برای عضویت در سایت نیاز به ثبت نام ندارید! کافیست در یکی از سرویسهای گوگل، فیسبوک یا یاهو عضو باشید و از گزینه ورود استفاده کنید. این روش در بسیاری از سایتهای بزرگ استفاده می‌گردد و شما را از بیادسپاری یک نام کاربری و رمز عبور دیگر بی‌نیاز می‌کند. این کار از طریق پروتکول امن OAUTH2 صورت می‌پذیرد. برای اطلاعات بیشتر، صفحه مربوطه در ویکی‌پدیا را بخوانید.

به بهانه آخرین حضور مورینیو روی نیمکت رئال، آدیوس مادرید

شنبه، ۱۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۰ — گل

بعد از قربانى کردن مورینیو اسم هایى مى شنویم که فصل اینده به رئال خواهند امد؛ اینها چیزى جز قربانیان جدید نیستند

ژوزه مورینیو

" این تقصیر خود من هستش. من اینقدر زیاد و زیاد بردم که انتظارات را از خودم زیاد کردم. تا جایى که زندگى کردن در کنار این انتظارات براى خودم هم سخت شده. اما رکورد امتیازات در لیگ مال من هستش و هیچ کس نمى تونه این رو انکار کنه. رئال ٢٠ سال در کوپا دل رى قهرمان نشده بود و ما بردیم. پس شاید کار آسونى نیست. این رو هم نمى تونید انکار کنید. همچنین ٣ سال پشت سر هم به نیمه نهایى لیگ قهرمانان اروپا رسیدیم که من رو راضى نمیکنه و من از تقریبا رسیدن به قهرمانى خوشحال نیستم. اما این هم آسون نیست".

در همین لحظه کاغذى از جیب خود در مى اورد و شروع به خواندن مى کند.

"جان توشاک، دى استفانو، آنتیک، بینهاکر، فلورو، آرسنیو، کاپلو، هاینکس، هیدینگ، دل بوسکه، کیروش، کاماچو، گارسیا رمون، لوپز کارو، لوگزامبورگو، کاپلو دوباره، خوانده راموس، شوستر و پیگرینى" ادامه مى دهد. " هجده مربى در ٢١ سال و فقط پنج نیمه نهایى. از طرف دیگه مورینیوِ بى مصرف تو سه سال، ٣ نیمه نهایى. ٣ نیمه نهایى در ٣ سال بعد از ٥ نیمه نهایى در ٢١ سال. دوباره تکرار مى کنم که تقریبا و نزدیک شدن به قهرمانى چیزى نیست که من مى خوام. اما امار نشون میده که اصلا آسون هم نیست".

اینها دفاع هاى غریزى بى دفاع ترین مرد این روزهاى مادرید است. مردى که دیگر دیوارى براى تکیه ندارد. تلویزیون، خبرگذارى ها، روزنامه‌ها و وب سایت‌ها در دست وطن پرستان اسپانیایست. آنهایى که به مانند ماهى هر ٢ ثانیه حافظه خود را به دست فراموشى مى سپارند. آنهایى که چشم دیدن سلطه یک پرتغالى خود شیفته را در قلب تپنده کشور خود، مادرید، ندارند. آنهایى که این روزها اگر در مورد رفتن فالکائو به موناکو هم مقاله مى نویسند، مورینیو را از نیش خود محروم نمى کنند.

روزى که او براى اولین بار در کنفرانس خبرى حاضر شد، انها حتى فکرش را هم نمى کردند که رئال مادرید با این همه دبدبه و کبکبه به صورت تمام و کمال توسط یک بیگانه اداره شود. ١٨ مربى در ٢١ سال؟ براى یک تیم به این بزرگى کمى زیاد به نظر مى رسد. به راستى اینها از دست چه کسى فرار کردند؟ به غیر از دل بوسکه ی هم وطن که با رئال ٤ بار به نیمه نهایى رسید، باقى گویى در قاره اى دیگر به کار مشغول بوده اند که اینگونه رئال اعتبار اروپایى خود را از دست رفته مى دید. پس کجاست این همه منم منم مادرید نشینان؟ آنهایى که امروز مورینیو را سیبل حملات سنگین خود کرده اند و او را قربانى سه سال بدون جام در اروپا مى دانند تا رئال مادرید را تبرئه کنند بد نیست این را هم بدانند که در بین سال هاى ١٩٥٥ تا ٦٠ که رئال پنج بار پشت سر هم قهرمان اروپا شد، پشت همه این قهرمانى‌ها یک نفر بود. یک اعجوبه به نام آلفردو دى استفانو. بازیکنى که اگر در ان سال‌ها در رئال بازى نمى کرد، الان این بارسلونا بود که پر افتخارترین تیم تاریخ نام داشت. چرا بارسا؟ به این دلیل که ابتدا مدیران بارسلونا بودند که با این بازیکن قرارداد بستند و در اقدامى تاریخى با دخالت سانتیاگو برنابئو رئیس باشگاه و قدرتى که از ژنرال فرانکو گرفته بود، با ساختن بندى من درآوردى در قوانین نقل و انتقالات قرارداد این بازیکن با بارسا را فاقد اعتبار دانستند و با عقد قرارداد جدید دى استفانو و موفقیت را با هم براى رئال خریدند که اگر به لطف آن ٥ قهرمانى در ابتداى پیدایش مسابقات اروپایى نبود، هم اکنون رئال مادرید نیز یک تیم متوسط اروپایى به حساب مى امد. تک محورى در آن دوران حرف اول را در فوتبال مى زد. و این اهمیت هاى افرادى چون دى استفانو را بیشتر مى کرد. آنهایى که امروز مورینیو را عامل ناکامى مى دانند بد نیست بدانند که این فلورنتینو پرس بود که دل بوسکه را با دو قهرمانى در اروپا با مربى خوش چهره تر به نام کارلوس کی روش عوض کرد تا در طول ٧ سال چیزى بیش از دو قهرمانى در لیگ نصیب رئال نشود. البته که چه سودهایى که از فروش پیراهن و آوردن بازیکنان نامى و افزایش بلیت‌ها و قرارداد هاى تلویزیونى نسیب پرس نشد. به راستى با کدام منطق مورینیو عامل ناکامى است وقتى که شش بار حذف شدن پشت سر هم در اولین مرحله حذفى رقابت هاى چمپیونز لیگ را با ٣ بار رسیدن به جمع چهار تیم برتر اروپا عوض مى کند؟

شاید به همین دلیل است که هنوز بعد از سال‌ها عدم موفقیت در اروپا، رئالى‌ها هنوز بر این عقیده هستند که موفقیت خریدنى است. آن‌ها هنوز فوتبال را بازى بازیکن محورى مى دانند. غافل از اینکه امروز این تیم است که موفقیت را براى یک باشگاه به ارمغان مى اورد. حتى اگر دورتموند باشید. فقط کافى است که تیم باشید. در این صورت موفقیت را مى شود لمس کرد.

هو کردن مورینیو در سانتیاگو برنابئو چیزى را حل نمى کند. پاک کردن صورت مسئله فقط به مادرید ضربه مى زند. انهایى که براى خرید بازیکن در مراسم معارفه او انچنان با شوق و ذوق ورزشگاه ٨٠٠٠٠ هزار نفرى را پر مى کنند و خوشحالى مى کنند که گویى دهمین جام اروپایى خود را برده اند اما اگر رئال در شهر مادرید در ورزشگاهى به غیر از سانتیاگو برنابئو بازى کند، حتى ١٠٠٠ صندلى مهمان را هم پر نمى کنند. انهایى که بلد نیستند برنابئو را به جهنمى براى حریفان تبدیل کنند. انها سهم بزرگى در از دست دادن اعتبار مادرید در اروپا دارند. نه مورینیو!

رئال قبل از او هم همیشه ولخرجى مى کرد، اما با تمامى این خرج‌ها عبور از مرحله ١/١٦ شده بود آرزو و تیم معمولى لیون فرانسه کابوس هواداران رئال. رئال مادرید از سال ٢٠٠٣ و بعد از خروج دل بوسکه، فقط دو بار موفق به قهرمانى در لیگ شده بود. ان موقع هم مورینیو مقصر بود؟ شواهد چیز دیگرى مى گوید.

در حالى بت رئال مادرید ایکر کاسیاس تبدیل به پتکى بزرگ بر سر مورینیو شده است که در تمامى این سال‌ها حتى یک بار هم روى نیمکت ننشست.

از سوى دیگر با ورود مورینیو اکثر رکورد هاى بهترین باشگاه قرن شکسته شد. بیشترین امتیازات کسب شده در تاریخ لیگ، بیشترین برد خارج از خانه، بهترین درصد پیروزى در تاریخ رئال( به جز پیگرینى که تنها یک فصل روى نیمکت تیم نشست) با ٧٢ درصد، بیشترین گل زده در تاریخ باشگاه در یک فصل، یک فصل شکست ناپذیرى در تمامى رقابت هاى خانگى، سریع ترین مربى در تاریخ باشگاه در رسیدن به ٥٠ پیروزى، شکست تمامى تیم هاى لالیگا در سالى که قهرمان لیگ شد، میانگین ٣ گل زده در هر بازى طى این ٣ فصل، کسب بیشترین امتیازات در مرحله گروهى چمپیونز لیگ با رکورد تاریخى ١٨ امتیاز و... همگى نشان از قدرتى داشت که او به تیم تزریق کرده بود. همچنین او بود که به سلطه بارسلونا پایان داد. تنها یک قهرمانى با رئال در چمپیونز لیگ مى توانست این لیست رو به یکى از کامل ترین لیست هاى دنیا تبدیل کند.

تا چندى پیش انواع و اقسام اتهامات را به مورینیو نسبت دادند. از سعى او براى اخراج شدن و دریافت میلیون‌ها یورو از باشگاه گرفته تا بد بودن با اسپانیایى‌ها و لطف کردن به پرتقالى ها. اما زمان همه چیز را مشخص کرد، همانطور که در اینده نزدیک نتایج رئال خیلى چیز‌ها را در مورد ارزشیابى کار مورینیو مشخص خواهد کرد. نیمکت نشین کردن په په به خاطر واران ١٩ ساله گرفته تا ایستادگى جلوى رونالدو در رختکن و انتقاد کردن از او براى در خدمت تیم نبودن. اخیرا هم که صراحتا اعلام کرد در صورت ترک و یا اخراج از مادرید، حتى یک یورو از باشگاه نخواهد گرفت. ایا انگِ دیگرى هم باقى مانده که به او نزده باشند؟

ایا نباید بجاى زیر سوال بردن اقاى خاص فوتبال دنیا همان کسانى را زیر سوال برد که او را بر مسند کار نشاندند؟ ان موقع چشم نداشتند که حقایق را ببینند؟ ان موقع کَر بودند که مصاحبه هاى چالشى مورینیو رو بشنوند؟ روزى که هواداران بعد از باخت ٥-٠ مقابل بارسا در نیوکمپ با پلاکاردهایى که روى ان نوشته بودند "تا پاى مرگ با مورینیو هستیم" از مورینیو حمایت کردند( چرا که فکر مى کردند او تنها کسى است که مى تواند به سلطه گرى بارسلونا پایان دهد) را به همین سادگى از بین بردند؟ انها عهدشان را شکستند در حالى که مورینیو وفادار ماند و رئال را در دو سال و نیم به جایى رساند که با تیم دوم خود بارسلونا را شکست دادند و تابوت چند ساله بارسا به طور کامل از بین رفت. بارسلونایى که از لحاظ روانى بازیکنان بزرگى مثل کاسیاس و رونالدو را هم تحت سلطه خود در اورده بود تا جایى که بعد از رفتن اتوئو، کاسیاس در مصاحبه اى از رفتن کابوس خود از بارسا ابراز خوشحالى مى کند و رونالدو فقط و فقط از روى نقطه پنالتى موفق به بازکردن دروازه والدس مى شود. اما حالا با مورینیو موراتا بازیکن تیم کاستیا رئال مادرید هم در خود توان شکست بارسلونا را مى بیند.

به راستى کدام یک مقصر اصلى هستند مورینیو یا رئال مادرید؟ باشگاهى که بعد از گذشت ٦٠ سال هنوز فکر مى کند تنها راه کسب موفقیت، خریدن موفقیت است؟ یا مربى که در سن ٥٠ سالگى تاریخ به خود هرگز ندیده است؟ جام هاى کسب شده توسط مورینیو تا به اینجا توسط هیچ مربى در سن ٥٠ سالگى کسب نشده است. حتى فرگوسن، مربى اى که با فتح ٤٨ جام معتبر به عقیده خیلى‌ها دست نیافتنى است هم در سن ٥٠ سالگى موفقیت هاى مورینیو را نداشت.

در دنیایى که نظم، هماهنگى، سیستم، مدیریت حرف اول را در موفقیت مى زنند رئال مادرید سعى دارد یک تنه با تکیه بر افراد به موفقیت برسد. اوردن مورینیو، بازى دادن به اسطوره هایى مثل کاسیاس، خرید سوپر استارها، تاجر موفقى چون پرز همه و همه به تنهایى بى معنى خواهد بود. همه و همه نهایتا به "تقریبا کسب موفقیت" ختم خواهد شد. تا زمانى که بازیکنان انقدر قدرت داشته باشند که نشود انها را روى نیمکت نشاند و یا به رئیس باشگاه اولتیماتوم بدهند که "یا ما یا مربى" و در مدیا رو در روى مربى خود بایستند این کشتى رویاهاى مادریدى‌ها به ساحل نخواهد نشست.

اجازه دهید تفاوت‌ها را برایتان بشکافم. به عنوان نمونه همین بایرن مونیخ که امسال بى شک به بهترین تیم اروپا تبدیل شده است در مقطعى از فصل و پس از انتصاب گواردیولا به عنوان مربى فصل بعد در بازى بعدى خود در لیگ المان ٠-٢ به برترى رسید. اما یوپ هاینکس بعد از بازى به شدت به بازیکنان تاخت و عملکرد انها را زیر سوال برد و اصرار داشت که او رئیس است چه یک سال وقت باقى مانده باشد چه یک روز. انها برده بودند اما او از عملکرد راضى نبود. فرداى ان روز فیلیپ لام به حمایت از سرمربى برخاست و به بازیکنان هشدار داد که نباید تمرکز خود را از دست بدهند. حالا این را با اتفاقات در رئال مادرید مقایسه کنید. جایى که بعد از نمایش هاى ضعیف اول فصل و باختهاى راحت، مورینیو از شرایط نا اماده بدنى بازیکنان ،که انگارى در تابستان زیادى خوش گذرانى کرده اند، انتقاد مى کند و از عدم تمرکز انها ناراحت است. ساعاتى بعد این سرخیو راموس است که طغیان مى کند و در مصاحبه اى جواب مربى خود را مى دهد. حتى نیمکت نشینى کاسیاس را هم با نیمکت نشینى روبن و گومز مقایسه کنید. باز هم این دو باشگاه مانند دو روى سکه هستند. اما اینها معلول هایی است که ما مى بینیم. در حالى که چیزهایى هم وجود دارد در پشت صحنه که ما نمى بینیم و در واقع دلیلى براى اتفاقات بوقوع پیوسته هستند. چرا در رئال مادرید بازیکنان به خود اجازه کارهایى را مى دهند که در سایر باشگاه هاى موفق شاهد این وقایع نیستیم؟ اگر ریشه این مطلب را بگیرید به جایى ختم نخواهد شد مگر خود صندلى هاى برنابئو. به خود هواداران رئال مادرید. این خواست و تمایلات انهاست که رئال را به اینجا رسانده است. شاید بد نباشد انها هم از خود بپرسند که چرا برنابئو کم خطر ترین ورزشگاه اروپا در میان تیم هاى بزرگ است؟ کدام تیم درجه یک در اروپا تماشاگرانى دارد که مى توانند ٩٠ دقیقه روى صندلى خود به مانند مرده‌ها ساکت بنشینند؟ هوادارانى که سالى یک بار از خواب بیدار مى شود ایا اصلا حقى هم براى اعتراض دارند؟ اگر از پرز بپرسید مى گوید بله. چرا که پول طرفداران است که مستقیم به خزانه باشگاه مى رود، اما تیم هاى بزرگ هوادارانى را نیاز دارند که قلب خود را به تیم بدهند. حتى از مقایسه جو نوکمپ با برنابئو هم احتمالا خنده تان مى گیرد پس وارد بحث نمى شوم.

بعد از قربانى کردن مورینیو اسم هایى مى شنویم که فصل اینده به رئال خواهند امد. بر طبق خواسته هواداران یوپ هاینکس نفر اول است ( مدرکى دیگر دال بر اینکه هواداران رئال واقعا فکر مى کنند موفقیت خریدنى است انها دوباره به سه سال پیش برگشته اند) یورگن کلوپ و انچلوتى. در صف بازیکنان هم اگوئرو، گرت بیل، فالکائو و نیمار ( که موفق به خرید آنها نشدند)، سوارس، کاوانى و... داستان به شدت تکرارى است. شما را نمى دانم اما براى من اینها چیزى جز قربانیان جدید نیستند.

خبرهای تصویری

بعدی قبلی

تمام حقوق برای سایت فوتبال . آی آر محفوظ است . هر گونه نقل مطلب و خبر از سایت با ذکر منبع مجاز است | 1391