر متفاوت است. داوران به لحاظ شخص حقیقی برای من قابل احترام هستند چرا که با کمترین مبلغ وظیفه خود را انجام می‌دهند حتی اگر آنها بیشتر پول را هم دریافت کنند ارزش این را ندارد که گاهی اوقات در ورزشگاه‌ها به خانواده آنها بی‌احترامی کنند. این موضوع قیمت ندارد.

به همین خاطر است که هیچ وقت به داوران اعتراض نمی کنید؟

به تیمم همیشه گفتم که با داور کاری نداشته باشند و در بدترین شرایط به عنوان یک وظیفه به داور اعتراض نکنند. اما در این بخش انتظار توجه بیشتری داریم. باید چیدمان داوری به شکلی باشد که به همه جوانب نگاه شود، مربی نیستم که با جار و جنجال و این نوع کارها که اصلاً اعتقادی به آن ندارم دنبال کسب نتیجه باشم. مربی‌ای هستم که به اصولی مثل انضباط احترام و ... اعتقاد دارم. توقعم این است که چیدمان داوران با دقت انجام شود. می‌دانم داورها نسبت به من چه تفکری دارند اما ما نماینده یک استان هستیم که در حال متضرر شدن بودیم. وقتی استانی در حال متضرر شدن است من باید زبان استانم شوم و صدای آنها را به گوش مسئولان برسانم. چرا عسگری برای این بازی مهمتر از فینال جام حذفی که یک تیم با پیروزی قهرمان می‌شود و تیم دیگر با شکست سهمیه آسیا را از دست می‌دهد محسن ترکی را پس از سه ماه برای قضاوت مسابقه انتخاب می‌کنند. این مسئله برای بازیکن من ذهنیت به وجود می‌آورد به همین دلیل وقتی چنین صحنه پنالتی به وجود می‌آید که کارشناسان اعلام می‌کنند داور اشتباه کرده است، دیگر کسی نمی‌تواند پاسخگو باشد.

خیلی از این موضوع ناراحت هستید؟

شما می‌دانید در فوتبال گل اول را خوردن چقدر بد است تیمی که گل اول را می‌زند روحیه، اعتماد به نفس، انگیزه و تمرکز پیدا می‌کند. آن وقت سه کارت هم به بازیکنان معترض ما داده می‌شود. بازیکنی که اخطار می‌گیرد دیگر جرأت بازی کردن ندارد و می‌ترسد اتفاقی نیافتد تا کارت دوم را دریافت کند. سؤال من این است که آیا ما در این کشور به جز ترکی چهار داور نداشتیم که برای ۴ مسابقه آلومینیوم و تراکتورسازی، استقلال و فولاد، پرسپولیس و سپاهان و دیدار نفت آبادان و ذوب‌آهن بگذاریم؟ تا الآن که ترکی نبود چه کسی داوری می‌کرد؟ زمانی که به من گفتند ترکی داور است این موضوع را در جمع اعلام نکردم اما به ابن قاسم گفتم این تصمیم اشتباه است. منظورم این نیست که ترکی را گذاشتند تا استقلال قهرمان شود اما تصمیم برای سپرده شدن ترکی که سه ماه از داوری دور بوده است اشتباه است. مسئولان داوری با این تجربه چرا چنین تصمیمی گرفته‌اند اگر ترکی در این دو مسابقه پایانی لیگ برتر قضاوت نمی‌کرد چه اتفاقی می‌افتاد آن وقت چرا برای این مسابقه مهم که اشتباه داور کسب سهمیه را از یک تیم و شانس قهرمانی را از تیم دیگری می‌گیرد انتخاب می‌کنیم. سؤال ما اینجاست وقتی من به عنوان مربی چنین موضوعی را عیب می‌دانم، بازیکنی که جوان است و احساسات زیادی دارد چطور می‌تواند خودش را کنترل کند.

آیا سال بعد در فولاد می‌مانید؟

فعلاً در این مورد صحبتی نمی‌کنم و قصد دارم به دلیل فشارهای زیادی که تحمل کردم مدتی را استراحت کنم. خواهش می‌کنم دیگر در این مورد سؤال نکنید و سؤال بعدی را بپرسید.

تیم‌های زیادی خواهان حضور شما به عنوان سرمربی است و پرسپولیس به عنوان یکی از گزینه‌های اصلی نام برده می‌شود، آیا علاقه‌مند به حضور در تیم‌هایی مثل پرسپولیس و سپاهان هستید؟‌

هیچ صحبتی به طور جدی با من نشده است، البته ۳ باشگاه به صورت مستقیم پیشنهاد دادند و ۳ باشگاه دیگر نیز به صورت غیرمستقیم نیز با من مذاکره کردند. در حال حاضر به این موضوع فکر نکردم و جوابی نیز به هیچکدام از باشگاه‌ها ندادم.

قرار بود پس از پایان بازی‌ها به فولاد برنامه بدهید، این کار را انجام دادید؟

برنامه یعنی چی؟ واقعاً اینکه می‌گویند مربیان برنامه می‌دهند منظورشان چه چیزی است؟

شاید منظورشان رقم قرارداد است.

(باخنده) گاهی می‌شنوم می‌گویند فلان مربی برنامه خود را به باشگاه ارائه داده است، منظور از این برنامه چه چیزی است، ما دائم برنامه‌های خود را به باشگاه ارائه می‌کنیم این مسائل تنها در ایران مطرح می شود و صحبت‌هایی است که به آنها اعتقادی ندارم. برخی به من می‌گویند فلان مربی به یک باشگاه برنامه داده و حتماً او را می‌خواهند اما من می‌گویم به این حرفها گوش نکنید. برنامه دادن و برنامه گرفتن معنایش خواستن و نخواستن نیست. این را برخی از مدیرانی که می‌خواهند بگویند ما کار را بلد هستیم بیان می‌کنند آیا در دنیا چنین چیزی مرسوم است؟ گواردیولا که به بایرمونیخ رفت آیا از او برنامه خواستند؟ یا اینکه باشگاه بایرمونیخ خواستار حضور گواردیولا در این تیم بود؟ برنامه دادن یعنی اینکه ۴۵ روز تا شروع مسابقات باقی مانده و تیم‌ها برای فراهم کردن شرایط تمرینشان برنامه خود را به باشگاه می‌دهند. بحث ما همین است که بسیاری از مشکلات و معضلات فوتبال ایران مدیران غیرفوتبالی هستند که چنین موضوعاتی را بیان می‌کنند.

آخرین موفقیت تیم ملی ایران حضور در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان که شما به عنوان مربی در آن حضور داشتید، بود دلیل افول فوتبال ایران را به عنوان کسی که سابقه حضور در تیم ملی را به عنوان بازیکن مربی دارد چه می‌دانید؟

عدم تخصص مهمترین دلیل بود. آدم های غیر ورزشی که بیشتر با سیاست سروکار داشتند آمدند جای افراد ورزشی را گرفتند به خاطر همین مسئله فوتبال ما بازگشت به عقب داشت. تصمیمات غلطی که در همه زمینه‌ها گرفته شد ما را به این روز انداخت. افراد تصمیم‌گیرنده بیشتر برای حفظ موقعیت و اعتبار خودشان تصمیم‌گیری می‌کردند که از فوتبال برای خود جایگاه و پرتاب سکو درست کنند. متأسفانه افراد ورزشی هم جای خود را به افراد سیاسی می‌دهند نه فردی که ورزشی است می‌تواند در سیاست موفق باشد و نه فرد سیاسی می‌تواند برای ورزش مؤثر باشد. چرا محمد دادکان وارد سیاست نمی‌شود؟ مگر دادکان نمی‌تواند به سیاست ورود کند؟ از این فرد موجه‌تر وجود ندارد و به راحتی توانایی انجام این کار را دارد. دادکان ورزشی بوده و در این کار هنر دارد که متأسفانه این موضوع را هم از او گرفتند و باعث شدند او از فوتبال دور شود. همین تصمیمات فوتبال ما را به اینجا رساند.

چه راهی را برای خروج از این شرایط پیشنهاد می‌کنید؟

در ورزش ایران به خصوص فوتبال نیاز به یک انقلاب و رنسانس داریم اگر این انقلاب را به وجود نیاوریم به هیچ وجه پیشرفت نخواهیم کرد. افراد فوتبالی باید در رأس کار قرار بگیرند تا از این شرایط خارج شویم.

فکر می‌کنید تیم ملی ایران بتواند مجوز حضور در جام جهانی را پیدا کند؟ چه راهی را برای موفقیت در این مرحله پیشنهاد می‌کنید؟

برای پیشنهاد دادن دیگر دیر شده است. شانسمان برای صعود به مرحله بعد کم است. البته تجربه نشان داده تیم‌های ایرانی در شرایط بحرانی نتایج بهتری می‌گیرند و می‌توانند کارهای بزرگ انجام دهند. متأسفانه اکنون فضا مناسب نیست و باید ابتدا فضا را آماده کنیم باید از این شرایط پرتشنج و استرس‌زا دوری کنیم. نیاز به کمک همه است هر کسی به سهم خودش وظایفش را انجام دهد می‌توانیم موفق شویم. فدراسیون فوتبال تصمیمات و کوتاهی‌هایی کرده که الآن نگرانی‌ها زیاد شده باید بپذیریم که همه مشکلات بر عهده کادر فنی نیست و نباید منتظر شکست باشیم تا انگشت اتهام را به سوی کادر فنی نشانه برویم. واقعیت این است که اکنون باید یک عزم ملی ایجاد شود تا از آخرین فرصت‌هایمان بهره ببریم. بازیکنان ما اگر در بخش روحی رویشان کار شود می‌توانند به موفقیت برسند. اگر آن اتفاقی که قبل از دیدار مقابل کره افتاد و همه به حمایت از تیم ملی پرداختند می‌توانیم به موفقیت برسیم در غیر این صورت نمی‌توانیم به مرحله بعد برویم. اگر مقابل کره و قطر به موفقیت برسیم راه صعودمان هموار می‌شود. قطری‌ها سابقه وحشتانکی در این مسائل دارند و امکانات زیادی را برای تیمشان در این مقطع فراهم می‌کنند.

در کل عملکرد کی‌روش و مربیان پرتغالی در ایران قابل دفاع است؟

اگر بخواهیم عملکرد مربیان را بر حسب کشورشان مثل پرتغالی یا کراوات‌ بودن بررسی کنیم این به ما کمک نمی‌کند. هر مربی سبک کاری خودش را دارد و به روش خود عمل می‌کند. اما چیزی که در موفقیت هر مربی خارجی تأثیرگذار است میزان شناختی است آنها از فرهنگ و شرایط کشوری که در آن حضور دارد پیدا کند. دنیزلی را مربی موفقی در فوتبال ایران می‌دانم او این موفقیت را با توجه به شناخت خوبی که از فرهنگ ایران پیدا کرد به دست آورد. بعضی‌ها می‌خواهند اَدا در بیاورند و شو ایجاد کنند اما نمی‌توانند فرهنگ و شخصیت بازیکنان ایرانی را بشناسند. هدف آنها کسب درآمد است. البته هر مربی بیشتر برای کسب درآمد فعالیت می‌کند اما باید شناخت خوبی از فرهنگ کشوری که در آن فعالیت می‌کند پیدا کند. دنیزلی و برانکو این کار را خوب انجام دادند. کرانچار مربی موفقی در فوتبال ایران بود چرا که شخصیت بسیار بزرگ و خوبی داشت خیلی از مربی‌ها مثل برخی مربیان کراوات، پرتغالی، برزیلی، انگلیسی، ایتالیایی و ... موفق نمی‌شوند چون که فرهنگ کشور را نمی‌توانند درک کنند.

این روزها خیلی از افراد در مورد خداحافظی مهدوی‌کیا و کریمی صحبت می‌کنند شما در ارتباط با این مسئله به عنوان کسی که سال‌ها مربی این دو بازیکن بوده است چه نظری دارید؟

صحبت‌های رویانیان را گوش می‌کردم و دیدم ایشان در این ارتباط صبحت‌های بسیار خوبی را مطرح می‌کند از این موضوع بسیار خوشحال شدم. صحبت‌های رویانیان خیلی صادقانه و شفاف بود. وحید هاشمیان وقتی می‌خواست خداحافظی کند با من صحبت کرد این موضوع را برای اولین بار است که مطرح می‌کنم هاشمیان از شرایطی که در آن قرار داشت، خوشحال نبود. او با یک دیدگاه بسیار خوب و روشنی به ایران آمد تا سال های پایانی فوتبال خود را در کشورش انجام دهد. وحید شخصیتی قابل احترام از لحاظ اخلاقی و فنی است. کمتر کسی سابقه هاشمیان را در فوتبال اروپا دارد. او به من لطف دارد، وحید بچه محل و شاگرد من بوده است. وقتی در مورد خداحافظی از من مشورت گرفت برایش مهم بود که من چه چیزی را بیان می‌کنم. به او گفتم بهترین تصمیم را گرفته‌ای چرا که اگر یک سال زودتر از فوتبال خداحافظی کنی بهتر از این است که یک سال دیرتر خداحافظی کنی و لطمه به سابقه ورزشی ات وارد شود. وحید بازیکن خوش فکری است او می‌توانست از من هم سؤال نپرسد اما من وظیفه داشتم چیزی که در نظرم وجود دارد را برایش بیان کنم وقتی این موضوع را به او گفتم تصمیمش را گرفت، به آلمان سفر کرد و در سایت خود خبر خداحافظی‌اش را رسانه‌ای کرد. این یک خداحافظی است یک خداحافظی هم متأسفانه می‌شود اتفاقی که برای مهدوی‌کیا افتاد. صحبت‌های زیادی برای مراسم مهدوی‌کیا انجام شد در مورد یک بازیکن خوشنام و با شخصیت باید بسیار خوب عمل کنیم که متاسفانه این طور نشد.

خداحافظی مهدوی کیا به اعتقاد همه غریبانه بود؟

تمام این اتفاقاتی که افتاد به ضرر مهدوی‌کیا شد. بازیکن خوشنام و باشخصیت باید در مورد او بسیار خوب عمل کرد. کسانی که وارد فوتبال شدند و از این ورزش همه چیز می‌خواهند نمی‌توانند در این امور عملکرد خوبی داشته باشند. عده‌ای نیز هستند که فوتبال همه چیزشان را گرفت مادر، زندگی، جوانی، آبرو و عمر خیلی‌ها را فوتبال گرفت. افرادی که هر چه داشتند پای فوتبال گذاشتند. نباید برای فوتبالی‌ها چنین مشکلاتی ایجاد شود. افرادی که وارد فوتبال شدند و برای این رشته تصمیم می‌گیرند باعث می‌شوند چنین اتفاقاتی بیفتد. علی دایی، کریم باقری و ... نیز خداحافظی نکردند. نباید یک مسئله خداحافظی اینقدر بزرگ شود اما متاسفانه پرداختن زیاد به این موضوع باعث شد بیشترین ضربه را پرسپولیس و مهدی دریافت کنند. تعجب می‌کردم چرا پرسپولیسی‌ها قبل از فینال جام حذفی می‌گفتند می‌خواهیم جام را به مهدوی‌کیا بدهیم و به نوعی از قهرمانی خود مطمئن بودند چرا بیان می‌کردند جام را به روح مادر مهدوی‌کیا تقدیم خواهند کرد. همین مسائل باعث شد به این نتیجه برسم که سپاهان موفق خواهد شد. آنها در فضای حرفه‌ای خود در سکوت و آرامش به دنبال نتیجه بودند و هدف‌شان را دنبال می‌کردند. شاهد بودم که مهدوی‌کیا و کریمی چقدر برای شادی دل مردم زحمت می‌کشیدند. باید در رابطه با خداحافظی این افراد بیشتر از این فکر می‌کردند. متاسفانه اول صحبت کردند و پس از آن به صحبت‌هایی که بیان شد فکر کردند. اول می‌گفتند ۵ دقیقه مهدوی‌کیا بازی می‌کند اصلا کدام قانون اجازه چنین کاری را می‌دهد. به عنوان یک مسئول حرفی را بیان می‌کنید و بعد نمی‌توانید به آن عمل کنید. همه چیز به ضرر مهدی تمام شد. این اتفاق بدعت بدی برای نسل‌های آینده بود که اگر یک روز قصد خداحافظی داشتند باید حواسشان را حسابی جمع کنند. باید مثل وحید هاشمیان اجازه ندهند چنین اتفاقاتی بیفتد اما متاسفانه در مورد خداحافظی مهدی هر کسی به خودش اجازه داد صحبت کند و در پایان نتیجه‌اش این اتفاق شد.

اگر فردی مثل محمد دادکان رئیس فدراسیون فوتبال بود مطمئنا چنین اتفاقی نمی‌افتاد. شاهد بودم او چقدر حواسش به پیشکسوتان فوتبال بود. دلیل این مسئله این است که خود او فوتبالی است و این شرایط را پیش از این تجربه کرده بودم. انسان ابتدا یک موضوع را جمع‌بندی می‌کند و سپس آن را باز می‌کند اما ما همه چیز را باز می‌کنیم و پس از آن می‌خواهیم آن را جمع کنیم که این کار شدنی نیست.

در مورد ۱۸ یا ۱۶ تیمی شدن لیگ چه نظری دارید؟

نظر من ۱۶ تیمی شدن لیگ است. برخی از دوستان مخالف نظر من هستند و شاید ناراحت بشوند. هر کدام از ما دلایل خاص خودمان را داریم. پتانسیل فوتبال ما حتی برای ۲۰ تیمی شدن هم وجود دارد. اینکه چرا برخی مخالف ۱۸ تیمی شدن هستند دلیل آن این است که برخی مشکلات را به خوبی لمس می‌کنند. در شرایط عادی که تیم ملی اولویت اول فوتبال کشور است با ۱۸ تیم در برنامه‌ریزی به مشکل می‌خوریم. در فوتبال‌مان می‌بینیم تعدادی از افراد بازی می‌کنند اما نقش سیاهی لشکر را دارند. چرا که در تمامی اوقات روی سکو حضور دارند و فقط از فوتبال پول آن را دریافت می‌کنند. وقتی چنین افرادی در تیم‌های لیگ برتری حضور پیدا می‌کنند نمی‌توانند کیفیت خوبی به فوتبال کشور بدهند برای بالا رفتن سطح کیفی مسابقات باید لیگ را ۱۶ تیمی کنیم و به دلایل دیگری نیز اعتقاد داریم ۱۶ تیمی شدن به نفع ماست. حالا شاید برخی دوستان به دلیل اینکه در صورت ۱۸ تیمی شدن شرایط شغلی برای مربیان و بازیکنان فراهم‌تر باشد اعتقاد به ۱۸ تیمی بودن داشته باشند. اما در آن صورت مشکل برنامه‌ریزی مسابقات، عدم وجود امکانات و کیفیت پایین بازی‌ها به وجود می‌آید. بازیکنان فوتبال ایران شرایط بازی در هر ۳-۴ روز یکبار را ندارند. بازیکنان ما حرفه‌ای نیستند و فقط اسم حرفه‌ای بودن را یدک می‌کشند. وقتی آنها نمی‌توانند ریکاوری خوبی داشته باشند کیفیت‌شان پایین می‌آید. شما دیدید که این مسئله در لیگ قهرمانان آسیا برای سپاهان و تراکتورسازی مشکل ایجاد کرد و باعث حذف آنها شد. در مقابل کشورهای خلیج فارس که تیم‌های کمتری دارند، عملکردشان بهتر است.

وی صحبت پایانی.

امیدوارم همه این صحبت‌ها تاثیر خوبی روی افرادی که در فوتبال هستند، داشته باشد و افرادی که به درستی و غلط در فوتبال حضور دارند امیدوارم این صحبت‌ها رویشان تاثیر مثبتی داشته باشد. نباید فقط به فکر رسیدن به اهداف خودمان باشیم و باید منفعت فوتبال را در نظر بگیریم. امیدوارم برداشت‌های مفیدی از صحبت‌های من شود. فوتبال نیاز به حضور تمامی بخش‌ها دارد. بازیکن، مربی،‌ مدیر، ‌هوادار، داوران، ‌کارشناسان و از همه مهمتر رسانه‌ها به صورت زنجیروار با هم ارتباط دارند. اگر فردی می‌داند بدون تخصص به عنوان مدیر وارد فوتبال شده است، یا اینکه با اجبار و تکلیف به فوتبال ورود داشته است در کنار خود از افرادی استفاده کنند که زحمت فوتبال را کشیده‌اند تا بتوانند از تفکر آنها استفاده کنند. نباید افرادی را درکنار خود بیاورند که فوتبالی نباشند. به فولاد و سپاهان می توانند به عنوان یک الگوی ساختاری و مدیریتی در فوتبال نگاه کنند تا ببینید این تیم‌ها به چه شکلی در فوتبال حرکت می‌کنند. می‌توانند مدیران در کنار خود از پیشکسوتان استفاده کنند. البته در استفاده از پیشکسوتان نباید شور شور و یا بی‌نمک بی‌نمک عمل کنند. نه اینکه یک مدیر یک جا هیچ پیشکسوتی کنارش نباشد و نه اینکه یک مدیر درجایی آنقدر شلوغ کند و پیشکسوتان را دور خود جمع کند که دعوا به وجود بیاید.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391