برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

یورگن کلوپ، ستاره جدید اروپا؛ مرد ژولیده‌ای که پایان‌نامه‌اش درباره راه رفتن بود!

شنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۴ — گل

با آن طرز لباس پوشیدنش که شبیه بچه‌درس‌خوان‌هاست و با آن ژست منطقی‌اش از آن افرادی نیست که بخواهید ستاره پاپ بخوانیدش.

یورگن کلوپ

اما آهنگی هست که بارون فون بورسیگ ساخته به نام «کلوپو، ستاره پاپ». این آهنگ با بیس کوبنده‌اش و با ترانه‌ای که خواننده فریادشان می‌زند پر است از سروصدای طرفداران جایگاه جنوبی ورزشگاه دورتموند. آهنگ در ستایش بسیار فردی است که موفقیت را به دورتموند بازگرداند.

تردیدی نبود که بسیاری پس از پیروزی چهار بر یک دورتموند مقابل رئال مادرید این آهنگ تکنو را شنیدند. این برد برتری بوندس‌لیگا در اروپا را نشان داد. اگر کلوپ قبلا ستاره پاپ نبود حالا دیگر قطعا شده است.

تنها ۲۴ ساعت پس از آن که بایرن مونیخ با پیروزی چهار بر صفر مقابل بارسلونا نشان داد شاید پایان دوران طلایی این باشگاه رسیده باشد، دورتموند، تیم دوم آلمان با فاصله ۲۰ امتیاز نشان داد که بسیار قدرتمندتر از تیم دوم اسپانیا است.

کلوپ با انقلاب تاکتیکی‌اش بروسیا دورتموند را یکی از مخوف‌ترین و جذاب‌ترین تیم‌های اروپا ساخت. اما ما از او چیز زیادی نمی‌دانیم.

جالب آن که تز دانشگاهی او این بود که نشان داد راه رفتن بهترین ورزش برای همه است. مشخص است که او بسیار به حرکت می‌اندیشد. رهیافت تاکتیکی کلوپ به شکل عجیبی سرراست است: ۱-۳-۲-۴ با تغییرات ریز، بسته به نقاط ضعف حریف. او با افرادی که به باشگاه آورد توانسته سبکی مبتنی بر شدت بالا و ضرباهنگ سریع بسازد که رئال مادرید را مانند برخی تیم‌های دیگر نابود ساخت.

دورتموند در آن بازی هرگز برای مدتی طولانی بدون توپ نمی‌ماند. آنها مرتبا بازیکنان رئال را تعقیب می‌کردند و دو نفری بر سر بازیکن صاحب توپ می‌ریختند و مجبورش می‌کردند اشتباه کند. ژوزه مورینیو ۱۰ دقیقه از بازی نگذشته بود که مجبور شده بود به کنار خط بیاید و از بازیکنان بخواهد سرعت بازی را کاهش دهند.

کلوپ از ماینس به دورتموند آمد؛ از تیمی که در لیگ ۳۳۸ بار برایشان بازی کرد و سپس به عنوان مربی برای اولین به دسته برتر آوردشان. او از دورتموند هم توانسته تیمی پیروز بسازد.

یکی از اولین کارهای او پس از ورود به وست‌فالن سامان‌دهی به خط دفاعی تیم بود که باعث شده بود آنها در سال گذشته در بوندس‌لیگا سیزدهم شوند. روبرت کوواچ و کریستین وورنز، دو بازیکن کهنه‌کار از این تیم جدا شدند. آنها روی هم ۶۹ سال داشتند. نون سوبوتیچ، نوجوان ماینس و متس هوملس، دیگر بازیکن جوان به دورتموند آمدند.

اعتقاد کلوپ به جوانان باعث شد لوکاژ پیشچک، ماریو گوتزه، سون بندر، ایلکای گون‌دوغان و دیگران فرصت آن را بیابند که بدرخشند و قدیمی‌ها را کنار بزنند.

بندر توانسته توپ‌ربای قدرتمندی در مقابل خط دفاعی باشد. منچستریونایتد و دیگر تیم‌ها او را می‌خواهند. گون‌دوغان هم بازیکنی است نسبتا ناشناخته.

گوتزه که تابستان به بایرن می‌رود، و مارکو روییس اغلب کنار هم کار می‌کنند تا به مدافعان کناری تیم‌های مقابل فشار بیاورند. روبرت لواندوفسکی که چهار گل زد و ۳۵ گل در ۴۳ دیدار در این فصل زده هم در حال حاضر جذاب‌ترین هدف برای تیم‌هایی است که دنبال مهاجم هستند.

کلوپ پارسال در گفتگویی گفت: «جاهایی هست که باید در آنها به روش خاصی فوتبال بازی کنید. نمی‌توانید از این راضی باشید که عقب بنشینید و توپ را بی‌هدف به جلو بفرستید. دورتموند یکی از آن جاهاست. ما می‌خواهیم فوتبالی بازی کنیم که مردم به یادشان بماند.»

او یک بار دیگر هم گفته بود: «بردن یک بازی با نمایشی ضعیف همیشه بهتر از باخت با بازی عالی نیست. چون پیروزی حس کاذب و اشتباهی از موفقیت به انسان می‌دهد.»

کلوپ در دورتموند مرتبا رو به جلو حرکت کرده است. او تیم را از رده نازل سیزدهم در دو فصل بعد به رتبه‌های ششم و پنجم رساند. سپس در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ دو قهرمانی به دست آورد. آنها در دومین فصل قهرمانی به رکورد بی‌سابقه ۲۸ بازی بدون شکست رسید.

کلوپ ۴۵ سال دارد. یعنی تنها کمی بیشتر از سن بازنشستگی بازیکنان. روش او این بوده که همیشه دوست بازیکنانش باشد نه این که چهره پدرانه داشته باشد. او کاریزماتیک است، شوخ‌طبع و البته پیش بازیکنان قرار می‌گیرد. تعجبی ندارد که دورتموند چنین روحیه‌ فوق‌العاده‌ای داشته باشد.

کلوپ که اهل اشتوتگارت است تمام دوران بازی را در ماینس گذراند؛ تیمی نه‌چندان به‌یادماندنی از راین‌لند. او در ابتدا مهاجم بود و سپس مدافع شد. ماینس همیشه در دسته‌های پایین‌تر فوتبال آلمان روزگار می‌گذراند. اما اوضاع از زمانی عوض شد که کلوپ پس از بازنشستگی در سال ۲۰۰۱ مربی تیم شد. او پس از این که تیم را چند بار به آستانه صعود رساند آنها را در سال ۲۰۰۴ برای اولین بار به بوندس‌لیگا ۱ آورد و سه فصل نگاهشان داشت.

ماینس در فصل ۰۷-۲۰۰۶ سقوط کرد و کلوپ پس از آن که نتوانست آنها را در فصل بعد به دسته برتر بازگرداند استعفا داد. اما او در آن زمان بیش از همه به دلیل این معروف بود که کارشناس شبکه ZDF بود و تحلیل‌های حرفه‌ای‌اش از بوندس‌لیگا بسیاری را طرفدارش ساخت.

جالب آن که او زمانی از ماینس جدا شد که سه باشگاه بزرگ آلمان، یعنی بروسیا، بایرن و هامبورگ به دنبال مربی جدید می‌گشتند.

بایرن یورگن کلینزمن را برگزید که نامی مشهور بود و ستاره‌ای بود در حد باشگاه اف‌سی هالیوود. می‌گویند هامبورگ هم به این دلیل مارتین یول را برگزید که در هنگام مصاحبه برخلاف کلوپ کت و شلوار به تن داشت! کلوپ گفت: «اگر مدیر بانک بودم با این تیپی که می‌زنم کسی به من اعتماد نمی‌کرد. اما من که مدیر بانک نیستم و در فوتبال کار می‌کنم.»

پس تنها دورتموند ماند. تیمی که پس از فتح لیگ قهرمانان در سال ۱۹۹۷ دورانی کابوس‌وار گذرانده بود. آنها بسیار خرج کرده بودند تا در سطح بالا بمانند و در آستانه ورشکستگی بودند.

وقتی کلوپ اولین حقوقش را از باشگاه گرفت فکر کرد مسئول پرداخت اشتباه کرده چون مبلغی که گرفته بود کمتر از دستمزدش در ماینس بود! اما آن دوران دیگر گذشته. کسی چه کار دارد کلوپ ژولیده و آشفته است. او روزگار خوب را به باشگاهی مشهور برگردانده.

از او پرسیدند آیا تغییر قدرتی در فوتبال اروپا صورت گرفته و او پاسخ داد: «به نظرم بهشت فوتبال در عمل بوندس‌لیگای آلمان است. ما رقابتی‌ترین و جذاب‌ترین لیگ اروپا را داریم.» چه کسی توان مخالفت با او را دارد؟

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391